یک مانع پنهان بر سر راه جهش ایران!
گاهی یک کشور برای برداشتن یک گام بلند، به منابع تازهای نیاز ندارد؛ به روش تازهای برای استفاده از ظرفیتهای موجود نیاز دارد.
فارس - خط رهبری: وقتی از پیشرفت کشور حرف میزنیم، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن میآیند منابع، بودجه، نیروی انسانی و امکانات بیشتر است؛ اما یک پرسش مهم کمتر مطرح میشود: اگر مسئله پیشرفت، فقط کمبود منابع نباشد چه؟ اگر بخشی از موانع پیشرفت، نه در نبود بودجه و امکانات بلکه در همان شیوههای تکراری و عادتهایی ریشه داشته باشد که سالها با آنها مسائل کشور را حل کردهایم، آنگاه برای حرکت رو به جلو باید چه چیزی را تغییر داد؟گاهی یک کشور برای برداشتن یک گام بلند، به منابع تازهای نیاز ندارد؛ به روش تازهای برای استفاده از ظرفیتهای موجود نیاز دارد. این همان نقطهای است که فناوری، نوآوری، نیروی متخصص و حتی کنار گذاشتن عادتهای مدیریتی به مسئله پیشرفت گره میخورند.در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب، کنار هم قرار گرفتن «فناوری و نوآوری» با «ترک روال معمول و عادتهای مرسوم» اتفاقی نیست. در این نگاه، پیشرفت فقط به معنای افزودن امکانات نیست؛ گاهی باید شیوه مواجهه با مسئله را تغییر داد.
با روشهای قدیمی، جهش ممکن نیست!بخش مهمی از ناکارآمدی در نظامهای اداری الزاماً از نبود قانون، نیروی انسانی یا بودجه ناشی نمیشود؛ گاهی از این جمله نانوشته میآید:« همیشه همینطور انجام دادهایم.»روالی که زمانی برای حل یک مسئله شکل گرفته، ممکن است سالها بعد خودش به مانعی برای حل همان مسئله تبدیل شود. سازمانی که با یک روش مشخص شکل گرفته، ممکن است در مواجهه با مسئلهای جدید همچنان با ابزارهای قدیمی عمل کند. در چنین شرایطی، افزایش منابع لزوماً به افزایش کارآمدی منجر نمیشود؛ چون مسئله در «مقدار» نیست، در «شیوه» است.
از همین زاویه است که میتوان معنای توصیه به استفاده از فناوری و نوآوری را بهتر فهمید. نوآوری فقط ساخت یک محصول جدید نیست؛ نوآوری میتواند تغییر در روش حکمرانی، تولید، آموزش، ارائه خدمات و حل مسائل عمومی باشد: «از جمله مسائل و موضوعات مهم، بکارگیری فناوریها و نوآوریهای پیشنهاد شده توسط نخبگان جوان است. گاه استفادهی بهموقع از این مزیت و ترک روال معمول و عادتهای مرسوم در یک موضوع، جهشهای مؤثری در مسیر ترقّی و تعالی کشور صورت میدهد. این امر در انواع شُعبِ تولید قدرت اعمّ از کشاورزی و صنعت و فرهنگ و تربیت، امور ارتباطاتی و اجتماعی قابل تصوّر است.» ۱۴۰۵/۰۶/۰۶این جمله در واقع یک نقشه راه است: جهش، همیشه از نقطهای که انتظار داریم اتفاق نمیافتد. گاهی کافی است همان مسئله قدیمی را با نگاه تازهای ببینیم.
جوانان نخبه را به میدان بیاوریداینجا پای نخبگان و جوانان متخصص به میان میآید. چرا جوان؟ چون یکی از مزیتهای نسل جدید، فاصله کمتر با الگوهای تثبیتشده و آمادگی بیشتر برای آزمودن راههای متفاوت است. البته مسئله صرفاً سن نیست؛ مسئله، توانایی دیدن راهی غیر از راههای تکرارشده است.به همین دلیل استفاده از نخبگان نباید به دعوت آنان به چند جلسه مشورتی محدود شود. اگر قرار است دانش و ایده آنان به تغییر واقعی منجر شود، باید وارد میدان تصمیمگیری و مدیریت شوند: «تلاش کنید از نخبگان در چیدمان مدیریّتی کشور استفاده کنید؛ مدیریّتهای میانی به اینجور جوانها احتیاج دارند؛ بخصوص از آنهایی که متدیّن و دنبال کارهای دینی و اسلامی و مانند اینها هستند که بحمدالله تعدادشان هم خیلی زیاد است.» ۱۳۹۷/۰۷/۲۵این توصیه، از منظر حکمرانی یک معنای روشن دارد: دانش وقتی وارد فرایند تصمیمگیری نشود، ظرفیت آن به نتیجه تبدیل نمیشود.
مرز باریک «تجربه» و «عادت» در حکمرانیتصور کنیم در کشاورزی به جای تکرار الگوی مصرف آب، فناوریهای نوین مدیریت منابع به کار گرفته شود؛ در صنعت، فرایند تولید با داده و هوش مصنوعی بازطراحی شود؛ در خدمات اجتماعی به جای افزایش لایههای اداری، ارائه خدمت هوشمند و مستقیم شود؛ در فرهنگ و آموزش، روشهای ارتباط با نسل جدید تغییر کند و در ارتباطات، ظرفیت فناوری برای دسترسی سریعتر و دقیقتر به مردم به کار گرفته شود. در همه این نمونهها یک اصل مشترک وجود دارد: پیشرفت از تغییر روش آغاز میشود.این البته به معنای نفی تجربههای گذشته نیست. مسئله، کنار گذاشتن عادتهایی است که دیگر پاسخگوی مسئله امروز نیستند. حکمرانی کارآمد باید بتواند میان «تجربه» و «عادت» تفاوت بگذارد؛ اولی سرمایه است و دومی اگر بیدلیل ادامه پیدا کند، میتواند به مانع تبدیل شود.
وقتِ شکستن عادتهاستدر نهایت، همه این بحثها به یک مفهوم کلیدی بازمیگردد: کارآمدی. فناوری، نخبگان، نوآوری و اصلاح روالها زمانی اهمیت پیدا میکنند که بتوانند مسئلهای واقعی را بهتر، سریعتر و کمهزینهتر حل کنند. رهبر شهید انقلاب این نسبت را بسیار صریح بیان کردهاند: «هرجا کارآمدی نباشد، مشروعیت از بین خواهد رفت.» ۱۳۸۳/۰۶/۳۱بنابراین اصلاح عادتهای مدیریتی یک بحث تجملی یا صرفاً تکنولوژیک نیست؛ بخشی از مسئله اعتماد عمومی و توان حکمرانی است. مردم نتیجه را میبینند: اینکه یک مسئله چقدر سریع حل میشود، یک خدمت چقدر درست ارائه میشود و یک تصمیم چقدر میتواند زندگی آنان را بهبود دهد. از این منظر، پیشرفت کشور فقط پروژهای برای ساختن چیزهای جدید نیست؛ پروژهای برای دوباره فکر کردن به شیوه انجام دادن کارهای قدیمی نیز هست.
و شاید مهمترین نکته همین باشد: در شرایطی که موانع بیرونی کم نیستند، نباید موانع درونی را هم دستکم گرفت. بخشی از ظرفیت جهش کشور ممکن است همین حالا وجود داشته باشد؛ در ایده یک نخبه جوان، در فناوریای که هنوز جدی گرفته نشده، در مدیری که حاضر است یک روال قدیمی را کنار بگذارد و در دستگاهی که به جای تکرار پاسخهای گذشته، برای مسئله امروز پاسخ تازهای پیدا میکند: «با احساس مسئولیت همگانی و همهجانبه و با هدایت دستگاههای مسئول كشور ملت ایران خواهد توانست بر همهی موانع و مشكلاتی كه دشمنان جهانی میخواهند بر او تحمیل كنند، فائق بیاید.» ۱۳۸۷/۰۲/۱۱پس شاید یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی حکمرانی امروز این نباشد که چه مشکلات و موانعی پیش روی خودمان داریم؟؛ بلکه این باشد که با آنچه در اختیار داریم، چه کار متفاوتی میتوانیم انجام دهیم؟ گاهی فاصله میان وضع موجود و یک جهش بزرگ، نه یک منبع تازه بلکه شکستن یک عادت قدیمی است.
15:15 - 23 شهریور 1405