تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدیتو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدیمسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدیوه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدیواعظ شهر همه عمر بزد لاف منیدم عیسی مسیح از تو پدیدار شدییادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم…نمایش بیشتر

@Taham28 دی 1404در پاسخ به @Wrlactorتو که خود خال لبی از چه گرفتار شدیتو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدیمسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدیوه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدیواعظ شهر همه عمر بزد لاف منیدم عیسی مسیح از تو پدیدار شدییادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم…نمایش بیشتر
@Wrlactor28 دی 1404دست از طلب ندارم تا کامِ من برآیدیا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآیدبگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآیدجان بر لب است و حسرت در دل که از لبانشنگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید-سعدی-
@Wrlactor28 دی 1404در شوقِ رویِ جانان، حیران بُوَد دلِ ما با یادِ مهرِ او شد روشن شبِ دلِ مادردا که یارِ ما نیز، از وصل میرمانَددر تیرگیِ شبها، تنها نهد دلِ ما-خودم-
𝓦𝓲𝓵𝓵𝓲𝓪𝓶 ℛℒ𝒶𝒸𝓉ℴ𝓇 پاسخ داد
@Wrlactor28 دی 1404مهتاب پشت ابر نماند نهان، ولی؛غم پشت خندههای دروغین ما چرا.-خبیرعاصی-
@Wrlactor28 دی 1404مهر تو خورده گره با دل من تا به ابدجان ز تن گر برود عشق تو از آن نرود.
@Wrlactor28 دی 1404تن تو منطقه مین و لب من سربازیست؛که جوان است و به سر شوق شهادت دارد😭