«چشمهای غزه»؛ روایت ۴۵ روز خبرنگاری زیر سایه بمباران
۴۵ روز زندگی و خبرنگاری در میان آوارگی، پناهگاههای موقت و بمباران؛ «چشمهای غزه» یادداشتهای روزانه یک روزنامهنگار جوان فلسطینی از روزهای پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را روایت میکند؛ روایتی که پس از انتشار در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار هنر و موسیقی باشگاه خبرنگاران توانا؛ کتاب «چشمهای غزه» با ترجمه سامان رنجبر، توسط نشر مردمنگار منتشر شده است. این اثر خاطرات و یادداشتهای روزانه پلستیا عقاد، روزنامهنگار جوان فلسطینی، از ۴۵ روز فعالیت و زندگی در غزه پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز حملات نظامی اسرائیل به این منطقه است.
عقاد در این کتاب، تجربههای شخصی خود از روزهای جنگ را ثبت کرده «چشمهای غزه» تصویری نزدیک از زندگی روزمره یک خبرنگار در شرایط جنگی ارائه میدهد؛ روایتی که در آن فعالیت حرفهای روزنامهنگاری با تلاش برای بقا و حفظ ارتباط با نزدیکان درهم تنیده شده است.یادداشتهای این روزنامهنگار فلسطینی از دورهای کوتاه پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز میشود و ۴۵ روز پس از آن را دربرمیگیرد؛ دورهای که نویسنده در میان جابهجاییهای مداوم، حملات و شرایط دشوار انسانی، مشاهدات و تجربههای خود را ثبت کرده است.این کتاب مدت کوتاهی پس از انتشار در اکتبر ۲۰۲۵، در فهرست پرفروشهای آثار غیرداستانی نیویورکتایمز قرار گرفت و مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.«چشمهای غزه» با ترجمه سامان رنجبر و از سوی نشر مردمنگار در بازار کتاب ایران عرضه شده است.
بخشی از این کتاب به نقل از نشر مردمنگارچگونه میتوانید هر آنچه را که زیستهاید، فراموش کنید؟ چگونه میتوانید هر آنچه را که شنیدهاید، فراموش کنید؟ چگونه میتوانید هر آنچه را که شاهدش بودهاید، فراموش کنید؟ من غرق در احساسات هستم. فکر نمیکنم کلمهای برای توصیف احساسات پس از بیش از چهارده ماه نسلکشی وجود داشته باشد. اولین کاری که وقتی خبر آتشبس را شنیدم، انجام دادم، تماس با دانا بود. به محض اینکه صدایش را شنیدم، شروع به گریه کردن کردم. به خودم اجازه دادم تمام اشکهایی را که در طول یک سال و نیم گذشته در درونم نگه داشته بودم، جاری کنم. بزرگترین ترس من کشته شدن دانا بود. امشب، برای اولین بار، میتوانم بخوابم در حالی که میدانم دانا و همه عزیزان دیگرم در غزه فردا زنده خواهند بود.اما نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم که فکر نکنم: چرا فلسطینیها همیشه از همه چیز مستثنا هستند، مستثنا از به رسمیت شناختن رنج توسط جهان و معاف از حق شادی؟ شادی پس از پایان جنگ، خوشحالی هنگام آزادی یک گروگان فلسطینی و شادی هنگام بازگشت کوتاهمدت جریان برق؛ اینها احساساتی هستند که به نظر میرسد فقط فلسطینیها آنها را درک میکنند. این لحظات، واقعیت تلخی را برجسته میکنند که حتی احساسات، واکنشهای طبیعی انسان، امتیازی است که برای همه فراهم نیست. به یتیمان فکر میکنم. به کسانی که عزیزان خود را از دست دادهاند، فکر میکنم. به همه فلسطینیها فکر میکنم. برای آنها، آیا جنگها واقعاً پایان مییابند؟ آتشبس ممکن است موشکها را متوقف کند، اما آسیبهای روحی همچنان باقی میماند. این آتشبس پایان نیست؛ یک وقفه است.
جنگها با توقف پرتاب بمبها پایان نمییابند. آنها در ذهن کسانی که زنده میمانند و در خلأ بهجا مانده از کسانی که زنده نمیمانند، باقی میمانند. برای فلسطینیها، جنگ هرگز تمام نمیشود؛ آتشبس صرفاً فضای بین تراژدیها است و در آن فضا، ما بار غیرقابل تحمل خاطراتی را که نمیتوان از بین برد، با خود حمل میکنیم.#هنر #چشمهای_غزه #مقاومت #مرگ_بر_اسرائیل #رهبر_شهید #رسانه #تازه_های_نشر #متانگار 20:54 - 19 مرداد 1405