رازِ بزرگ آرامش
جامعهای که در آن فرهنگِ «طلبکاری مزمن» حاکم باشد، جامعهای فرسوده، پرخاشگر، ناآرام و نفوذپذیر در برابر عملیات روانی دشمن خواهد بود؛ اما فرد و جامعهای که به مقام درک منّت های الهی و تمکین در شکر برسد؛ در ابتدایی ترین مراتب به آرامش و طمأنینه روانی دست مییابد.
یکی از مهلکترین آسیبهای فکری و روانی که هم در زیست فردی و هم در تحلیلهای اجتماعی انسان معاصر رخنه کرده، پدیده «طلبکاری از مبدأ هستی و طلبکاری از جامعه» است. بسیارند کسانی که با زبان حال یا قال میگویند: «این مواهب که دست ماست، وظیفه خدا بود که بدهد؛ فلان حاجت برآوردهنشده را چرا نداد؟»این انگاره غلط که ریشه در توهّم استحقاق ذاتی انسان دارد، پیوند بنده با خالق را از یک رابطه عاشقانه و عبودیتمحور به یک دادوستد معاملی و پر از گلهمندی تنزل میدهد؛ حال آنکه در منطق معارف اهلبیت (ع)، عبور از این ورطه و دستیابی به آرامش باطنی و استواری اجتماعی، تنها در گرو درک یک قاعده توحیدی است: تبدیل دیدگاه از «استحقاق» به «رؤیت مِنَنِ الهی».۱. عبور از «نعمت» به «مِنَّت»؛ درهمشکستن توهم استحقاقدر مبانی معرفتی، گام نخست برای رهایی از نقزدنهای مدام، فهم نسبت میان عمل انسان و فضل خداوند است:«رُؤْيَتُهَا نِعَماً وَ مِنَناً مِنَ اللهِ تَعَالَى فِي حَقِّهِ»اگر ملاک، ترازوی عدالت محض و سنجش اعمال باشد، حتی اشرف مخلوقات، حضرت ختمیمرتبت محمد مصطفی (ص) با آن عظمت و طهارت باطنی میفرماید اگر فضل و رحمت الهی دستگیر نباشد، عملی برای نجات کفایت نمیکند. در چنین منظومهای، انسانی که سراپا تقصیر و غفلت است، با کدام پشتوانه خود را طلبکار میداند؟!وقتی انسان باور کند که تکتک نفسها، سلامتی، تواناییها و مواهب، نه وظیفه الهی، بلکه «منّت و تفضل ابتدایی حق» است، معادله دگرگون میشود.
موحد واقعی درمییابد آنچه به او داده شده، فراتر از حد استحقاق و از باب جود محض بوده و آنچه احیاناً به تأخیر افتاده یا منع شده، یا بر اساس مصلحت تکاملی و خودسازی اوست، یا مصداق دفع ضرری است که علم محدود آدمی از درک آن عاجز است. با این افق، انسان نه تنها طلبکار نیست، بلکه برای ابد خود را «بدهکار ذات اقدس حق» میبیند.۲. از «شکرِ حالی» تا «مقامِ تمکین»؛ پایداری در عهدِ بندگیدر فرهنگ روایات، شکر صرفاً یک لقلقه زبان یا هیجان عاطفی گذرا نیست، بلکه مراتب دارد:• شکر علیالاقدار: شکرگزاری بر مبنای ظرفیت و قدرتی که پروردگار به انسان عطا کرده است.• مقام تمکین: عبور از شکرگزاریِ نوسانی به ثبات قدم توحیدی.بسیاری از افراد در مواجهه با حوادث، حالتی زیگزاگی دارند؛ در رفاه و آسایش شاکرند و با کوچکترین تنگی و ابتلا، زبان به گلایه و ناسپاسی میگشایند (** نزد حلالیم و گهی نزد حرام). اما اولیای الهی به مقام «تمکین» رسیدهاند؛ همان حقیقتی که در فراز نورانی زیارت جامعه کبیره زمزمه میکنیم: «وَ يُمَكَّنَ فِي أَيَّامِكُمْ».در منطق متقین امیرالمؤمنین (ع)، پیوند با خدا چنان ریشهدار و وثیق است که جدایی از یاد او مساوی با مرگ است. اوج این مقامِ رضا و تمکین، در قلههای ایثار کربلا و بهویژه در سیره حضرت زینب کبری (س) متبلور است؛ بانویی که «امالمصائب» نام گرفت و رنجهای تاریخ را بر دوش کشید، اما چون همه چیز را در دایره منّت و فضل الهی میدید، در اوج محنت جز «زیبایی» (ما رأیتُ إلا جمیلاً) شهود نکرد.
۳. امتدادِ شکرِ منّت در ساحت تحلیل ملی و تمدنیاین خطای شناختی (نگاه طلبکارانه و نادیده گرفتن ریشههای عزت) اگر از ساحت فردی به میدان تحلیلهای سیاسی و اجتماعی سرایت کند، آفتهای مهلکی چون «ناامیدی تزریقی» و «خودتحقیری تمدنی» به بار میآورد.امروز در تحلیل وضعیت جمهوری اسلامی، عدهای تنها با ذرهبینِ نقایص، تورم و تنگناها به میدان میآیند و پیوسته غر میزنند، اما از دیدن منّت بزرگ الهی که همان «عزت، استقلال و تبدیل شدن به قدرت اثرگذار جهانی» است، کورند.آیا عزت ملّیِ مستقل و پرچمداری مقاومت در برابر استکبار جهانی قابل مقایسه با سرنوشت حقارتبار رژیمهای دستنشانده پهلوی، یا وابستگان منطقهای و دولتهای مسلوبالارادهای است که با وجود زرقوبرق ظاهری، عملاً در جایگاه «سگهای زنجیری و ابزار دست آمریکا» تعریف میشوند؟! دیدن این عزت تمدنی و موقعیت راهبردی، همان «رؤیت منّت الهی» در مقیاس یک ملت است که شکر آن، پایمردی و استقامت در مسیر حق است.
سخن پایانی؛ برکاتِ سلوک بدهکارانه در برابر حقجامعهای که در آن فرهنگِ «طلبکاری مزمن» حاکم باشد، جامعهای فرسوده، پرخاشگر، ناآرام و نفوذپذیر در برابر عملیات روانی دشمن خواهد بود؛ اما فرد و جامعهای که به مقام درک منّت الهی و تمکین در شکر برسد:1. به آرامش و طمأنینه روانی دست مییابد؛ چرا که هیچ کمبودی را دلیلی بر ظلم الهی نمیداند.2. به مرتبه عشق و فنای فیالله صعود میکند؛ تا آنجا که حتی سختیها و فداکاری در راه معشوق را با آغوش باز میپذیرد.3. در برابر وسوسههای غربزدگی و خودتحقیری واکسینه میشود؛ زیرا گوهر استقلال و عزت توحیدی را با چرتکهاندازیهای مادی مقایسه نمیکند.شکر بر نعمتِ جمهوری اسلامی، مقاومت و ولایت، شکر بر بزرگترین منّتهای الهی در عصر غیبت است؛ توفیقی که باید دوام آن را در «تمکین بر عهد الهی» جستجو کرد.
11:43 - 6 آبان 1405