پناه دلهای شکستهساعت از ۱۲ شب گذشته بود و چراغها روشن بود. گنبد فیروزهفام امامزاده، مثل نگینی در رکاب انگشتر میدرخشید.صحن شرقی را برای مردها داربست و پرده زده بودند و رواق بانوان و صحن شمالی را برای خانمها مفروش کرده بودند و مسقف.بعضی زوار دور هم گعده تشکیل داده بودند. اما اکثرا خواب بودند.
