معمای شکست اسرائیل در «بنتجبیل»
نبرد بنتجبیل فراتر از یک رویارویی نظامی، به نقطهی عطف ابطال محاسبات راهبردی رژیم صهیونیستی تبدیل شد؛ جایی که مقاومت با تغییر الگوی نبرد و استفاده هوشمندانه از جغرافیا، تمرکز قوای ارتش مدعی را در هم شکست و با تبدیل دژ مستحکم خود به یک تلهی استراتژیک، بنبست تاکتیکی جدیدی را به دکترین نظامی رژیم صهیونیستی تحمیل کرد.
گروه تحلیل بینالملل: تحولات میدانی در جبهه جنوب لبنان، بهویژه در ۲۴ ساعت اخیر منتهی به آتشبس، نشاندهنده یک دگرگونی بنیادین در مدیریت بحران توسط مقاومت لبنان بود. در مدیریت بحران توسط مقاومت لبنان بود. اجرای ۳۹ عملیات ترکیبی در یک شبانهروز، صرفاً یک رکورد کمی نیست، بلکه نشاندهنده عبور از مرحله «دفاع غیرفعال» به مرحله «آفند فرسایشی» است که هدف آن فروپاشی محاسبات راهبردی دشمن در کوتاهمدت بود. این حجم از آتش و عملیات، حکایت از وجود ذخایر لجستیکی پایدار و شبکه توزیع هوشمندی دارد که علیرغم محاصره آتشباری، کارایی خود را حفظ کرده است. مهندسی معکوس ادراک رژیم؛ شکست تمرکز قوارژیم صهیونیستی با گسیل کردن دو لشکر و نیم از توان رزمی خود به محور «بنت جبیل»، در پی ایجاد یک پیروزی نمادین و استراتژیک بود تا شکست تاریخی خود در سال ۲۰۰۶ در این شهر را جبران کند. اما مقاومت با درک دقیق از «تمرکز نامتوازن» رژیم، از استراتژی «انعطاف عملیاتی در خلاء» استفاده کرد. درحالیکه ارتش اسرائیل در باتلاق بنت جبیل زمینگیر شده بود، مقاومت با شناسایی شکافهای امنیتی در جناحین (محورهای الطیبه و عیتا الشعب)، ضربات خود را به نقاطی وارد کرد که ارتش اسرائیل در آنها فاقد پوشش کافی بود. این تغییر وضعیت دشمن از «مانور تهاجمی» به «دفاع ثابت»، بزرگترین خطای تاکتیکی آنها بود که نظامیان رژیم صهیونیستی را از یک نیروی متحرک، به اهدافی ایستا برای شکار توسط رزمندگان مقاومت تبدیل کرد. دکترین نبرد زمینی؛ تلههای مرگ و انهدام زرهیدر حوزه نبرد تنبهتن، مقاومت نسخهای تکاملیافته از «جنگ چریکی نوین» را به نمایش گذاشت. استفاده از «تلههای مرگ» صرفاً یک اقدام تاکتیکی نیست، بلکه مبتنی بر دانش عمیق از توپوگرافی منطقه است. در کمینهای پیچیدهای مانند «کمین سپیدهدم» علیه گردان ۱۰۱ ارتش رژیم صهیونیستی، مقاومت نشان داد قادر است یگانهای نخبه دشمن را به نقاطی هدایت کند که در آن تمام برتریهای تکنولوژیک (مانند دید در شب و ارتباطات ماهوارهای) در برابر «عنصر غافلگیری» و «جنگ در فاصله صفر» از کار میافتند. انهدام هدفمند بولدوزرهای D9 و تانکهای مرکوا، با هدف فلج کردن توان مهندسی رژیم صورت گرفت تا پیادهنظام آنها در محیطی باز و بدون حفاظ، در معرض آتش مستقیم قرار گیرد. انقلاب تکنولوژیک؛ پایان افسانه برتری هوایینقطهعطف این نبرد، ورود پهپادهای هدایتشونده با فیبر نوری بود. این فناوری، «نقطه کور» سیستمهای جنگ الکترونیک و پدافندهای لایهای دشمن است. تقابل یک ریزپرنده ۱۰۰۰ دلاری با تانکهای چند میلیون دلاری، نه تنها موازنه هزینه-فایده را به نفع مقاومت تغییر داد، بلکه «امنیت روانی» ارتش تکنولوژیمحور اسرائیل را متلاشی کرد. علاوه بر این، وادار کردن بالگردهای آپاچی و پهپادهای هرمس به عقبنشینی، نشان داد که لایههای پدافند هوایی مقاومت به چنان بلوغی رسیدهاند که توان «پشتیبانی نزدیک هوایی» (CAS) را به عنوان ستون فقرات دکترین نظامی صهیونیستی، به کلی فلج کنند. این به معنای سلب حاکمیت مطلق هوایی دشمن در منطقه درگیری است.
فرماندهی و کنترل (C2)؛ الگوی عدم تمرکز هماهنگشدهیکی از مهمترین ابعاد این نبرد، بقای ساختار فرماندهی مقاومت تحت شدیدترین بمبارانهاست. اجرای آتشباریهای موشکی پیاپی و همزمان با عملیاتهای زمینی، اثبات کرد که مقاومت از الگوی «فرماندهی توزیعشده» پیروی میکند. در این الگو، یگانهای میدانی در عین استقلال عملیاتی، در یک منظومه هماهنگ عمل میکنند. هدف قرار دادن دقیق پایگاههای استراتژیک (میرون، شراگا و فیلون) همزمان با درگیری در مرز، نشاندهنده یک سامانه اعصاب مرکزی است که حتی در صورت قطع برخی پیوندها، کل پیکره نظامی را با هوشمندی هدایت میکند. نتیجهگیری و چشمانداز آیندهنبرد اخیر ثابت کرد، عصر برتری مطلق الکترونیک به پایان رسیده است. دلالتهای راهبردی این نبرد عبارتند از:- مقاومت موفق شد «ریتم مذاکره» را از طریق میدان تعیین کند- داراییهای زرهی دشمن کارایی خود را در جغرافیای پیچیده جنوب از دست دادند- موازنه قدرت جدیدی شکل گرفته که در آن «اراده رزمنده» و «تکنولوژی بومی»، معادلات تحمیلی دشمن را ابطال کرده استدر نهایت، هرگونه تسویه سیاسی در آینده، تنها بر مبنای این واقعیت میدانی رقم خواهد خورد: مقاومت دیگر یک بازیگر تدافعی نیست، بلکه قدرتی است که قادر است اراده خود را در عمق استراتژیک دشمن دیکته کند. این نبرد، پیشدرآمدی بر عصر جدیدی است که در آن جغرافیای مقاومت، غیرقابل نفوذ و اراده آن، تعیینکننده نهایی است.
15:39 - 30 فروردین 1405