حیا؛ نگهبان پنهان انسان

✍️سیده رباب سیدکاظمیبرخی فضیلت‌ها پیش از آنکه انسان را به انجام کاری وادار کنند، او را از انجام کاری بازمی‌دارند. حیا از همین جنس است؛ نیرویی درونی که پیش از آنکه قانون، تذکر یا مجازاتی در کار باشد، انسان را در برابر شکستن مرزهای اخلاقی متوقف می‌کند. حیا به آدمی یادآور می‌شود که هر آنچه می‌توان انجام داد، لزوما شایسته انجام دادن نیست و هر آنچه می‌توان گفت، سزاوار گفتن نیست. از همین‌جاست که بی‌حیایی را نباید صرفا یک رفتار فردی یا تغییر در ظاهر و سبک زندگی دانست؛ بی‌حیایی، در معنایی عمیق‌تر، فروریختن همان نگهبان درونی است که انسان را از بی‌پروایی در برابر زشتی بازمی‌دارد.در حدیثی گهربار، امام حسن عسکری (علیه السلام) می‌فرمایند: «مَنْ لَمْ یَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَمْ یَتَّقِ اللهَ؛ کسی که در برابر مردم پروا ندارد، در برابر خداوند نیز تقوا نخواهد داشت.» (بحارالأنوار، ج ۶۸، ص ۳۳۶). هرچند در این روایت واژه حیا به‌صراحت نیامده است؛ اما سخن از پروا و مراقبتی است که انسان را از بی‌باکی در برابر انجام امر ناپسند بازمی‌دارد. کسی که حتی در حضور مردم نیز هیچ پرهیزی از انجام رفتار قبیح ندارد و نسبت به زشتی آن احساس شرم و بازدارندگی نمی‌کند؛ نشانه‌ای از فروریختن همین حساسیت درونی را با خود دارد. روایت از همین نقطه، میان بی‌پروایی در برابر مردم و فقدان پروا در برابر خداوند پیوند برقرار می‌کند.
البته حیا، ترس از مردم یا اسیر نگاه آنان بودن نیست. انسان باحیا لزوما انسانی خجالتی، منزوی یا ناتوان در بیان خود نیست. مسئله این است که او هنوز نسبت به زشتی حساسیت دارد؛ هنوز میان آنچه شایسته است و آنچه شایسته نیست، مرزی می‌بیند و عبور از این مرز برایش آسان و بی‌اهمیت نشده است. از این رو حیا، نوعی آگاهی نسبت به حدود است؛ آگاهی‌ای که اجازه نمی‌دهد انسان هر میل و خواسته‌ای را بی‌چون‌وچرا به عمل تبدیل کند.به همین دلیل، حیا را می‌توان نوعی قدرت نگهبانی دانست. قدرتی که انسان را نگه می‌دارد؛ نه از سر ناتوانی؛ بلکه از آن رو که برای رفتار خود حد و مرز می‌شناسد. بی‌حیایی، در مقابل، گاه خود را در لباس جسارت و رهایی نشان می‌دهد؛ هر مرزی را قید می‌خواند و هر پرهیزی را نشانه ضعف. اما انسانی که در برابر خواسته‌ها و تمایلات خود هیچ قدرتی برای توقف ندارد، لزوما آزادتر نیست؛ چه‌بسا توان نگهبانی از خویش را از دست داده باشد.از این منظر خطر از جایی آغاز می‌شود که این بی‌باکی از یک رفتار فردی فراتر رود و به یک ارزش فرهنگی تبدیل شود. آنچه در آغاز رفتاری قبیح و ناپسند تلقی می‌شد، با تکرار و عادی‌شدن، حساسیت جامعه را نسبت به خود کاهش می‌دهد. آنچه دیروز موجب شرم بود، امروز عادی می‌شود و چه‌بسا فردا در پوشش جسارت و پیشرفت ستوده شود. این دگرگونی لزوما با یک تصمیم ناگهانی رخ نمی‌دهد؛ گاهی تنها از جایی آغاز می‌شود که انسان دیگر از زشتی، احساس شرم نمی‌کند.
در چنین وضعیتی، حیا به نام کهنگی و محدودیت کنار گذاشته می‌شود و بی‌حیایی به نام آزادی و تجدد ارزش می‌یابد. اما جامعه‌ای که حیا را طرد می‌کند، تنها یک فضیلت فردی را کنار نگذاشته است؛ بلکه بخشی از سازوکار مراقبت اخلاقی خود را نیز تضعیف کرده است. حیا همان حساسیت درونی نسبت به مرزهایی است که پیش از هر قانون و نظارت بیرونی، انسان را متوقف می‌کند. تا زمانی که این حساسیت زنده است، انسان پیش از آنکه دیگری او را بازدارد، خود در برابر برخی رفتارها می‌ایستد. اما وقتی این نگهبان خاموش شود، قانون و نظارت بیرونی نیز به‌تنهایی نمی‌توانند جای خالی همه مرزهای درونی را پر کنند.بنابراین، مذمت بی‌حیایی تنها مذمت یک رفتار خاص نیست؛ هشدار درباره وضعیتی است که در آن انسان به‌تدریج نسبت به زشتی بی‌تفاوت می‌شود. خطر اصلی بی‌حیایی آن است که قبح را عادی می‌کند و پس از مدتی، حتی حساسیت نسبت به زشت‌بودن رفتار را نیز از میان می‌برد. انسانی که از انجام کار نادرست شرم نمی‌کند، ممکن است به جایی برسد که نه‌تنها از آن پرهیز نکند؛ بلکه آن را نشانه جسارت و برتری خود بداند.کلام امام نیز در همین چارچوب، هشداری درباره از دست دادن نیروی پروا در انسان است؛ نیرویی که در نسبت با مردم خود را به‌صورت حیا و پرهیز از بی‌باکی در برابر امر قبیح نشان می‌دهد. انسان باحیا هنوز در درون خود نگهبانی دارد که او را از بی‌پروایی بازمی‌دارد؛ اما بی‌حیایی، خاموش‌شدن تدریجی همین نگهبان است. و آنجا که این خاموشی از یک رفتار فردی فراتر رود و به هنجاری اجتماعی تبدیل شود، جامعه نیز به‌تدریج حساسیت خود را نسبت به مرز میان حیا و بی‌پروایی از دست خواهد داد.
18:19 - 1 شهریور 1405
جامعه
اندیشه
حماسه و مقاومت

1 بازنشر1 واکنش
11٫2k بازدید