جهاد کبیر؛ پشت آخرین خاکریز دشمن، یعنی قلب‌ها و افکار

✍️سمیرا عبدیچشم‌ها دریچه قلب‌ها هستند. دشمن با نمایش‌های مختلف و رنگارنگ کردن فضای بیرون، طوری قدرت ربودن افکار و قلب‌ها را دارد که در کسری از زمان، با ترفندهای روان‌شناسی و تسلط بر افراد، از دریچه چشم‌ها وارد شده و با تحریک احساس، قدرت عمل افراد را به دست می‌گیرد. این توانایی در نحوه ارتباط باعث می‌شود فرد، قبل از فکر کردن یا درک حقیقت، با قلب سریع وارد میدان عمل شود. ترفند ایجاد اضطرار که بسیار ظریف و نامحسوس وارد ذهن می‌شود و با برنامه‌ریزی روان‌شناسی، مثل همین جنگ شناختی، قدرت تشخیص او را پایین می‌آورد و گاهی افراد در عمل انجام‌شده حاصل از واکنش‌های سریع می‌افتند. همان افزایش تردید در تشخیص که تسلط فکری را کاهش می‌دهد.اما داشتن یک عینک واقع‌بینی، ما را از این موقعیت در امان نگاه می‌دارد؛ عینکی که شیشه آن مستقیم روی قلب و فکر زوم شده و هر چه می‌بینیم، حاصل بازتاب فکر و قلب ماست. این بازتاب نوری، برای درک درست، در مسیر روبه‌روی ما قرار می‌دهد؛ نور تشخیص و تمییز دادن. به نفعمان است که همیشه عینکی باشیم، چون برگرداندن آب رفته به جوی کار آسانی نیست.برای رهایی از تردستی‌های دشمن در جنگ شناختی امروز، عینک لازم است؛ چرا که دشمن با ارائه مطالب و اطلاعات نادرست به صورت هدفمند، دقیقاً قلب و فکر ما را نشانه گرفته است؛ درست مسیر تابش نور به عینک. و از آنجا که تصویر اثرگذاری بالایی دارد، پس رسانه یک ابزار قدرتمند در دست دشمن و راه ارتباط مستقیم با من و شماست؛ که باید عینکی باشیم.
اما یک سؤال: مگر دشمن از تصویر هم می‌تواند ما را مورد حمله قرار دهد؟وقتی نیروی نظامی سپاه، ارتش، نیروی زمینی و هوایی در سراسر حاکمیت دفاعی مرزهای ما خود را ثابت کردند، این تصاویر و اخبار غیرواقعی چه تأثیری در قدرت ما در جنگ ترکیبی دارند؟ چه تأثیری در قلب و فکر ما دارند؟ و راه مقابله چیست؟در جنگ ترکیبی، دو جناح مهم به نام جناح ابزاری و جناح افکاری وجود دارد که بازوهای دشمن برای به چنگال کشیدن و سلطه بر ما هستند. جناح ابزاری که با حمله‌های کوبنده و تخریب‌گر به سمت ما انجام شد، اکنون با یک ورشکستگی اساسی به کناری زده شده و دشمن دیگر حساب قبل را روی قدرت نظامی خود ندارد.اما جناح افکار و همان عینک‌های فردی که برخلاف جناح اول هیچ ابزار جنگی در آن نیست. دشمن با برپایی جنگ شناختی، یعنی ارائه اطلاعات نادرست به صورت هدفمند، مقاومت درونی شما را در جنگ ترکیبی کاهش می‌دهد یا کلاً از بین می‌برد؛ مقاومتی که با قلب و فکر ایجاد می‌شود. مقاومتی که میدان درونی شما را به یک سنگر تمام‌عیار تبدیل می‌کند.وقتی شما سنگر درون را بسازید، به حمله‌های بیرونی پاسخ قوی و آگاهانه دارید. در مسیر ساخت سنگر درون، شروع به مدیریت خواهش‌های نفسانی می‌کنید؛ یعنی پرورش اراده. زمانی که اراده در وجود شما شکل گرفت، این شما هستید که بین اطلاعات نامعتبر، با عینک و با قدرت اراده، شروع به انتخاب و گزینش اطلاعات دقیق دارید و درست‌ترین را برمی‌گزینید.دشمن توان انتقال اطلاعات پوچ را به درون یک فرد بااراده و آگاه که عینک هم دارد، نمی‌تواند داشته باشد؛ چون بعد از ساخت اراده و آگاهی، بین ترس، هوس و ایمان، به جای درگیری درونی در جنگ شناختی، شما به صلح درون رسیده‌اید که حاصل آن ایمان به مسیر است و استمرار در انتهای مسیر.
اراده، آگاهی، ایمان و استمرار، رضایت خداوند بر هوای نفس غلبه کرده و قدرت و نیروی جهاد کبیر در درون شما متجلی می‌شود که حاصل آن پیروزی در جناح افکاری جنگ شناختی ترکیبی است.لانچری به نام جهاد کبیر، پشت آخرین خاکریز، دقیقاً درون قلب و فکر شما، فتحی تازه از فتوحات شماست در مقابله با دشمن، در جهت رضای خداوند و پیروزی حق بر باطل.
05:25 - 3 شهریور 1405
جامعه
اندیشه
حماسه و مقاومت

1 واکنش
12٫2k بازدید