رؤیاهایی که با ممنوعیت خانواده خاموش شده‌اند

خیلی از جوان‌ها نه در بازار، که اول در خانه با دیوار مخالفت روبه‌رو می‌شوند؛ جایی که کارآفرینی هنوز «بچه‌بازی» یا «ریسک بی‌فایده» حساب می‌شود. اما با یک تغییر نگاه، همین خانواده می‌تواند به‌جای خاموش‌کردن رویا، سکوی‌پرتاب کارآفرینی فرزندش شود.
گروه زندگی: در بعضی خانه‌ها، کارآفرینی هنوز یک واژه غریبه است؛ نه از سر دشمنی با فرزند، بلکه از سر نگرانی، ترس از بی‌ثباتی و دلبستگی به الگوهای آشنایی مثل معلم شدن، کارمند شدن، مهندس شدن یا پیداکردن یک شغل ثابت. خانواده‌هایی که سال‌ها با حقوق ماهانه، کارگری یا کارمندی زندگی را جلو برده‌اند، طبیعی است که امنیت را در همین مسیرهای امتحان‌پس‌داده ببینند. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که هر تلاش تازه برای خلق ارزش، هر تجربه کوچک در فروش، تولید یا راه‌اندازی یک کار جدید، با برچسب‌هایی مثل «بچه‌بازی»، «وقت‌تلف‌کردن» یا «خیال‌پردازی» پس‌زده می‌شود. در چنین فضایی، فرزند خیلی زود یاد می‌گیرد که به جای ساختن، فقط دنبال جاشدن در الگوهای ازپیش‌تعیین‌شده باشد؛ درحالی‌که جهان عوض شده و با ابزارهای جدیدی مثل هوش مصنوعی، فرصت‌های تازه‌ای برای رشد، تولید و درآمدزایی پیش روی همین نسل قرار گرفته است. استاد محمدرضا دانه‌کار، پژوهشگر و کارشناس توسعه‌دهنده کسب‌وکار، در این گزارش تلاش کرده برای همین گره پنهان خانوادگی، چند راهکار روشن و عملی پیش پای خانواده‌ها بگذارد.

وقتی صرفه‌جویی جای خلق ارزش را می‌گیرد

استاد دانه‌کار معتقد است در خیلی از خانواده‌ها، الگوی معاش به شکلی شکل‌گرفته که هنر اصلی، ارزان‌تر خریدن است؛ اینکه چند خیابان بیشتر برویم تا چیزی را پنج یا ده درصد ارزان‌تر پیدا کنیم. این حساسیت به دخل‌وخرج، در جای خودش قابل‌احترام است و نشان از دلسوزی برای زندگی دارد، اما اگر همه ذهن خانواده فقط در همین نقطه متوقف بماند، کم‌کم «خلق ارزش» از سبد تربیتی خانه حذف می‌شود. یعنی فرزند یاد می‌گیرد انرژی‌اش را فقط صرف کم‌خرج‌تر زندگی‌کردن کند، نه پُردرآمدتر و خلاقانه‌تر زندگی‌کردن.به گفته این کارشناس توسعه‌دهنده کسب‌وکار، در متون دینی هم بی‌جهت بر تجارت و دادوستد تأکید نشده و در روایت آمده که تجارت، عقل را کامل می‌کند. یعنی تجربه بازار، تولید، فروش و خلق ارزش فقط پول درآوردن نیست؛ مدرسهٔ رشد عقل، تصمیم‌گیری، آزمون‌وخطا و پختگی است. مسئله این نیست که شغل کارمندی یا معلمی بی‌ارزش است؛ مسئله این است که این مشاغل محترم نباید تنها افق مجاز برای آینده فرزند باشند. دانه‌کار یادآور می‌شود امروز در فضایی که کشور هنوز در برخی حوزه‌ها مثل فروشگاه‌های اینترنتی کمبود جدی دارد و در بسیاری از تولیدات به بیرون وابسته است، یک جوان می‌تواند با کمک هوش مصنوعی و یک جمع کوچک دوستانه، کاری را شروع کند که هم برای خودش درآمد بسازد و هم برای جامعه ارزش تولید کند.

سه رفتاری که رؤیای کارآفرینی را خاموش می‌کند

تحقیر مستقیمدانه‌کار می‌گوید بدترین ضربه وقتی زده می‌شود که اولین تلاش‌های خام فرزند، پیش از آنکه فرصت رشد پیدا کنند، با یک جمله کوتاه نابود شوند؛ جمله‌هایی مثل «این بچه‌بازی‌ها چیه؟»، «برو دنبال نونت»، «از این کارها کسی به جایی نرسیده». به گفته او، این برخورد دقیقاً مثل این است که کودکی را وقتی تازه راه‌رفتن را شروع کرده، به‌خاطر افتادن سرزنش کنیم.شتاب‌زدگی و دخالت بی‌جااین پژوهشگر تأکید می‌کند بعضی خانواده‌ها از آن طرف بام می‌افتند؛ هنوز فرزند فقط چند ماه است دارد تمرین می‌کند، اما او را هُل می‌دهند وسط بازار و از او نتیجه فوری می‌خواهند. بعد هم اگر شکست خورد، می‌گویند: «دیدی؟ گفتیم این راه‌ها به جایی نمی‌رسد.» درحالی‌که مشکل از خود ایده نبوده؛ از بی‌صبری ما در مواجهه با رشد بوده است.ناامیدسازی سیستماتیکبه گفته دانه‌کار، گاهی خانواده مستقیم نمی‌گوید «نکن»، اما فضای کلی حرف‌هایش همین را فریاد می‌زند: «برای تو جا نیست»، «همه‌چیز اشباع شده»، «فقط اگر استخدام شوی آینده داری». این نوع برخورد، آرام‌آرام موتور امید را خاموش می‌کند و فرزند را به این نتیجه می‌رساند که اصلاً نباید به خودش و توانایی‌های تازه‌اش فرصت بدهد.

سه‌کاری که خانواده می‌تواند برای زنده‌ماندن رؤیا انجام دهد

لذت‌بردن از حرکت‌های کوچکاستاد محمدرضا دانه‌کار می‌گوید همان‌طور که برای اولین قدم‌های کودک ذوق می‌کنیم، باید برای اولین تصویر ساخته‌شده با هوش مصنوعی، اولین صفحه فروش، اولین سایت یا اولین محصول ساده هم هیجان نشان بدهیم. لازم نیست این کارها از روز اول پول‌ساز باشند؛ مهم این است که نشانه حرکت و زنده‌بودن ذهن فرزندند.فراهم‌کردن زیرساخت به‌جای تمسخردانه‌کار توضیح می‌دهد اگر می‌بینیم فرزندمان دارد تمرین می‌کند، باید تا جایی که می‌توانیم، ابزار مناسب، اینترنت، لپ‌تاپ، محیط آرام یا حتی یک‌گوشه امن برای تمرکز را در اختیارش بگذاریم. قرار نیست خانواده همه مسیر را برای او طی کند، اما می‌تواند حداقل موانع اضافه را از جلوی پایش بردارد.مراقبت پنهان بدون خفه کردن رشدبه گفته این کارشناس، نه باید فرزند را رها کرد و گفت هر طور خواستی برو، نه باید آن‌قدر دستش را گرفت که هیچ حس عاملیتی در او شکل نگیرد. رشد واقعی جایی اتفاق می‌افتد که خانواده هم حضور داشته باشد، هم اعتماد. یعنی بستر تمرین را فراهم کند، اشتباه‌های محدود را بپذیرد و اجازه بدهد فرد کم‌کم جای خودش را در بازار باز کند.

هوش مصنوعی، فرصتی که نباید با بی‌اعتنایی از دست برود

دانه‌کار در این بخش روی یک نکته کلیدی دست می‌گذارد: هوش مصنوعی برای خیلی از خانواده‌ها هنوز یک واژه دور و مبهم است، اما برای همین نسل جوان می‌تواند سکوی پرش باشد. یک جوان از دل همین خانه‌های کارمندی و کارگری، اگر فرصت تمرین داشته باشد، می‌تواند با کمک هوش مصنوعی وارد دنیای طراحی، تولید محتوا، فروش، مشاوره، خدمات دیجیتال یا ده‌ها مسیر تازه دیگر شود. این پژوهشگر تأکید می‌کند این مسیر از همان جایی شروع می‌شود که خانواده، به جای خاموش‌کردن شوق تجربه، به «تمرین تفریح‌محور» اعتقاد پیدا کند؛ یعنی اجازه بدهد فرزند با لذت، بازی، تجربه و آزمون، دنیای جدید را کشف کند.

وقتی خانواده از ترس، راه رشد را می‌بندد

استاد محمدرضا دانه‌کار معتقد است بیشتر خانواده‌هایی که با کارآفرینی فرزندشان مخالفت می‌کنند، قصد بدی ندارند؛ آن‌ها فقط از شکست، بی‌پولی، بی‌ثباتی و سرگردانی فرزندشان می‌ترسند. اما گاهی همین دلسوزی، اگر با فهم درست زمانه همراه نباشد، تبدیل به مانع رشد می‌شود. امروز بیش از همیشه لازم است خانواده‌ها بین «نگرانی دلسوزانه» و «بستن راه تجربه» فرق بگذارند. فرزند ما همیشه قرار نیست نسخه تکراری شغل‌های قدیمی باشد. گاهی باید اجازه داد با ابزارهای تازه، راه‌های تازه‌ای برای ساختن زندگی پیدا کند.

امید، چیزی است که باید در خانه تزریق شود

در جمع‌بندی این بحث، دانه‌کار روی یک نکته محوری تأکید می‌کند: اگر خانواده بتواند بستر رشد فرزندانش را فراهم کند، در واقع امید را به آن‌ها تزریق کرده است و بعد از تزریق امید، می‌توان امیدوار بود که اتفاق‌های خیلی خوبی بیفتد. او می‌گوید خانواده‌ها اگر به تمرین تفریح‌محور اعتقاد پیدا کنند و اجازه بدهند فرزندشان با لذت و بازی، دنیای جدید را کشف کند، از دل همین خانه‌ها می‌شود نسل تازه‌ای از کارآفرینان، سازندگان و خلق‌کنندگان ارزش را بیرون آورد؛ نسلی که فقط دنبال پیداکردن جا در ساختارهای قدیمی نیست، بلکه خودش جا می‌سازد.

شما بگویید؛ ما می‌شنویم

🔹 فرصتی در زندگی‌تان سوخته؟🔹 نزدیکانتان مانع کارآفرینی شده؟🔹 با هوش مصنوعی شروع کرده‌اید؟🔹 معضلی دارید که ما نگفته‌ایم؟🔹 تجربه موفقی داشته‌اید؟🔹 نظرتان درباره مشاغل جدید چیست؟دغدغه‌ها، مشکلات خانوادگی، فرصت‌های سوخته و معضلاتی که در این مسیر داشته‌اید را با ما در میان بگذارید.تیم تحریریه و کارشناسان ما به کامنت‌های شما پاسخ می‌دهند و حتی‌المقدور در گزارشات آینده در صفحه زندگی خبرگزاری فارس به آنها خواهیم پرداخت.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.#کارآفرینی_در_خانواده#هوش_مصنوعی#فرهنگ_کارآفرینی#کسب_و_کار_جوانان#اقتصاد_و_خانواده
22:25 - 6 مهر 1405
زندگی
مشاوره
مهارت‌های زندگی

6 بازنشر9 واکنش
224٫6k بازدید




7 پاسخ

@user1783289587188 مهر 1405
در پاسخ به @sheikhhadi
ف
فاطمه م

@user178328958718  •  17 مرداد 1405

مطالبه

پیاده‌روها را به مردم بازگردانید؛ ایمنی شهروندان را تضمین کنید

گسترش ساخت‌وساز در شهر، پیاده‌روهای بسیاری را به محل استقرار کارگاه‌های ساختمانی تبدیل کرده است. در برخی پروژه‌ها پیاده‌رو کاملاً مسدود شده و در برخی دیگر، مسیر عبور عابران بسیار باریک، ناهموار و ناایمن است و مردم ناچارند برای عبور وارد خیابان شوند. این مشکل فقط مربوط به خیابان‌های پرتردد نیست و در بسیاری از محله‌های شهر نیز دیده می‌شود؛ در حالی که کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت، استفاده‌کنندگان از ویلچر و والدین همراه کالسکه، بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند. پیاده‌رو متعلق به مردم است و ساخت‌وساز نباید حق عبور ایمن شهروندان را از بین ببرد. اگر پروژه‌ای ناچار به اشغال پیاده‌رو است، باید پیش از آن مسیر جایگزین ایمن، هموار، پیوسته و قابل دسترس ایجاد شود و حداقل عرض مفید آن طبق ضوابط فنی مشخص و در تمام طول مسیر حفظ شود. از سوی دیگر، صرف نصب یک گونی یا پوشش ظاهری در اطراف ساختمان، ایمنی ایجاد نمی‌کند. پروژه‌ها باید متناسب با میزان خطر، به حصار و تجهیزات حفاظتی استاندارد و مقاوم، توری ایمنی و سایر تجهیزات لازم برای جلوگیری از سقوط مصالح و ابزار مجهز شوند و سلامت این تجهیزات در طول پروژه نیز کنترل شود. مسیر عبور عابران و محدوده خطر باید در ساعات تاریکی نیز روشنایی و علامت‌گذاری مناسب داشته باشد. شهرداری نباید فقط هنگام صدور مجوز نظارت کند؛ بلکه باید بازرسی‌های دوره‌ای و سرزده داشته باشد و در صورت وجود خطر جدی، پروژه را تا رفع خطر متوقف کند. همچنین شهروندان باید بتوانند پروژه‌های ساختمانی ناایمن را به‌سادگی گزارش کنند و نتیجه رسیدگی به گزارش خود را پیگیری کنند. مطالبه ما از شهرداری می‌خواهیم: * اشغال پیاده‌رو را مشروط به تأمین مسیر جایگزین ایمن و استاندارد کند. * استفاده از گونی و پوشش‌های غیرمقاوم را به‌عنوان حفاظ ایمنی کافی نپذیرد. * استفاده از حفاظ، توری و تجهیزات استاندارد برای جلوگیری از سقوط مصالح را الزامی کند. * حداقل عرض مسیر عبور و الزامات مناسب‌سازی برای افراد دارای معلولیت را رعایت و کنترل کند. * روشنایی و علامت‌گذاری شبانه مسیرهای موقت را الزامی کند. * بازرسی مستمر از پروژه‌ها داشته باشد و پروژه‌های خطرناک را تا رفع نقص متوقف کند. * سامانه‌ای مؤثر برای گزارش پروژه‌های ساختمانی ناایمن و پیگیری نتیجه آن ایجاد کند. ساخت‌وساز برای توسعه شهر ضروری است؛ اما امنیت شهروندان نباید هزینه آن باشد. پیاده‌روها را به مردم بازگردانید و ساخت‌وساز ایمن را تضمین کنید.

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

در پاسخ به @sheikhhadi
سلام به نظرم دو قطبی کردن صرفه جویی با تولید ثروت ، که از فحوای کلام نویسنده محترم بر می دارد باید صرفه نظر شود و به صورت ایجاد تعادل و یا پیگیری هر دو مورد تبیین شود ختی اگر یک جریان فعلاً قدرتمند تر باشد هر چند طرح موضوع خیلی راهگشا بود

در پاسخ به @sheikhhadi
پدر و مادران امروز همون کودکان دهه شصت و هفتاد هستند که با فقر تورم و جنگ تحقیر بزرگ شدن نگاه سنتی به تربیت و کسب و کار دارند و خیلی هم بهشون آگاهی داده نشده است اما در کل مقاله به موضوع درستی اشاره میکند

در پاسخ به @sheikhhadi
با سلام خدمت شما وممنون از دعت جناب دانه کار برای ارائه این مطالب ارزشمند دقیقا الان که عصر تکنولوژی هست وبا سرعت نور داره پیش میره واقعا باید به همه فرصت داد تا هم یاد بگیرند و هم شرکت کنند در این زمینه تا انشاالله یکی یکی به ستاره های درخشان علوم پیشرفته در این عرصه در کشورمون افزوده بشه 🌹

عرض سلاماولاً با توجه به اقتصاد داغون کشور، تحریم، قطعی اینترنت و ... حمایت خانواده خیلی کارساز نیست و ثانیاً کارآفرینی یک مسیر پرفراز و نشیب است که هرکسی توانایی طی راه را ندارد. چون احتمال شکست بسیار بیشتر از موفقیت است و ممکن است آن شخص فرصتهای دیگری را بخاطر تمرکز بر کارآفرینی از دست بدهد.

در پاسخ به @sheikhhadi
اگه بشه کارآفرین بشی چه بهتر! اگر هم نشد باز هم روحیه کاآفرینی مهمه!شما اگر تفکر کارآفرینی داشته باشی میتونی توی شرکت ها یا کارخونه ها پیشنهاداتی بدی که نمیشه رد کرد چون باعث میشه سود اون شرکت بالابره و کسی اینو رد نمی‌کنه ... حالا یا با حقوق خیلی بالا استخدام میشی یا حتی بهتر پورسانتی کار میکنی ...

در پاسخ به @sheikhhadi
حمایت از کارآفرینی یعنی نه رؤیا را تحقیر کنیم و نه ریسک‌ها را نادیده بگیریم؛ بلکه فرصت تجربه و یادگیری بدهیم.خانواده باید هم پناه امن باشد و هم واقع‌بین، تا فرزند با مهارت، پشتکار و شناخت بازار مسیرش را پیدا کند.به‌جای انتخاب مسیر برای فرزند، توانایی ساختن و انتخاب مسیر را در او تقویت کنیم.