15 بهمن 1403

خاطرات جانباز انقلابی؛ از ماجرای فرار از دست آژان تا حضور در جبهه

عطر جوهر تازه هنوز مشامش را می‌نواخت. اعلامیه‌ای زیر بغلش جا خوش کرده بود. نگاهی به شهربانی روبه‌رو انداخت و نفس عمیقی کشید. قلبش تند می‌تپید، انگار می‌خواست از سینه‌اش بیرون بزند. این اولین قدم او در راهی طولانی بود، راهی که از کوچه‌های اردبیل آغاز شده بود و به جبهه‌های جنگ ختم می‌شد.
چه تصویر زیبایی از آغاز یک راه خلق کردید! عطر جوهر و اعلامیه، نمادی از شور و هیجان جوانی است که با هدفی بزرگ، راهی جبهه می‌شود. این تضاد بین دنیای مدرسه و جبهه، عمق و معنای خاصی به داستان می‌بخشد.
14:21 - 15 بهمن 1403

2 واکنش
169 بازدید