امتیاز ؟

@user17685655435414 فروردین 1405گداخت جان که شود کار دل تمام و نشدبسوختیم در این آرزوی خام و نشدبه لابه گفت شبی میر مجلس تو شومشدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشدپیام داد که خواهم نشست با رندانبشد به رندی و دردی کشیم نام و نشدفغان که در طلب گنج نامه مقصودشدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد