تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌

𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇

@Wrlactor
منشن‌ها به‌جهت محدود نشدن پاک میشود.
تاریخ پیوستن: فروردین 1402
تصویر نمایه‌ی ‌مُحَمَّدْطٰاهٰا بٰاقِریْ ☫‌
@Taham28 دی 1404
در پاسخ به @Wrlactor
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدیتو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدیمسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدیوه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدیواعظ شهر همه عمر بزد لاف منیدم عیسی مسیح از تو پدیدار شدییادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم…نمایش بیشتر
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
تو را ز حال پریشان ما چه غم دارداگر چراغ بمیرد صبا چه غم داردقضا به تلخی و شیرینی ای پسر رفتستتو گر ترش بنشینی قضا چه غم داردجفا و هر چه توانی بکن که سعدی راکه ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
دست از طلب ندارم تا کامِ من برآیدیا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآیدبگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآیدجان بر لب است و حسرت در دل که از لبانشنگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید-سعدی-
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در شوقِ رویِ جانان، حیران بُوَد دلِ ما با یادِ مهرِ او شد روشن شبِ دلِ مادردا که یارِ ما نیز، از وصل می‌رمانَددر تیرگیِ شب‌ها، تنها نهد دلِ ما-خودم-
تصویر نمایه‌ی ‌مُحَمَّدْطٰاهٰا بٰاقِریْ ☫‌
@Taham28 دی 1404
در پاسخ به @Wrlactor
خوب بود 😭
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
خبرت هست که بی‌روی تو آرامم نیست؟طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد؟سر مویی به غلط در همه اندامم نیست-سعدی-
تصویر نمایه‌ی ‌مُحَمَّدْطٰاهٰا بٰاقِریْ ☫‌
@Taham28 دی 1404
در پاسخ به @Wrlactor
سعدی جانم 😭
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
شب فراق که داند که تا سحر چندستمگر کسی که به زندان عشق در بندستفراق یار که پیش تو کاه برگی نیستبیا و بر دل من بین که کوه الوندست

تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آیدو گر صد نامه بنویسم حکایت بیش از آن آیدمرا تو جان شیرینی به تلخی رفته از اعضاالا ای جان به تن بازآ و گر نه تن به جان آید
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوستای آفتاب حُسن! برون‌ آی دمی ز ابرکان چهره مُشَعشَعِ تابانم آرزوست
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بندهکه بادا عهد و بدعهدی و حسنت هر سه پاینده
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
ما در وصل بسته میدارد دوستدل را به فراق خسته میدارد دوستمن‌بعد من و شکستگی بر در دوستچون دوست دل شکسته میدارد دوست

تصویر نمایه‌ی ‌مُحَمَّدْطٰاهٰا بٰاقِریْ ☫‌
@Taham28 دی 1404
در پاسخ به @Wrlactor
داغون نمی‌تونی بگی اما خوب نبود.
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
باقری اینو داشته باش هروقت مزدوج شدی بفرستبا تو می‌چسبد فقط رفتن به قعر عاشقی؛ورنه در باب هوس بازی که آدم قحط نیست😔
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
مهتاب پشت ابر نماند نهان، ولی؛غم پشت خنده‌های دروغین ما چرا.-خبیرعاصی-
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
مهر تو خورده گره با دل من تا به ابدجان ز تن گر برود عشق تو از آن نرود.
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
دست‌هایت مرتع انگور های نوبر استچون حلال من نشد باشد حرام دیگری😭
تصویر نمایه‌ی ‌مُحَمَّدْطٰاهٰا بٰاقِریْ ☫‌
@Taham28 دی 1404
در پاسخ به @Wrlactor
چه غمی 😭
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
خواهد دل من شربت دیدار و دگر هیچاین‌ست علاج دل بیمار و دگر هیچ😭
تصویر نمایه‌ی ‌مُحَمَّدْطٰاهٰا بٰاقِریْ ☫‌
@Taham28 دی 1404
در پاسخ به @Wrlactor
😭😭😭
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
تسکین نیابد جان من؛صدبار اگر بینم تورا
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
تن تو منطقه مین و لب من سربازیست؛که جوان است و به سر شوق شهادت دارد😭

𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇 پاسخ داد

تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
آمدم یاد تو از دل به برونی فِکَنمدل برون گشت ولی یاد تو با ماست هنوز

تصویر نمایه‌ی ‌مُحَمَّدْطٰاهٰا بٰاقِریْ ☫‌
@Taham28 دی 1404
در پاسخ به @Wrlactor
چی‌بود جاش باقری گذاشتی؟
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
در پاسخ به @Taham
تحمل نه، رها باید کنم یک روز دنیا راکه سازش با چنین دنیایی از من بر نمیاید.
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
گفتم مگر ز رفتن، غایب شوی ز چشممآن نیستی که رفتی، آنی که در ضمیری.
تصویر نمایه‌ی ‌𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇‌
@Wrlactor28 دی 1404
میکند یک شهر روی زور بازویم حسابمن خودم محتاج خوابیدن سرِ بازوی تو😭