پشتِ پرده تغییر ریل از جزوه مائو تا التماسِ سازش
حضور چندشبپیش غلامحسین کرباسچی در قاب زنده تلویزیون و روایتش از چپرویهای انقلابیاش تا نسخه وادادگی آشکار، تصویری عریان از پایان محتوم افتادن در تله افراطوتفریط را پیش چشم میلیونها بیننده گذاشت.
گروه زندگی: این موضوع صرفاً یک ماجرای سیاسی نیست؛ بلکه بررسی یک سبک زندگی و الگوی رفتاری است تا بیاموزیم چگونه افتادن در دام افراطوتفریط، انسان را در تصمیمگیریهای شخصی، خانوادگی و اجتماعی به بنبست میکشاند. صحبتهای چند شب پیش غلامحسین کرباسچی در برنامه «بهوقت ایران» که در آن توأم با تحقیر توان داخلی، نسخه انفعال و پذیرش مجدد جام زهر را میپیچید، تنها یک اظهارنظر سیاسی ساده در قاب سیما نبود. وقتی فردی که روزگاری بهخاطر جزوههای مائو و چگوارا بازداشت شده، امروز به جایی میرسد که نجات کشور را صرفاً در بالابردن دستها در برابر فشار بیرونی میبیند، ما با یک لغزش عمیق در روانشناسی رفتار روبهرو هستیم. این ماجرا یک آزمایشگاه زنده است تا یاد بگیریم چطور هرگونه هیجانزدگی افراطی در هر عرصهای از زندگی، دیریازود به تفریط، وادادگی و احساس عجز ختم میشود و تنها راه نجات، تمسک به خط اعتدال اسلامی است. قانون هستی؛ چرایی سقوط از آرمانگرایی کور به انفعال محض
امیرالمؤمنین علی (ع) در کلامی دقیق و راهگشا در نهجالبلاغه (حکمت ۷۰) اصل این تلاطم رفتاری را روشن کرده و میفرمایند: «لَا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً»؛ جاهل را جز در حال زیادهروی یا کوتاهی و تفریط نمیبینی. طبق این اصل حکمتآمیز، هرگاه انسان در انتخابهایش بهجای عقلانیت و ثبات قدم، بر موج هیجانات و تندروی سوار شود، با اولین سیلیِ واقعیت دچار فرسایش شده و به نقطه «بدیم بره» میرسد. این مکانیزم دقیقاً در رفتارهای فردی نیز تکرار میشود؛ فردی که در یک تصمیم خانوادگی یا تربیت فرزند دچار افراط میشود، پس از مواجهه با موانع، کلاً شانه خالی کرده و دچار بیتفاوتی کاملی میشود که مخربتر از خطای اول است.
مهارت کنترل هیجان و پرهیز از رفتارهای «صفر و یکی» در زندگی
نخستین درس کاربردی این تغییر ریل، کسب مهارت پایداری بر خط اعتدال و دوری از تصمیمگیریهای صفر و صد است. در روابط فردی و شغلی، افراطگرایی خودش را به شکل رفتارهای چکشی، توقعات نامعقول و شتابزدگی نشان میدهد. کسی که یاد نگرفته است مسائل را با نگاه واقعبینانه و اعتدالی تحلیل کند، وقتی با سختی روبهرو میشود، اولین نسخهای که میپیچد «تسلیم کامل» و رهاکردن مسئولیتهاست. سبک زندگی مؤمنانه به ما میآموزد که اعتدال یعنی ظرفیتها و مشکلات را توأمان دیدن و بدون هیجان یا استیصال، گامبهگام برای حل مسئله اقدامکردن.
تفکیک منفعتطلبی شخصی از حل مسائل واقعی خانواده و جامعه
یکی از خطاهای رایج در مدیریت بحرانها، استفاده از مغالطات برای پیشبردن خواستههای شخصی یا گروهی است. چند شب پیش وقتی سرنوشت کل کشور و جنگ به آزادی چند فرد خاص گرهزده شد، نمونه بارز غیرمرتبط را به هم ربطدادن برای باجگیری رسانهای بود. در سبک زندگی روزمره نیز این خطای مهارتی فراوان دیده میشود؛ مادری یا همسری که هنگام بروز یک اختلاف خانوادگی، بهجای حل اصل مشکل، عقدههای قدیمی یا منافع شخصی خود را وسط میکشد و حل مسئله را مشروط به باج دادن طرف مقابل میکند. مهارت تفکر نقادانه و انصاف حکم میکند که در بحرانها فقط بر ریشه اصلی مشکل تمرکز کنیم، نه سهمخواهی شخصی.
مهارت تابآوری و پرهیز از خودتحقیری در برابر چالشها
وادادگی از احساس حقارت درونی و کوچک دیدن داشتههای خود آغاز میشود. کلامی که میگوید «توان ما اصلاً با طرف مقابل قابلمقایسه نیست»، پیش از هر چیز اراده فردی و عزتنفس را ویران میکند. در مهارتهای زندگی، خودتحقیری یعنی اینکه انسان در برابر یک مانع بزرگ در شغل، بیماری یا تحصیل، کارهای بزرگی که تا امروز انجام داده را فراموش کند و دچار فلج تصمیمی شود. ملت یا فردی که تکیهگاه عزتنفس درونی و توکل الهی را از دست بدهد، بهراحتی به شروط طرف مقابل تن میدهد و تمام سنگرهایش را یکی پس از دیگری واگذار میکند.
میزان سنجش در اسلام ناب، ثبات قدم بر صراط مستقیم است
برای اینکه در تلاطمهای زندگی و فتنهها بازیچه نوسانات افراطوتفریط نشویم، نیازمند یک قطبنمای خدشهناپذیر هستیم. امام صادق (ع) وضعیت جامعه و فرد متعادل را اینگونه ترسیم میفرمایند که نه تندرویهای بیمبنا آنها را به صخره میزند و نه کمآوردن و انفعال، مانع حرکتشان میشود. خط اعتدال اسلامی، سبک زندگی هوشمندانهای است که در آن، عزت با عقلانیت و مقاومت با تدبیر گرهخورده است؛ الگویی که اجازه نمیدهد در مواجهه با طوفانها، از چریک افراطی دیروز به آدمی بیاراده و التماسکننده در امروز تبدیل شویم.
21:39 - 26 مهر 1405