تاوان جنگ با ایران؛ اقتصاد اسرائیل زیر فشار هزینه و بدهی
جنگهای چندساله اسرائیل، تنها امنیت منطقه را تهدید نکرده است؛ بلکه هزینههای آن اکنون به یکی از مسائل مهم پیشروی اقتصاد این رژیم تبدیل شده است.
گروه تحلیل بینالملل: هزینه جنگ فقط در رقم بودجه نظامی یا قیمت موشکها و تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود؛ گاهی هزینههای غیرمستقیم میتواند از خود هزینههای نظامی نیز سنگینتر باشد.اگر هدف جنگ، ایجاد امنیت پایدار بوده، آیا اسرائیل امروز نسبت بهپیش از جنگ امنتر شده است؟ اگر هدف، بازگرداندن بازدارندگی بوده، چرا همچنان به افزایش بودجه نظامی، بازسازی ذخایر تسلیحاتی و آمادهسازی برای دورهای بعدی جنگ نیاز دارد؟گزارش بانک اسرائیل نشان میدهد هزینه مالی جنگی که این رژیم از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز کرد، تا سال ۲۰۲۶ به حدود ۳۵۰ میلیارد شِکِل رسیده است. همچنین، هزینههای جنگ تا پایان ۲۰۲۵ به کاهش انباشته تولید معادل ۸.۶ درصد تولید ناخالص داخلی سالانه، حدود ۱۷۷ میلیارد شِکِل، منجر شده؛ نسبت بدهی رژیم به تولید ناخالص داخلی نیز نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.اینجاست که تفاوت میان پیروزی تاکتیکی و پیروزی راهبردی آشکار میشود. اگر پساز چند سال جنگ، بودجه نظامی همچنان بالا بماند، بدهی افزایش یابد، تولید از مسیر پیش از جنگ عقب بماند و رژیم همچنان خود را برای جنگهای جدید آماده کند، چگونه میتوان از «پیروزی راهبردی» آن سخن گفت؟ حتی در برآوردهای رسمی سال ۲۰۲۶ نیز این نگرانی ادامه دارد. بانک اسرائیل اعلام کرده، بودجه نظامی در طول سالجاری تا ۲۵ میلیارد شِکِل دیگر افزایش مییابد و به حدود ۱۸۳ میلیارد شِکِل میرسد.اینجاست که «امنیت» از ابزاری برای حفظ قدرت، به عاملی برای فرسایش قدرت تبدیل میشود؛ یعنی هزینهای که قرار بود امنیت ایجاد کند، خود به بخشی از بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود.نتانیاهو؛ جنگ و مسئله بقااما در اینجا یک لایه سیاسی مهمتر وجود دارد: بنیامین نتانیاهو. او از سال ۲۰۱۹ با سه پرونده کیفری عمده مواجه است؛ پروندههای ۱۰۰۰، ۲۰۰۰ و ۴۰۰۰ که اتهاماتی از جمله رشوه، تقلب و نقض اعتماد را دربر میگیرند. محاکمه او همچنان ادامه دارد و در ژوئن ۲۰۲۶، مرحله شهادت او پس از ۹۸ جلسه دادگاه طی ۱۸ ماه پایان یافت.از این زاویه، سیاست ادامه جنگهای نتانیاهو با یک پرسش اساسی مواجه میشود: آیا مسئله بقای سیاسی او با مسئله امنیت اسرائیل درهمآمیخته است؟پایان جنگ میتواند بهمعنای پایان وضعیت فوقالعاده سیاسی، افزایش فشار برای پاسخگو کردن وی درباره تصمیمهای دوران جنگ و بازگشت بیشتر توجه عمومی به پروندههای قضایی وی و کابینهاش باشد. بنابراین، انگیزههای شخصی نتانیاهو و منافع اسرائیل میتوانند در اینجا با یکدیگر در تعارض قرار گیرند. اگر چنین باشد، این تضاد منافع میتواند به موضوعی مهم در تحلیل امنیت رژیم تبدیل شود؛ بهویژه اگر جنگ صرفاً برای بقای سیاسی او ادامه یافته باشد.
نتانیاهو در برابر یک انتخاب تاریخیچرخهای که از اینجا شکل میگیرد ساده است: جنگ بیشتر، هزینه بیشتر؛ هزینه بیشتر، بودجه نظامی بیشتر؛ بودجه نظامی بیشتر، کسری و بدهی بیشتر و بدهی بیشتر، فشار مالی و اقتصادی بیشتری بر صهیونیستها وارد میکند.بانک اسرائیل و صندوق بینالمللی پول هر دو نسبت به فشار مالی ناشی از جنگها و افزایش هزینههای نظامی رژیم هشدار دادهاند. صندوق بینالمللی پول گزارش کرده نسبت بدهی عمومی اسرائیل در پایان ۲۰۲۵ به حدود ۶۸.۴ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش یافته؛ در همین سال، هزینههای نظامی نیز حدود ۸ درصد تولید ناخالص داخلی بوده؛ رقمی که همچنان بهمراتب بالاتر از سطح پیش از جنگ است.در چنین شرایطی، جامعهای که زیر فشار اقتصادی، امنیتی و اجتماعی قرار گرفته، برای بازسازی به ثبات نیاز دارد؛ اما چرخه سیاسیـامنیتی آن دوباره بهسمت بحران بعدی حرکت میکند و این همان خطری است که میتواند اسرائیل را نهفقط به یک رژیم دائماً مسلح، بلکه به رژیمی گرفتار در بیثباتی و نگرانی دائمی از آینده تبدیل کند.
جمعبندی؛ چه کسی واقعاً هزینه جنگ را میدهد؟در نهایت، این جنگ فقط جنگ نتانیاهو نیست؛ هزینه آن را نظامیان و خانوادههای اسرائیلی، مالیاتدهندگان، اقتصاد و سرمایهگذاران میدهند.صورتحساب جنگ شامل حدود ۳۵۰ میلیارد شِکِل هزینه مالی برآوردشده از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ و حدود ۱۷۷ میلیارد شِکِل کاهش انباشته تولید نسبت به مسیر پیشاز جنگ تا پایان ۲۰۲۵ است. در کنار آن، وزارت جنگ طرحی برای ۴۵۰ میلیارد شِکِل افزایش توان نظامی طی یک دهه مطرح کرده که باید از هزینه تحققیافته جنگ جدا شود.در برابر این هزینه، پرسش اصلی باقی است: امنیت پایدار کجاست؟ اگر دستیابی به امنیت مستلزم افزایش مداوم بودجه نظامی، مدیریت جبهههای بیشتر، بازسازی ذخایر تسلیحاتی، افزایش بدهی و تحمیل فشار اقتصادی باشد، جنگ میتواند به چرخهای تبدیل شود که در آن ناامنی، توجیه ادامه جنگ و ادامه جنگ، عامل افزایش هزینهها و تشدید فشار بر جامعه باشد.در چنین شرایطی، اگر نخستوزیری که خود درگیر محاکمهای طولانی است، همزمان مسئول تصمیمهایی باشد که مسیر جنگ و هزینههای آن را برای سالها ادامه میدهد، پرسش درباره انگیزههای او بخشی از مسئله امنیت رژیم خواهد بود.
16:25 - 9 شهریور 1405