حجاب؛ وقتی زن از بازارِ نگاهها بیرون میآید
✍️معصومه جمشیدیدنیا یک دروغ بزرگ را آنقدر تکرار کرده که کمکم شبیه حقیقت شده است:«زن هرچه بیشتر دیده شود، آزادتر است.»از ویترین فروشگاهها تا فرش قرمز سینما، از مجلههای مد تا شبکههای اجتماعی، زن را سالها در یک مسابقه بیپایان گذاشتهاند؛ زیباتر باش، جوانتر باش، جذابتر باش، بیشتر دیده شو. انگار زن وقتی ارزشمندتر است که نگاه بیشتری را به خودش جلب کند.اما درست وسط همین میدان، اتفاقی در حال رخ دادن است که نباید آن را فقط در حد چند خبر درباره «حجاب یک سلبریتی» دید.سینید اوکانر، خواننده مشهور ایرلندی، در سال ۲۰۱۸ اسلام آورد و با نام «شُهَدا» شناخته شد. بریتنی رنر، مدل و چهره مشهور آمریکایی، نیز در سال ۲۰۲۴ از مسلمانشدن خود سخن گفت.در دنیای مد نیز حلیمه عدن، مدل سومالیاییآمریکایی، با حجاب در سطح بینالمللی فعالیت کرد و اوگباد عبدی نیز به عنوان یک مدل محجبه با برندهای بزرگی همکاری داشت.اما مسئله اصلی این اسامی نیست.مسئله این است:چرا انتخاب حجاب برای یک زن مشهور هنوز خبر است؟چون حجاب فقط تغییر لباس نیست؛ میتواند تغییر نسبت زن با «نگاه دیگران» باشد.سالها به زن گفتهاند: بدن تو سرمایه توست؛ آن را نمایش بده تا دیده شوی، دیده شو تا ارزش پیدا کنی.حجاب میتواند درست در نقطه مقابل این منطق بایستد:«من ارزشم را از تعداد چشمهایی که به من خیره میشوند نمیگیرم.»اما اینجا یک سؤال تلختر متوجه خود ماست.ما که از کمحجابی، شلحجابی و بیحجابی برخی زنان مینالیم، آیا هیچوقت از خودمان پرسیدهایم چه تصویری از زن محجبه ساختهایم؟
سالها بخشی از سینما و تلویزیون، زن چادری را در قابهایی نشان داده که سهمش از زندگی، بیشتر رنج بوده تا موفقیت؛ زن زندانی، زن فقیر، زن خدمتکار، زن روستایی، زن سالخورده، زن مصیبتدیده.اینکه همیشه چنین نبوده، روشن است؛ اما تکرار یک الگوی تصویری، حتی بدون قصد قبلی، در ذهن مخاطب اثر میگذارد.ذهن نوجوان، کتاب جامعهشناسی نیست؛ با تصویر یاد میگیرد.وقتی دختر جوان، زن محجبه را کمتر در قامت پزشک، ورزشکار، استاد، کارآفرین، هنرمند، خبرنگار، مدیر و قهرمان میبیند و بیشتر در قاب فقر و رنج میبیند، بعد نباید با حیرت بپرسیم:چرا حجاب برای او جذاب نیست؟اینجا بخشی از مسئله را باید گردن خودمان بیندازیم.اگر حجاب را کرامت میدانیم، چرا گاهی خودمان آن را در قاب ترحم قرار دادهایم؟اگر حجاب نشانه عزت است، چرا زن محجبه را کمتر در قاب قدرت، دانش، زیبایی، موفقیت و اعتمادبهنفس نشان دادهایم؟چرا دختر چادری نباید زیبا، شیک، متخصص، موفق و صاحب سبک باشد؟چرا نباید قهرمان داستان باشد؟دنیا از این خلأ استفاده کرده است. صنعت مد فهمیده که زن محجبه هم مخاطب، هویت و بازار دارد؛ حلیمه عدن با حجاب وارد صحنه مد جهانی شد و نشان داد پوشش اسلامی لزوماً به معنای حذف زن از عرصه اجتماعی نیست.ما اما گاهی هنوز حجاب را فقط در قاب «رنج» روایت میکنیم و بعد از نسل جدید میخواهیم عاشق همان تصویر شود.خودکرده را تدبیر نیست.نمیشود سالها تصویری ناقص از حجاب ساخت و امروز تمام تقصیر را گردن شبکههای اجتماعی انداخت.البته فضای رسانهای و الگوهای وارداتی بیتأثیر نیستند؛ اما جامعهای که خودش روایت جذاب نداشته باشد، روایت دیگران را به جای او تعریف خواهند کرد.
حجاب با تحقیر، اجبار، دوگانگی اخلاقی و نگاه از بالا به پایین، از درون تهی میشود.اگر قرار است حجاب انتخابی آگاهانه و ارزشمند باشد، باید زن محجبه را انسانی کامل ببینیم؛ نه یک تکه پارچه متحرک و نه نماد فقر و رنج.زن، قبل از آنکه درباره پوششش قضاوت شود، باید انسان بودنش دیده شود.شاید پرسش امروز فقط این نباشد که:«چرا بعضی زنان حجاب را کنار گذاشتهاند؟»پرسش سختتر این است:«ما برای اینکه حجاب انتخاب شود، چه تصویر باشکوهی از زندگیِ زن محجبه ساختهایم؟»حجاب فقط یک تکه پارچه نیست.اما اگر میخواهیم برای نسل آینده معنا داشته باشد، باید برایش یک زندگیِ قابل احترام، یک هویتِ قدرتمند و یک تصویرِ زیبا بسازیم.وگرنه دوباره مینشینیم، از شلحجابی مینالیم، دنبال مقصر میگردیم و فراموش میکنیم:بخشی از این قصه را خودمان نوشتهایم.
17:32 - 19 مرداد 1405