مردم شهرکرد در شب ۱۸۰ این تجمعات، بار دیگر گرد هم آمدند و با سردادن شعارهایی، بر ادامه راه و ایستادگی خود تأکید کردند؛ شبی دیگر با صدایی که از بام ایران به گوش میرسد.
مادر بیچاره نمیدانست کالسکه براند یا کودکی را مهار کند کهگاهی سمت جوب گاهی سمت اتو مبیلها کشیده میشد به هیچ صراطی مستقیم نبود ماهی بود و از دستان مادرش لیز میخورد گاهی زمین میخورد.اما با محبت مادرانه بلندمی شد.حسابی ازقافله عقب افتاده بودند. خدا بهتر میداند اجر این همه شور کودکانه و ایثار مادرانه