اعتراض

آتش زدی، به شعله کشیدی، به‌هم زدیحرمت شکستی و چه گناهی رقم زدیمن داغدار خون شهیدان میهنماما تو روی خون شهیدان قدم زدیمن معترض به غربت نهج‌البلاغه‌اماما تو از کدام عدالت قلم زدی؟ما سنگِ دردِ جامعه بر سینه می‌زنیمسنگِ که را به سینه‌ی نامحترم زدی؟
بازاریان برای عدالت علم زدنداما تو ظلم کردی و زیر علم زدیمردم پی مرمّت و آبادی آمدنداما تو از شکستن و تخریب دم زدیظالم طمع به سفره‌ی مظلوم بسته استصابون وعده‌های که را بر شکم زدی؟باز این چه شورش استِ حسینیّه را ببینآتش به شعر بی‌گنه محتشم زدی
قرآنِ نیمه‌سوخته را پا گذاشتیواغیرتا، لگد به حریم حرم زدیجز روشنی مگر چه شنیدی که اینچنینزخم زبان به پنجره‌ی صبحدم زدیای اغتشاش‌پیشه! خدا از تو نگذردنفرین که اعتراض مرا هم به‌هم زدی
18:19 - 26 دی 1404
فرهنگ
کتاب و ادبیات