لحظه هولدرلینیِ تاریخ و رهبری آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای

✍️محسن سلگیهولدرلین، شاعر بزرگ آلمانی، جمله ای دارد که بیش از آنکه شاعرانه باشد، تاریخی است. او می گوید:«هر جا خطر باشد، نجات نیز همان جاست.» در ترجمه ای دیگر، چنین می خوانیم:«آن جا که خطر می‌روید، عنصر نجات بخش نیز می‌روید.»تاریخ، همیشه در آرامش ساخته نمی‌شود و اکر دقیق‌تر بگوییم، تاریخ همان لحظات معمول و گذر ساعت بیولوژیک نیست، بلکه لحظاتی که زمان از ساعت و زمان کرونولوژیک فراروی می کند(می توان با تمایز میان مفهوم کایروس و کرونوس این بحث را عمیق تر کرد). به هر روی، بسیاری از نظم های سیاسی و رهبران بزرگ، نه در دوران ثبات، بلکه در متن بحران، جنگ و لحظات فروپاشی ظهور کرده اند. گویی تاریخ، انسان ها را در وضعیت عادی انتخاب نمی‌کند. لحظه خطر، فقط لحظه تهدید نیست؛ لحظه آشکار شدن نیروهای پنهان نیز هست.در چنین افقی، رهبر شدن آیت الله سید مجتبی خامنه ای درست پس از شهادت امام سید علی خامنه ای و در میانه جنگ تمام عیار با آمریکا، اسرائیل و ائتلافی از متحدان آنان، صرفا یک جابه جایی اداری قدرت نبود. آن رخداد، برای بخش مهمی از نیروهای انقلابی، معنایی فراتر از انتقال رسمی داشت؛ گویی نظام سیاسی ایران، بار دیگر در متن خطر، خود را بازتولید و حتی بازتأسیس کرد. بازتولیدی که از نسخه اولیه یعنی نسخه 57 فراتر بود. چراکه در آن زمان هم سطح رویارویی با استکبار و امریکا چنین عمیق و معنابخش نبوده است.
درک این مسأله بدون فهم روح تاریخی جمهوری اسلامی دشوار است. این نظام، دست کم در روایت درونی و انقلابی خود، همیشه کوشیده مشروعیتش را نه فقط از سازوکارهای رسمی، بلکه از نسبت با خطر، مقاومت و ایستادگی اخذ کند. به این سبب نیز لحظه انتقال رهبری، نه در دوران رفاه و آرامش، بلکه دقیقا در دل جنگی فراگیر رخ داد؛ جنگی که بسیاری تصور می‌کردند می‌تواند ایران را دچار فروپاشی یا تسلیم کند.اما همان نقطه خطر، به نقطه تاسیس دوباره بدل شد. همان جا که قرار بود پایان باشد، به آغاز مرحله ای تازه تبدیل شد. گویی منطق هولدرلینی بار دیگر خود را آشکار کرد و به ظهور رساند؛ اینکه نجات، همیشه از بیرون خطر نمی‌آید، بلکه گاه دقیقا از درون آن زاده می‌شود.شاید راز ماندگاری برخی نظام های سیاسی نیز همین باشد؛ اینکه بحران را فقط تهدید نمی‌بینند، بلکه آن را لحظه بازتعریف خویش می‌دانند. تاریخ، گاهی در اتاق های آرام دیپلماتیک نوشته نمی‌شود؛ در آتش نوشته می‌شود.اما تاریخ کبیر، فراتر از تاریخ صغیر از آتش سربرمی آورَد. چنانکه عبور با سلامتِ ابراهیم خلیل الله علیه‌السلام از آتش و اسطوره سیاوش، مؤید همین تاریخ عظمت و افتخار است.از این چشم‌انداز، اینکه رهبری جدید در ایران در متن جنگی فراگیر با آمریکا، اسرائیل و ائتلافی از چند کشور دیگر شکل گرفت، لحظه ای است که بیش از آنکه یک انتقال اداری قدرت باشد، واجد معنایی وجودی و تاریخی است؛ چراکه در منطق ابراهیمی، مشروعیت صرفا از سازوکار رسمی نمی‌آید، بلکه از نسبت انسان با خطر، ایستادگی و آمادگی برای عبور از نقطه بی بازگشت نیز زاده می‌شود.
در الگوی ادیسیوسی(اشاره به اسطوره ادیسه که پس از سالها سرگردانی و گم شدن به خانه و نقطه اول بازگشت)، انسان در بحران به دنبال راه بازگشت است، اما در الگوی ابراهیمی، گاه خود بحران به صحنه ظهور معنا و تأسیس بدل می‌گردد. با چنین بنیادی، هرگز عقب نشینی بنیادین در کار نیست و تا خط پیش می رویم.لحظات و دوره رهبری آیت الله سید مجتبی خامنه ای به این سان و چنان ابراهیمی است. لحظات ارتقا و استعلای گذشته و نه بازگشت به آن است.لحظه برانگیختگی امت و برآهیختن و استعلا است.
09:12 - 11 خرداد 1405
جامعه
اندیشه
تحلیل و نظر

2 بازنشر6 واکنش
21٫2k بازدید