راه اندازی سامانه اعتماد جهت شنیدن ایده و مشاوران ایده و حمایت از ایده
ایران کمبود ایده و استعداد ندارد؛ مشکل اصلی، نبود یک مسیر قابلاعتماد برای شنیدن، ارزیابی و حمایت از ایدههایی است که هنوز به محصول و شرکت تبدیل نشدهاند. امروز اگر یک دانشجو، پژوهشگر، کارگر ماهر، مخترع یا جوان خلاق ایدهای بزرگ داشته باشد اما سرمایه، رابطه، شرکت ثبتشده و وثیقه بانکی نداشته باشد، باید به کجا مراجعه کند؟ چه نهادی ایده او را محرمانه میشنود، متخصصان مرتبط را پای کار میآورد و برای ساخت نمونه اولیه از او حمایت میکند؟ در بسیاری از کشورها، سرمایهگذاران خطرپذیر و نهادهای عمومی میدانند که همه ایدهها موفق نمیشوند. آنها پول را بیحساب توزیع نمیکنند؛ بلکه ایدهها را مرحلهبهمرحله آزمایش میکنند. بخشی از طرحها شکست میخورند، اما گاهی یک موفقیت میتواند هزینه دهها تجربه ناموفق را جبران کند. برنامههایی مانند Shark Tank و Dragons’ Den این فرهنگ را عمومی کردهاند: صاحب ایده فرصت دارد مقابل متخصصان و سرمایهگذاران از طرح خود دفاع کند، بازخورد بگیرد و در صورت قانعکنندهبودن، سرمایه جذب کند. هدف ما ساخت یک برنامه تلویزیونی صرف نیست؛ هدف، ایجاد یک سازوکار واقعی و دائمی برای شنیدن ایدههاست. نمونههای ایرانی نیز کم نیستند. کوروش منصوری برند مشهور MANSORY را در آلمان ساخت و فریس رضوانی، برند Rezvani Motors را در آمریکا توسعه داد. همچنین استارتاپ هوش مصنوعی Mirendil که تارا رضایی یکی از بنیانگذاران آن است، در مرحله بذری ۲۰۰ میلیون دلار از سرمایهگذاران خصوصی جذب کرد. و بسیار میبینید بسیاری با دست خالی خودرو های لوکس دنیا را ساختند ! سؤال اینجاست: چرا ایران نباید پیش از موفقشدن چنین افرادی در خارج، فضایی برای شنیدن، همکاری، سرمایهگذاری مشترک و ساخت برندهای جهانی فراهم کند؟ بسیاری از فناوریهایی که امروز عادی به نظر میرسند، زمانی غیرممکن یا بیفایده تصور میشدند؛ از رایانه شخصی و تلفن همراه تا اینترنت، هوش مصنوعی و فناوریهای فضایی. تفاوت در این بود که جایی وجود داشت تا این ایدهها آزمایش شوند. ما خواستار راهاندازی «سامانه ملی اعتماد به ایده» هستیم؛ سامانهای که هر فرد، بدون نیاز به رابطه، مدرک خاص یا ثبت شرکت، بتواند ایده خود را ثبت کند. هر ایده باید توسط متخصصان مستقل بررسی شود و یکی از این پاسخها را دریافت کند: رد مستدل، پیشنهاد اصلاح، مشاوره تخصصی، کمکهزینه امکانسنجی، حمایت از ساخت نمونه اولیه یا معرفی به سرمایهگذار و صنعت. حمایت مالی نیز باید مرحلهای باشد: ابتدا مبلغی محدود برای بررسی امکانپذیری، سپس بودجه ساخت نمونه، بعد اجرای آزمایشی و در نهایت ورود سرمایهگذار خصوصی. پرداختها باید براساس نتیجه هر مرحله انجام شود، نه رابطه و نفوذ. حمایت اولیه نباید وام سنگین با وثیقه باشد. شکست فنیِ صادقانه نباید صاحب ایده را بدهکار و نابود کند؛ اما اسناد جعلی، هزینهکرد خارج از طرح و سوءاستفاده باید با مجازات جدی روبهرو شود. برای جلوگیری از انحصار بی کیفیت اجباری، معیارهای داوری، تعارض منافع داوران، تعداد طرحهای پذیرفتهشده، بودجهها و نتایج باید شفاف باشد. مالکیت فکری ایده نیز باید برای صاحب آن محفوظ بماند. پیشنهاد میشود این سامانه ابتدا بهصورت یک طرح آزمایشی یکساله، زیر نظر یکی از نهادهای موجود و با بودجه محدود راهاندازی شود. هدف ایجاد یک سازمان عریض و طویل نیست؛ هدف پرکردن فاصله میان «داشتن ایده» و «ساخت نخستین نمونه» است. منظور از پذیرش ریسک، دورریختن پول عمومی نیست؛ بلکه تبدیل ریسکهای بزرگ به آزمایشهای کوچک، کنترلشده و قابلاندازهگیری است. ایران باید بخشی کوچک و شفاف از منابع خود را صرف آزمودن آینده کند؛ زیرا هیچ ایدهای نباید فقط بهدلیل نداشتن پول، رابطه یا وثیقه، ناشنیده بماند. چرا مردم از سایپا و ایران خودرو ناراضی هستند ؟ چون انحصار دارند و هیچ دلیلی برای رقابت و کیفیت براشون وجود ندارد ! اگر رضوان موتور در ایران بود به نظرتون کیفیت این خودرو ساز ها در شرایط فعلی بود ؟
