تن تو منطقه مین و لب من سربازیست؛که جوان است و به سر شوق شهادت دارد😭
این خبر حذف شده است.
@Taham28 دی 1404در پاسخ به @Wrlactorمن به خال لبت ای دوست گرفتار شدمچشم بیمار تـو را دیدم و بیمار شدمدرِ میخانه گشایید به رویم، شب و روزکه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدمواعظ شهر که از پند خود آزارم داداز دم رند مى آلوده مددکار شدمبگذارید که از بتکده یادى بکنم…نمایش بیشتر
@Taham28 دی 1404تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدیتو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدیمسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدیوه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدیواعظ شهر همه عمر بزد لاف منیدم عیسی مسیح از تو پدیدار شدییادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم…نمایش بیشتر
@Wrlactor28 دی 1404دست از طلب ندارم تا کامِ من برآیدیا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآیدبگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآیدجان بر لب است و حسرت در دل که از لبانشنگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید-سعدی-
@Wrlactor28 دی 1404در شوقِ رویِ جانان، حیران بُوَد دلِ ما با یادِ مهرِ او شد روشن شبِ دلِ مادردا که یارِ ما نیز، از وصل میرمانَددر تیرگیِ شبها، تنها نهد دلِ ما-خودم-