خبرسازی هدفمند؛ اهرم رسانهای در خدمت فشار دیپلماتیک و حقوقی
✍️سیده رباب سیدکاظمیدر سازوکار روابط بینالملل و رویاروییهای سیاسی، رسانهها سالهاست نقشی فراتر از انتقال ساده رویدادها پیدا کردهاند. تولید، دستکاری و بازآفرینی هدفمند اخبار، در بستر رسانههای غربی، همواره بهعنوان یکی از کارآمدترین ابزارهای کمهزینه برای مشروعیتبخشی به اقدامات قهری، تحریمها و فشارهای دیپلماتیک علیه کشورهای خاص به کار رفته است. در این فرآیند، خبرسازی نه یک خطای غیرعمدی در تحریریهها؛ بلکه بخشی از یک زنجیره سازمانیافته است که احساسات افکار عمومی جهانی را برای توجیه مواضع سیاسی تحریک و هدایت میکند.شیوه کارکرد این الگو مبتنی بر ایجاد روایتهای تکبعدی، احساسی و فاقد پسزمینه حقوقی و اجتماعی است. رسانهها با برجستهسازی جزئیات دراماتیک و اتکا به منابع غیرقابل راستیآزمایی، موضوعی محلی یا پروندهای قضایی را به مسئلهای در سطح امنیت و حقوق بینالملل ارتقا میدهند. این موجسازی بهسرعت در ساختارهای سیاسی بازتولید میشود و به بیانیههای رسمی، قطعنامههای حقوق بشری و ابزارهای فشار دیپلماتیک پیوند میخورد. یکی از مصادیق روشن این شیوه، پرونده سکینه محمدی آشتیانی در اواخر دهه هشتاد است. در سال ۲۰۱۰، گزارشی اختصاصی و پرسر و صدا در روزنامه گاردین منتشر شد که ادعا میکرد گفتوگویی مستقیم با این فرد در داخل زندان انجام گرفته و نقلقولی نمادین از زبان او به جهان مخابره شد: «همهاش به خاطر این است که من یک زنم».
این روایت عاطفی و بیّن، بلافاصله به تیتر نخست رسانههای غربی تبدیل شد و موجی از بیانیههای شدید دیپلماتیک و کمپینهای گسترده بینالمللی را علیه ساختار حقوقی کشور رقم زد، بدون آنکه کسی درباره نحوه دسترسی خبرنگار به متهم یا پیچیدگیهای پرونده قتل پرسش کند. سالها بعد، زمانی که خود خبرنگار تولیدکننده آن گزارش پرده از خیالی بودن و جعل اصل آن مصاحبه برداشت، مشخص شد که چگونه هیجانسازی رسانهای بر پایهای ناموجود بنا شده بود؛ در حالی که اهداف سیاسی و دیپلماتیک آن موج در زمان خود محقق شده بود.این دست تجربیات نشان میدهد که در سازوکار خبرسازی غربی، صحت اطلاعات غالباً در اولویت دوم قرار دارد و همسویی روایت با اهداف راهبردی تعیینکننده است. استاندارد دوگانه در احراز اصالت منابع موجب میشود تا روایتی نامعتبر تنها به دلیل تطابق با پیشفرضهای ضد یک کشور مستقل، بهسرعت پذیرفته و ترویج شود. زمانی که اثر سیاسی و دیپلماتیک مطلوب حاصل شد، حتی تکذیبها یا اعترافهای دیرهنگام به دروغ بودن اصل روایت نیز دیگر توجهی برنمیانگیزد؛ زیرا افکار عمومی تأثیر روانی اولیه را پذیرفته است.درک این الگو ضرورت هوشیاری در تحلیل جریانهای خبری را دوچندان میکند. تبدیل خبرسازی به پیشدرآمد فشارهای دیپلماتیک و حقوقی، نشاندهنده ابزار شدن اخلاق روزنامهنگاری در مناسبات قدرت است؛ روندی که در آن حقیقت، نخستین قربانی برای هموار ساختن مسیر اهداف ژئوپلیتیک به شمار میرود.
20:21 - 12 شهریور 1405