شما (شمای نوعی) یک سری اوبژه رو از پیرامون میگیرید؛ یک سری سوژه ذهنی ایجاد میکنید؛ مجموعهای از اونها باور شما رو شکل میده. براساس اون باور میگید فرد مقابل احمقه. برای شما احمقه نه اینکه واقعا احمق باشه. چیزی که ما رو به حقیقت نزدیک میکنه نتیجهست. برای نمونه همون اول صحبت هم اشاره کردم ....
