تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌تحريرگران‌
تصویر نمایه‌ی ‌تحريرگران‌

تحريرگران

@tahrirgaran
شبکه نویسندگان؛ محلی برای نوشتن جمعی ایتا: https://eitaa.com/writersnetworkویراستی:https://virasty.com/Writersnetwork
iri
تاریخ پیوستن: اردیبهشت 1404
تصویر نمایه‌ی ‌تحريرگران‌
@tahrirgaran1 روز پیش

از «جادهٔ اشک» تا اشکِ امروز؛ سیری در الگوی تکرارشوندهٔ خشونت

✍️محمدجواد ازغندهشامگاه سه‌شنبه، دهم شهریور ۱۴۰۵، بندر کوهستک در شهرستان سیریک استان هرمزگان، میزبان یک عروسی ساده و صمیمی بود. در حیاط منزل مسکونی، گرد هم آمده بودند تا شادیِ آغاز زندگی مشترک دو جوان اهل تسنن را جشن بگیرند. بوی برنج و ماهی تازه، صدای دف‌های زنانۀ محلی و خنده‌های کودکانی که میان پ…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌تحريرگران‌
@tahrirgaran2 روز پیش

(فصلی جدید در تاریخ دفاعی ایران) نگاهی به ابعاد دفاع مقدس دوم و سوم ایران اسلامی

✍️سجاد میرزائیتاریخ ایران پر است از جنگ هایی که در بسیاری از آنها قسمتهایی از خاک ایران جدا شده است. اما ازجمله دستاوردهای انقلاب اسلامی در ایران این است که اولا تا آخرین جای ممکن از وقوع جنگ جلوگیری کرده و وقتی جنگی اتفاق افتاده تمام قد به ایستادگی برخاسته است. در اینجا نگاهی داریم به ابعادی از د…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌تحريرگران‌
@tahrirgaran3 روز پیش

"امنیت ملی از سفره مردم شروع می‌شود؛ ایران چقدر زمان دوام معیشت دارد؟"

✍️افسانه حاجیلووقتی از امنیت ملی سخن می‌گوییم، معمولاً نگاه‌ها به مرزها، توان دفاعی، بازدارندگی، انرژی و ذخایر راهبردی می‌رود. همه اینها مهم‌اند؛ اما امنیت ملی فقط در مرزها سنجیده نمی‌شود. بخشی از آن در جایی شکل می‌گیرد که کمتر با ادبیات امنیتی درباره‌اش حرف می‌زنیم: در توان یک خانواده برای ادامه …نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌تحريرگران‌
@tahrirgaran3 روز پیش

اتحاد مقدس؛ از هم ‌صدایی ملی تا قدرت راهبردی

✍️وحید رجب خانیمقدمهاتحاد در لحظات عادی یک انتخاب اجتماعی است، اما در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند به یک ضرورت ملی و عاملی تعیین ‌کننده در سرنوشت ملت‌ها تبدیل شود. تجربه تاریخی جوامع نشان می‌دهد ملت‌هایی که در برابر تهدیدهای بزرگ توانسته‌اند اختلافات فرعی خود را مدیریت کنند و حول ارزش‌ها و منافع مش…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌تحريرگران‌
@tahrirgaran4 روز پیش

حکایت تحول در آینه‌ی زمان

✍ زینب صفایی حکایت ما و این روزگار پر‌آشوب، حکایت آن پهلوانی است که عمری به دفاع شناخته شده بود، اما حالا فهمیده که دست بسته، حتی با نیت خیر، سنگ آسیای ظالمان را نمی‌چرخاند. سه بار دشمن، بی‌دعوت سفره‌ی آرامش ما را لگدکوب کرد؛ یک‌بار ارتش صدام، یک‌بار رژیم منحوس صهیونی و بار آخر، آن کدخدای خودخواند…نمایش بیشتر