آیا می‌توان ترامپ و نتانیاهو را با حرف‌هایشان تبرئه کرد؟

در عملیات روانی و جنگ شناختی، ترس به ابزاری برای تضعیف اراده، تغییر محاسبات ذهنی و وادار کردن طرف مقابل به عقب‌نشینی تبدیل می‌شود.
یک تحلیلگر در شبکه اینترنشنال گفته است که «ترامپ و نتانیاهو قصد ویرانی ایران را ندارند.» این حرف یک سؤال مهم را مطرح می‌کند: آیا می‌شود فقط با تکیه بر نیت‌های ادعایی رهبران سیاسی، از نتیجه‌های واقعی جنگ چشم پوشید؟موضوع فقط حرف نیست، عمل مهم استدر بحث «جنگ شناختی» فقط این مهم نیست که یک رسانه چه می‌گوید. مهم‌تر این است که:· چه چیزهایی را بزرگ می‌کند· چه چیزهایی را نادیده می‌گیرد· می‌خواهد مخاطب چه برداشتی از جنگ داشته باشدوقتی تصاویر کشته شدن کودکان فلسطینی، تلفات غیرنظامیان در ایران (مثل میناب) و خرابی‌ها را می‌بینیم، اینکه یک رسانه بگوید «آنها قصد ویرانی ندارند» بدون ارائه مدرک کافی، می‌تواند توجه مردم را از مسئولیت واقعی تصمیم‌گیرندگان منحرف کند.
نیت خوب، دلیل بی‌گناهی نیستیک سیاستمدار ممکن است بگوید هدفش امنیت است یا حمایت از مردم. اما قضاوت درباره سیاست او باید بر اساس این باشد:· چه اقداماتی انجام داده؟· چه خسارت‌هایی به بار آمده؟· چه شواهدی وجود دارد؟ادعای «نیت خوب» سند بی‌گناهی نیست. همان‌طور که خیرخواهی نمی‌تواند جای پاسخ‌گویی درباره نتیجه‌های جنگ را بگیرد.سفیدشویی رسانه‌ای چطور کار می‌کند؟سفیدشویی یعنی رسانه تصویری بهتر از واقعیت از یک فرد یا سیاست نشان دهد. این کار با سه روش انجام می‌شود:۱. بزرگ کردن نیت‌های ادعایی: تأکید روی اینکه رهبران قصد آسیب ندارند، بدون بررسی نتیجه‌های واقعی کارهایشان.۲. عوض کردن موضوع: به جای پرداختن به قربانیان و خرابی‌ها، بحث را به سمت اهداف اعلام‌شده طرف‌ها می‌برند.
۳. عادی‌سازی روایت رسمی: یک ادعا را آن‌قدر تکرار می‌کنند تا مخاطب کم‌کم آن را باور کند، بدون اینکه مستقل بررسی شود.البته برای اثبات اینکه یک برنامه مشخص با هدف سفیدشویی ساخته شده، باید متن کامل برنامه و همه استدلال‌ها و شواهد بررسی شود.سؤال اصلی این استاگر ترامپ و نتانیاهو قصد ویرانی ایران را ندارند، این ادعا بر چه مدرکی استوار است؟ اهداف اعلام‌شده‌شان چه نسبتی با کارهای واقعی و تلفات انسانی دارد؟ و رسانه‌ای که چنین تحلیلی می‌دهد، چقدر این سؤال‌ها را نقد می‌کند؟این سؤال‌ها یعنی نه از قبل می‌خواهیم نیت پنهان را ثابت کنیم و نه پیچیدگی‌های جنگ را نادیده بگیریم. فقط می‌خواهیم ادعاها با شواهد سنجیده شوند.خطر اصلیدر جنگ شناختی، خطر اصلی این است که مخاطب قبل از بررسی شواهد، یک روایت را بپذیرد. روایتی که ممکن است به جای روشن کردن مسئولیت‌ها، آن‌ها را پشت ادعاهای سیاسی پنهان کند.جمع‌بندیرسانه‌ها در زمان جنگ فقط نباید حرف سیاستمداران را پخش کنند. باید:· ادعاها را راستی‌آزمایی کنند· تلفات انسانی را جدی بگیرند· اجازه پرسش درباره عملکرد همه طرف‌ها را بدهندبرای قضاوت درباره ترامپ و نتانیاهو، معیار نه حرف خودشان است و نه نظر یک تحلیلگر تلویزیونی. معیار، مجموعه شواهد درباره تصمیم‌ها، اقدامات و نتیجه‌های جنگ است.هیچ سیاستمداری را نمی‌شود با حرف خودش تبرئه کرد. و هیچ رسانه‌ای نباید بگذارد روایت سیاسی جای بررسی واقعیت را بگیرد.نگارنده: علیرضا شهری
23:36 - 27 مهر 1405
استان ها
آذربایجان شرقی

4 واکنش
245 بازدید