28 مرداد 1404

کازینوداری که کاروان‌دار شد

« پدرش برایم گفته بود که کار و بارش در ترکیه حسابی گرفته اما زده به ناکجاآباد. کازینو راه انداخته.در این مسیر اشتباه، کهنه‌کار هم شده و کازینواش در استانبول حسابی سروصدا کرده. حالا قرار بود من این جوان را به یک سفر خاص دعوت کنم؛ دعوت به کربلا.»
باسمه تعالی / با سلام و احترام بر سر کارعلیه خانم اکبری زید عزها و خوانند گرامی . چون خیلی خوشم آمد .عرض می کنم : درود بر تو ای صاحب عقل پسر __ همینگونه نیکو ببر عمر بسر __ ز در وازه ی عقل خود کن ورود __ بمان پاکدامن بخوان این سرود __خداوند هدایت کند بنده اش __ نسازد اگر خویش کج دنده اش __
11:05 - 28 مرداد 1404

2 واکنش
1028 بازدید



1 پاسخ

@user17097976225128 مرداد 1404
خوانندگان عزیز خیلی شرمنده ام که هیچوقت نشد این حقیر چیزی بنویسم بدون غلط باشد .در اینجا هم خوانندگان گرامی را خوانند نوشته ام . لطفاََ اصلاح و حقیر را نیز با بزرگواری خودتان عفو بفرمایید . متشکرم