شهیدی که عشق به خانواده را با شهادت درهم آمیخت
شهید حسن احمدی، مردی که ایمان را در عمل معنا کرد و از عزیزترین داراییهای زندگیاش گذشت؛ نه از سر بیمهری به خانواده، بلکه از سر اعتقادی که تا آخرین لحظه به آن وفادار ماند و سرانجام در دفاع از حرم اهلبیت(ع) در سوریه، به آرزوی دیرینهاش رسید.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، گاهی سختترین میدان جنگ، نه خط مقدم که آستانه خانه است؛ جایی که باید از همسر و دو دختر خردسال دل بکنی و برای دفاع از باوری که به آن ایمان داری راهی سفری شوی که شاید بازگشتی نداشته باشد.شهید حسن احمدی، رزمنده لشکر زرهی ۸ نجف اشرف، چنین انتخابی کرد؛ مردی که عشق به خانواده را با عشق به شهادت درهم آمیخت و سرانجام در دفاع از حرم اهلبیت(ع) در سوریه، به آرزوی دیرینهاش رسید.حسن، فرزند حیدر، چهاردهم مهرماه سال ۱۳۵۸ در خانوادهای مذهبی در روستای حسنآباد وسطی از توابع شهرستان تیران و کرون استان اصفهان دیده به جهان گشود. از همان سالهای کودکی، انس با قرآن و معارف دینی بخش جداییناپذیر زندگی او بود. حضور مستمر در محافل قرآنی، کسب رتبههای برتر در رشتههای مختلف قرآن، قرائت قرآن، اذان و فعالیتهای مذهبی، تنها بخشی از مسیری بود که شخصیت معنوی او را شکل داد.
مردی که با لبخند شناخته میشداو در کنار تحصیل، همواره در فعالیتهای فرهنگی، مراسم مذهبی، راهپیماییها، انتخابات و کمک به خانواده پرجمعیت خود حضوری فعال داشت. دوستان و آشنایانش، حسن را جوانی خوشاخلاق، متدین، خوشرو و مسئولیتپذیر میشناختند؛ کسی که نماز اول وقت برایش خطقرمز بود و هرجا صدای اذان بلند میشد، نخستین مقصدش مسجد یا نمازخانه بود.پس از پایان تحصیلات، برای دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در لشکر زرهی ۸ نجف اشرف مشغول خدمت شد. همکارانش روایت میکنند که در انجام مأموریتها و دفاع از ارزشهای انقلاب، هیچگاه از مسئولیت خود عقب ننشست و همواره پیشگام انجاموظیفه بود.خانواده و دوستان، بیش از هر چیز از لبخند همیشگی حسن احمدی یاد میکنند. شوخطبعی، خوشخلقی و روحیه امیدبخش او باعث شده بود هرکس تصویری از او در ذهن داشته باشد، با همان لبخند به خاطرش بیاورد.او علاوه بر فعالیتهای نظامی، قاری قرآن، مؤذن و گاه مداح اهلبیت(ع) بود. در هر جمعی که حاضر میشد، تلاوت قرآن را با صدای خوشش زینتبخش مراسم میکرد.
آرزویی که هیچگاه از دلش نرفتعلاقه حسن احمدی به فرهنگ ایثار و شهادت، تنها یک احساس زودگذر نبود؛ آرزویی بود که با گذر زمان، تحصیل در دانشگاه، تشکیل خانواده و تولد دو دخترش، نهتنها کمرنگ نشد، بلکه عمق بیشتری پیدا کرد.سال ۱۳۸۳ با «سمیه احمدی» ازدواج کرد؛ ازدواجی که حاصل آن دو دختر به نامهای زهرا و ریحانه بود. همسر شهید میگوید: علاقه حسن به دخترانش مثالزدنی بود؛ آنقدر که همه اقوام و همسایهها از وابستگی عاطفی میان پدر و دخترانش سخن میگفتند.بااینحال، در آخرین سفر زیارتی به مشهد مقدس، از دختر بزرگش خواست کنار ضریح امام رضا(ع) برای شهادتش دعا کند. دعایی که بعدها همسرش آن را نشانهای از آمادگی او برای سفر آخر دانست.
وقتی سوریه، خط مقدم دفاع شدبا آغاز بحران سوریه و تهدید حرم حضرت زینب(س)، حسن احمدی دیگر نمیتوانست بیتفاوت بماند. شهادت دو تن از دوستان نزدیکش، شهید روحالله کافیزاده و شهید نوری، تصمیم او را برای اعزام قطعیتر کرد.همسر شهید روایت میکند: همیشه میگفت امروز خط مقدم ما سوریه و عراق است. اگر آنجا نجنگیم، باید در کشور خودمان بجنگیم. میگفت باید از اسلام و حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) دفاع کنیم.ثبتنام برای اعزام را انجام داد و سرانجام نخستین مأموریتش به سوریه رقم خورد؛ مأموریتی که پایان زندگی زمینی او شد.دلکندن از همسر و دو دختر خردسال، آسان نبود. زهرا آن روزها ۱۱ سال داشت و ریحانه تنها چهار سال و نیمه بود. همسر شهید میگوید: همیشه میگفت دعا کن شهید شوم. حتی به زهرا میگفت دعا کن بابا عاقبتبهخیر شود و شهید شود. برای رسیدن به آرزویش حاضر شدم از دلبستگیهایم بگذرم.همسر شهید از خوابی میگوید که حسن، حدود یک ماه پیش از اعزام دیده بود؛ خوابی که بعدها برایش معنای دیگری پیدا کرد.به گفته او، شهید تعریف کرده بود که در خواب خود را در جایی سرسبز و نورانی دیده است؛ افرادی دستش را گرفته و جایگاهی را به او نشان دادهاند و در مسیر، دو سوی راه پر از گل بوده است.آن روزها کسی تعبیر این خواب را نمیدانست؛ اما تنها یک ماه بعد، با شهادت حسن احمدی، خانواده دریافتند که آن رؤیا، بشارتی برای رسیدن به آرزوی دیرینهاش بوده است.
قولی که شکست، اما نه آنگونه که تصور میشدپیش از اعزام، به خانواده گفته بود: «دو هفته دیگر برمیگردم.» در عملیات حلب، هنگامی که نیروهای مدافع حرم در محاصره عناصر داعش قرار گرفتند، خمپارهای به تانک محل استقرار او اصابت کرد و ترکشها به پشت سرش نشست. حسن احمدی، ۲۵ مهرماه ۱۳۹۴، در دفاع از حریم اهلبیت(ع) به شهادت رسید.او به وعدهاش عمل کرد؛ دو هفته بعد بازگشت، اما این بار نه با لباس رزم، بلکه بر دوش مردمی که برای استقبال از قهرمان روستایشان آمده بودند.پیکر مطهر این شهید والامقام پس از تشییع، در زادگاهش، روستای حسنآباد وسطی شهرستان تیران و کرون، به خاک سپرده شد.
از شهید حسن احمدی، تنها خاطرات و عکسهای خانوادگی به جا نمانده است؛ میراث او، سبک زندگی مردی است که ایمان را در عمل معنا کرد؛ پدری مهربان، همسری خوشاخلاق، قاری قرآن، پاسداری مسئولیتشناس و رزمندهای که میان عشق به خانواده و دفاع از اعتقاداتش، راهی را برگزید که باورداشت وظیفه اوست.امروز نام او در کنار دیگر شهدای مدافع حرم، یادآور مردانی است که از عزیزترین داراییهای زندگیشان گذشتند؛ نه از سر بیمهری به خانواده، بلکه از سر اعتقادی که تا آخرین لحظه به آن وفادار ماندند.#شهید_شهادت #سوریه #حرم_حضرتزینب #مدافع_حرم 16:37 - 23 تیر 1405