سفرهای که هر شب، کمی کوچکتر شد.
من از گرانی نمینویسم.از سفرهای مینویسم که هر شب، کمی کوچکتر میشود.از کرامتی مینویسم که هر روز، کمی بیشتر زخم میخورد.دیشب مرغ بود، امشب نان و پنیر.دیشب گوشت بود، امشب سیبزمینی.دیشب میوه بود، امشب فقط چای.بنزین که گران شد، گفتند «تدریجی».گوشت که گران شد، گفتند «عرضه و تقاضا».
مرغ که گران شد، گفتند «خارجیها».همه چیز که گران شد، گفتند «تحریم».اما هیچکس نگفت:ما نتوانستیم.ما نسنجیدیم.ما از جیب مردم، شکاف بیتالمال را پر کردیم.#گرانی #سفره_مردم #معیشت #تورم #ایران 10:28 - 21 مهر 1405