علی (ع) مَثَلِ سورهٔ توحید
از کمالِ ایمان تا تجلی غیرت علوی در دفاع از مظلومان غزه و جهان اسلامنسبت امیرالمؤمنین (ع) با اسلام، نسبت روح به جسد و نسبت سورهٔ توحید به کل قرآن است؛ حقیقتی که امتداد آن از شهود توحیدی و غرق شدن در عبودیت آغاز میشود و تا ایستادگی تمامقد در برابر جبههٔ استکبار امتداد مییابد.در منظومهٔ بیانات نبوی، تبیین جایگاه حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام) فراتر از تمجیدهای معمول و ناظر به بطنِ توحید و هندسهٔ ایمان است. در روایتی مشهور، هنگامی که لشکریان اسلام از نبرد پیروزمندانه بازگشتند، رسول مکرم اسلام (ص) از فرماندهی علی (ع) پرسیدند. سپاهیان همه زبان به ستایش گشودند و تنها یک نکته را مطرح کردند: «علی در تمام طول جنگ تنها ذکرسورهٔ مبارکه توحید (قل هو الله احد) داشتند». وقتی پیامبر اکرم(ص) علت را جویا شدند، مولای متقیان پاسخی عمیق و توحیدی دادند: «من عاشق خدایم و چون این سوره صفات پروردگارم را بیان میکند، دوست دارم همواره آن را بخوانم.»اینجا بود که نبی مکرم اسلام (ص) فرمولی بنیادین برای سنجش مراتب ایمان امت ترسیم فرمودند: «مَثَلِ تو یا علی، مَثَلِ سورهٔ توحید است.» همانگونه که تلاوت یک، دو یا سه بارهٔ این سوره معادل یکسوم، دوسوم و کل قرآن کریم است، نسبت انسانها با ولایت امیرالمؤمنین نیز ترازوی کمال ایمان است:1. محبت قلبی: دستیابی به یکسوم ایمان؛2. محبت قلبی توأم با نصرت زبانی و دفاع تبیینی: دستیابی به دوسوم ایمان؛3. محبت، تبیین و اطاعت تام در میدان عمل: نیل به کمال تامِ ایمان. علی (ع) یعنی اسلامِ مجسم.
امتداد عینی ایمان علوی؛ از یمن و لبنان تا آرمان قدس شریفاین تعریف از ولایت، مرز میان «محبت منفعل» و «تشیع انقلابی و مجاهد» را روشن میسازد. ایمان تام به علی (ع) نمیتواند در کنج عزلت یا لفاظی خلاصه شود. امروز پیروان مکتب علوی در سرتاسر جهان اسلام—از ایران مقتدر و جوانان سلحشور یمن تا رزمندگان مقاومت در لبنان—با قلب، زبان و جان خود در صحنه حاضرند.تجلی این غیرت و ایمان مجسم علوی در آن است که جهان تشیع، تمامقد و بدون هیچگونه لکنت، برای دفاع از برادران مظلوم اهلسنت در فلسطین و غزه، سینه سپر کرده و در برابر استکبار جهانی، رژیم صهیونیستی و آمریکا ایستاده است؛ چراکه مکتب علی (ع) مکتب برپایی قسط، نفی انظلام و حمایت از مظلوم فارغ از مرزهای مذهبی و جغرافیایی است.عبور از «نعمت» و شهودِ «مُنعم»پیوند سوره توحید با حقیقت ولایت، در ساحت سلوک باطنی نیز درسآموز است. در مراتب شکرگزاری، سالک ابتدا زبان به شکر نعمت میگشاید، اما در اوج تعالی به مرتبهٔ «دیدن مُنعم به جای نعمت»؛ جایی که انسان از ظاهرِ مواهب عبور کرده و تنها ذات اقدس پروردگار را شهود میکند.همانگونه که در تمثیلی تاریخی نقل است که سائلِ هرسالهٔ درِ خانه حضرت قمر بنیهاشم (ع)، پس از واقعه کربلا در مواجهه با حضرت امالبنین (س) و دریافت همان صله، بر نبودِ دستهای ماه بنیهاشم گریست و گفت: «پول بهانه بود، من برای دیدن جمال مولایم میآمدم»؛ سالکِ بصیر نیز هرگز در بندِ مواهب و حظوظ نَفْس متوقف نمیشود، بلکه جانش تشنهٔ لقای صاحبنعمت است.
آداب غرق شدن در شهود عبودیت (الاستغراق فی شهوده عبودیتاً)دستیابی به این تراز توحیدی و فنای در بندگی، نیازمند رعایت آدابِ باطنی و ظاهری است که در سیرهٔ اولیای الهی تجلی یافته است:1. جِلسَة العَبد (هیبتِ بندگی): نشستنِ خاضعانه و متواضعانه در محضر حق و اولیاءالله، با سری به زیر و پرهیز از نگاههای طلبکارانه و غفلتزده.2. ادب نگاه و تمرکز باطنی: پرهیز از پراکندگی چشم و دل؛ نظیر ادبِ نگاه به دامن در تشهد نماز که نماد جمعکردن حواس از ماسویالله است.3. نسیان و فراموشی حوائج در محضر محبوب (نسیان ما فیه من القرب والکرامة): آنگاه که زائر پا به حریم قدسی نجف یا کربلا میگذارد، از فرط عظمت و جلالتِ معشوق، خواستهها و منیّت خود را یکسره از یاد میبرد (روی بنما و وجودِ خودم از یاد ببر…).4. تذلل، تصاغر و نفی انانیت: درهمشکستن هرگونه فرعونیّت و کبر باطنی؛ آدابی نظیر با پای برهنه و سر به زیر گام نهادن در عتبات عالیات و مواقف کریمه (فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى) تجلی عینی این حقیقت است که در پیشگاه مطلقِ هستی، بنده جز فقر و نیستیِ محض شأنی ندارد.سخن پایانیپیامبر اکرم (ص) با مَثَل زدنِ علی (ع) به سورهٔ توحید، مسیر را تا ابد روشن ساخت: علی نقطهٔ پرگار توحید، معیار اخلاص در عبودیت و الگوی بیپروایی در اقامهٔ عدل است. هر که خواهان کمال ایمان است، باید این حقیقت را در انکسار بندگی پای سجاده و خروش انقلابی در میدان دفاع از مظلوم به نمایش بگذارد.
11:48 - 14 مهر 1405