چرا ما شایعه را باور میکند؟
وقتی جامعه درگیر جنگ، بحران، ناامنی یا یک اتفاق بزرگ میشود، شایعه با سرعت زیادی منتشر میشود؛ گاهی حتی سریعتر از اخبار رسمی.
اما یک سؤال مهم این است:چرا یک خبر تأییدنشده میتواند اینقدر راحت ذهن ما را درگیر کند و حتی باعث شود آن را برای دیگران هم بفرستیم؟واقعیت این است که شایعه فقط نتیجه سادهلوحی یا کماطلاعی مردم نیست. در بسیاری از مواقع، نحوه کار طبیعی مغز انسان هم در گسترش آن نقش دارد.۱. مغز همیشه دنبال بررسی همهچیز نیستمغز ما برای تصمیمگیری سریع ساخته شده است. اگر قرار باشد درباره تکتک اطلاعاتی که میشنویم تحقیق کنیم، انرژی و زمان زیادی لازم است.مثلاً در یک گروه خانوادگی، کسی مینویسد:«شنیدم امشب قرار است اتفاق مهمی بیفتد.»ممکن است ما هنوز ندانیم این خبر از کجا آمده، اما چون موضوع مهم و نگرانکننده است، ذهنمان خیلی سریع به آن واکنش نشان میدهد.مشکل از جایی شروع میشود که "شنیدن یک خبر" را با "درست بودن آن خبر" اشتباه میگیریم.۲. ترس و هیجان، سرعت انتشار شایعه را بیشتر میکندشایعههایی که احساسات ما را تحریک میکنند، معمولاً بیشتر دیده و منتقل میشوند.یک خبر معمولی شاید فقط چند ثانیه توجه ما را جلب کند؛ اما خبری که باعث ترس، خشم یا هیجان شود، ذهن ما را بیشتر درگیر میکند.مثلاً تصور کنید در شرایط بحرانی، پیامی دریافت کنیم که:«مراقب باشید، ممکن است امشب محدودیت شدیدی اعمال شود.»حتی اگر هیچ منبع معتبری نداشته باشد، ممکن است از روی نگرانی آن را برای خانواده و دوستانمان بفرستیم.در این لحظه ممکن است هدف ما دروغ گفتن نباشد؛ ممکن است فقط بخواهیم دیگران را هم از خطری که احتمال میدهیم واقعی باشد، آگاه کنیم.اما نتیجه میتواند انتشار یک خبر نادرست باشد.
۳. وقتی چند نفر یک حرف را تکرار میکنند، باورپذیرتر به نظر میرسدیکی از خطاهای ذهنی رایج این است که تکرار یک ادعا میتواند آن را برای ما آشناتر و در نتیجه باورپذیرتر کند.مثلاً یک نفر میگوید:«فلان اتفاق افتاده.»ما باور نمیکنیم.نفر دوم و سوم هم همان حرف را میزنند.بعد در یک کانال یا گروه دیگر هم همان ادعا را میبینیم.ناگهان با خودمان میگوییم:«اینهمه آدم که نمیتوانند اشتباه کنند!»در حالی که ممکن است همه این افراد، همان یک خبر اولیه را از یکدیگر گرفته باشند.یعنی تعداد افرادی که یک شایعه را تکرار میکنند، لزوماً نشاندهنده صحت آن نیست.ده نفر که یک خبر تأییدنشده را تکرار میکنند، هنوز ده منبع مستقل محسوب نمیشوند.۴. در شرایط نامطمئن، ذهن ما به دنبال یک توضیح میگرددیکی از مهمترین دلایل گسترش شایعه، نیاز انسان به فهمیدن و کنترل شرایط نامطمئن است.وقتی اتفاق مهمی رخ داده و اطلاعات کافی نداریم، بلاتکلیفی برایمان آزاردهنده است.در چنین شرایطی، حتی یک توضیح ناقص ممکن است از «نمیدانم چه اتفاقی افتاده» آرامشبخشتر به نظر برسد.برای مثال، اگر در یک شهر صدای انفجار شنیده شود و هنوز هیچ مقام رسمی توضیحی نداده باشد، ممکن است در عرض چند دقیقه دهها روایت مختلف شکل بگیرد.یکی میگوید حادثه بوده؛یکی میگوید حمله بوده؛دیگری علت کاملاً متفاوتی مطرح میکند.ذهن انسان از خلأ اطلاعات خوشش نمیآید و گاهی خودش این خلأ را با حدس و داستان پر میکند.
۵. ما گاهی شایعه را باور نمیکنیم؛ فقط آن را منتقل میکنیماین نکته بسیار مهم است.ممکن است کسی یک پیام را برای ما بفرستد و بگوید:«نمیدونم درسته یا نه، ولی گفتم برای شما هم بفرستم.»ظاهراً فرد ادعا را باور نکرده است؛ اما با فرستادن آن، عملاً به انتشارش کمک کرده است.گیرنده بعدی ممکن است تصور کند:«اگر این شخص برای من فرستاده، احتمالاً خودش مطمئن بوده.»و نفر بعدی هم همین برداشت را داشته باشد.به این ترتیب، یک خبر نامطمئن میتواند بدون اینکه هیچکس واقعاً از صحت آن مطمئن باشد، بارها و بارها منتقل شود.پس قبل از فرستادن یک خبر چه کنیم؟در شرایط بحرانی، شاید مهمترین کار این باشد که بین «ممکن است درست باشد» و «درست است» تفاوت بگذاریم.قبل از انتشار یک خبر از خودمان بپرسیم:🔹 منبع اصلی این خبر کجاست؟🔹 آیا یک منبع معتبر و مستقل آن را تأیید کرده است؟🔹 آیا فقط چند کانال و صفحه، یکدیگر را کپی کردهاند؟🔹 آیا متن خبر از ترس و هیجان من استفاده میکند؟🔹 اگر این خبر اشتباه باشد، انتشار آن چه آسیبی ممکن است ایجاد کند؟گاهی نفرستادن یک خبر تأییدنشده، خودش یک رفتار مسئولانه است.در زمان بحران، مردم فقط به اطلاعات نیاز ندارند؛به اطلاعات درست و قابل اعتماد نیاز دارند.شایعه زمانی قدرت میگیرد که ما بدون بررسی، آن را از یک نفر به نفر بعد منتقل کنیم.پس شاید بهترین جمله برای مواجهه با هر خبر عجیب این باشد:«ممکن است درست باشد؛ اما تا وقتی بررسی نشده، من آن را واقعی نمیدانمنگارنده: علیرضا شهری
18:19 - 18 مهر 1405