وطن دوستی به سبک سلبریتی های وطن فروش
تاریخ گواهی میدهد که ملت ایران هیچگاه مغلوب تهاجم سخت و نظامی دشمنان خود نشده است؛ چرا که خاک این وطن با خون پاکترین فرزندانش تبرک شده و هر وجب آن دژی است تسخیرناپذیر.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: پرویز سروری عضو جمعیت رهپویان در یادداشتی نوشت: تاریخ گواهی میدهد که ملت ایران هیچگاه مغلوب تهاجم سخت و نظامی دشمنان خود نشده است؛ چرا که خاک این وطن با خون پاکترین فرزندانش تبرک شده و هر وجب آن دژی است تسخیرناپذیر. دشمن با درک همین واقعیت، سالهاست به این نتیجه رسیده که برای شکستن قامت این ملت، نباید سراغ خاکریزهای جنوب و غرب برود، بلکه باید خاکریزهای ذهنی را هدف بگیرد.امروز، خط مقدم جبهه، از سواحل کارون و اروند به روی صفحههای چند اینچی گوشیهای تلفن همراه منتقل شده است؛ جنگی شناختی که در آن به جای گلوله، شایعه و به جای بمب، آیه یاس و ناامیدی شلیک میشود. اما تلخترین بخش این معرکه، نقشه دشمن نیست؛ تلخی قصه آنجاست که ببینی برخی پیادهنظامهای داخلی، کسانی که در امنیت این نظام قد کشیدهاند، با ریال این مردم جیبهایشان را پر کردهاند و اعتبارشان را از تکتک این شهروندان وام گرفتهاند، امروز در روز حادثه، شیپور جنگ روانی پنتاگون را باد میکنند!ما امروز با پدیدهای شوم به نام «وطنفروشی شیک» مواجهیم که ابزار اصلیاش سکوتهای گزینشی و مهندسیشده است. برای رسوا شدن خط فکری این جریان، کافی است کارنامه رسانهای آنها را در قبال رویدادهای اخیر مرور کنیم:چگونه است که وقتی موشکها و پهپادهای متجاوز ارتش آمریکا، سقف مدرسه شجره طیبه میناب را بر سر کودکان معصوم و فرشتگان بیگناه این وطن آوار میکنند، قلمهای کجفکر این تریبونداران فضای مجازی میشکند؟! چگونه است که وقتی قهرمانان ما، همان دریادلان جانبرکف ناوشکن سرافراز دنا، در اعماق اقیانوس مظلومانه و بیادعا به دست شقیترین ارتش دنیا به شهادت میرسند، این جماعت روزه سکوت میگیرند؟!
آن روز که پیکرهای پارهپاره دانشآموزان مظلوم میناب و پیکرهای مطهر ملوانی که جوانیاش را فدای امنیت مرزهای آبی کشور کرد، دل هر انسان آزادهای را در جهان به درد آورد، چرا فریاد وامصیبتا و هشتگهای دادخواهی این حضرات بلند نشد؟ آیا فرزندان میناب و شهدای دنا، پارههای تن این خاک نبودند؟ یا شاید حقیقت چیز دیگری است؛ شاید نگران بودند که محکوم کردنِ جنایتِ آشکارِ ارباب آمریکاییشان، کلاس کاری، ویزاهای شنگن و اقامتهای گرینکارتیشان را به خطر بیندازد؟! این سکوت، سکوتِ بیخبری نبود؛ یک سکوتِ کاسبکارانه، عافیتطلبانه و خائنانه بود.اما ورق که برمیگردد، ماهیت این جریان روشنتر میشود. امروز که فرزندان رشید این ملت در سپاه و ارتش، جانبرکف در برابر هجمه به زیرساختهای حیاتی جنوب و اهواز سینه سپر کردهاند و پدافند قهرمان ما تن به آتش و گلوله میدهد، همان جماعتِ لالشدهی دیروز، ناگهان زبان باز کردهاند! اما نه برای ستایش مقاومت، بلکه برای طعنهپراکنی زهرآلود سیاسی و عقدهگشایی.امروز این عافیتطلبانِ ساکن در برجهای عاج، در فضای مجازی نسخه نظامی میپیچند و با وقاحت به نیروهای جانفدا میگویند: «اگر راست میگویید خودتان به جنوب بروید و بجنگید!» و همزمان شعار فریبکارانه سر میدهند که «جنوب رها شده است!».
این افراد و بلاگرهای بیهویتی که در پازل جنگ روانی دشمن بازی میکنند، نه نگران خونهای ریختهشده در میناب بودند، نه نگران غرق شدن ناوشکن دنا، و نه امروز نگران دلسوختگان جنوب هستند؛ اینها دلالان ترس و ناامیدی هستند که کارشان تقلیل دادن حماسه مدافعان، القای حس ترس در دل مادران، و ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت است تا به دشمن این پیام را بدهند که ایران از درون سست شده است. شما که در شهادت دریادلان دنا حتی یک پیام تسلیت خشک و خالی ندادید، چطور امروز مدعی و دلسوز تمامیت ارضی جنوب شدهاید؟!در مقابل این جریان خودباخته، ما جریان هنرمندان اصیل، نجیب و بااصالتی را داریم که ریشه در این خاک دارند؛ هنرمندانی غیور و باشرف (بهویژه از خود خطه جنوب) که حقیقت را قربانی لایک و کامنت و سفارتخانهها نکردند. آنها هم در فاجعه میناب و شهادت شهدای دنا مردانه به میدان آمدند و مظلومیت هموطنانشان را فریاد زدند، و هم امروز پای اقتدار کشور ایستادهاند و به تلطیف واژهها توسط رسانههای بیگانه اعتراض میکنند. این یعنی هنرِ متعهد؛ هنری که در خدمت شرف و هویت ملی است، نه در خدمت اتاق جنگ روانی دشمن.جنوبِ قهرمان، خوزستانِ مقاوم و اهوازِ خونگرم، قلب تپنده و ناموس این ملت است. مردم جنوب، خود صاحبان خط اول مقاومتند که هشت سال زیر باران موشک ایستادند و شرفشان را حراج نکردند. امروز هم فرزندان نظامی این ملت، جانشان را سپر کردهاند تا برخی در پایتخت، زیر سایه امنیتِ حاصل از خون شهدا بنشینند و استوریهای طعنهآمیز منتشر کنند!
برخورد جامعه با این جریانِ مجازیِ خودباخته، دیگر نباید انفعال باشد. وقت آن رسیده است که افکار عمومی عیار واقعی این افراد را بشناسد. کسی که چشمش را بر روی فاجعه بارز میناب و شهادت غریبانه دریادلان دنا میبندد اما برای جانفشانیِ مدافعان جنوب چاله میکَند، مرجع فکری و فرهنگی این ملت نیست. مرجع این ملت، نخبگان دلسوز، کارشناسان شریف و دانشمندانی هستند که شبانهروز برای اقتدار این خاک عرق میریزند. ما باید با ارتقای سواد رسانهای جامعه، مرجعیت را از آماتورهای فضای مجازی پس بگیریم و بدانیم که ایران، یک پیکر واحد است و این تفرقهافکنیهای مجازی، هرگز توانِ سست کردنِ ارادهی راسخ این ملت بزرگ را نخواهد داشت.
15:31 - 27 تیر 1405