سراب توافق؛ تفاوت توافق با تفاهم

سیدحامد نعمت‌اللهی- اگر متنی به ظاهر به نفع شما نوشته شده باشد، اما هیچ ضمانت اجرایی نداشته باشد، آیا واقعاً پیروز شده‌اید؟یا ممکن است همان متن، به یک «تله راهبردی» تبدیل شود؟چند نکته درباره تفاوت «توافق» و «تفاهم» که به نظرم در تحلیل‌های این روزها کمتر به آن توجه شده است
به اعتراف بخش قابل توجهی از تحلیلگران و حتی رسانه‌های اصلی غربی، متن به‌دست‌آمده با ایران بیش از آنکه یک «توافق متوازن» باشد، در مواردی به پذیرش خواسته‌های ایران از سوی آمریکا شباهت دارد؛ آن هم در شرایطی که ایران پیروزی قاطع و نهایی در میدان جنگ به دست نیاورده است.با این حال، آنچه حاصل شده یک «تفاهم» است، نه یک قرارداد الزام‌آور. همین ویژگی، مهم‌ترین نقطه ضعف آن نیز محسوب می‌شود. تفاهمی که متن آن به ظاهر به سود ایران سنگینی می‌کند، می‌تواند در عمل به یک «تله راهبردی» تبدیل شود؛ تله‌ای که با افزایش سطح انتظارات در داخل، عدم تحقق هر یک از وعده‌ها را به یک شکست سیاسی و روانی برای ایران تبدیل کند؛ حتی اگر از ابتدا هیچ ضمانت حقوقی برای اجرای آن وجود نداشته باشد.در این تفاهم، برخی موضوعات به بازیگران ثالث و طرف‌های غیرحاضر مربوط می‌شود؛ از جمله مسائل مرتبط با لبنان، اسرائیل یا برخی پرونده‌های مرتبط با قطعنامه‌های سازمان ملل. همین موضوع از ابتدا دامنه اجرایی و ضمانت تحقق آن را محدود می‌کند. وقتی این تفاهمِ غیرالزام‌آور به متغیرهایی مانند رفتار دیگر بازیگران منطقه گره می‌خورد، عملاً نوعی «حق وتوی پنهان» در اختیار واشنگتن قرار می‌گیرد؛ به این معنا که هر زمان بتواند با استناد به تحولات خارج از کنترل طرفین، اجرای تعهدات خود را به تعویق بیندازد یا متوقف کند، بی‌آنکه مسئولیت حقوقی مشخصی متوجه آن باشد. در چنین شرایطی، این تفاهم بیش از آنکه ابزار ثبات باشد، می‌تواند به نوعی «گروگان‌گیری راهبردی» برای شرطی‌سازی رفتار ایران تبدیل شود.
در بسیاری از موارد، دونالد ترامپ صراحتاً اعلام کرده که امتیازات مورد انتظار ایران را نخواهد پذیرفت. اظهارات او درباره واگذاری حل مسئله حزب‌الله به سوریه، نمونه‌ای روشن از تلاش برای تعویق یا انتقال مسئولیت اجرای برخی تعهدات است.سابقه ترامپ نیز نشان می‌دهد که نوشته‌ها، امضاها و حتی تعهدات رسمی او لزوماً تضمینی برای اجرای کامل توافقات نیست. افزون بر این، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که آمریکا صرفاً در پایبندی به امضاهای رؤسای جمهور خود سابقه قابل اتکایی ندارد، بلکه در موارد متعدد نسبت به قواعد حقوق بین‌الملل و حتی اصول اخلاقی و انسانی نیز رویکردی ابزاری اتخاذ کرده است. بنابراین صرف درج یک بند در متن، به معنای تحقق قطعی آن در عمل نخواهد بود.ترامپ برای رسیدن به آتش‌بس ــ که خود نیز موقتی بودن آن را محتمل می‌داند ــ انگیزه کافی برای امضای یک تفاهم غیرالزام‌آور داشت. در چنین شرایطی، این امکان وجود دارد که با ظرافت‌های حقوقی و سیاسی، اجرای امتیازات اصلی را در وضعیت تعلیق نگه دارد.
در سوی دیگر، بعید است مذاکره‌کنندگان ایرانی نسبت به سابقه بدعهدی آمریکا دچار توهم یا سوءبرداشت بوده باشند. اما شرایط جاری کشور، به‌ویژه فشارهای اقتصادی یا حتی نیاز به بازآرایش نظامی، نیاز به ایجاد یک «تنفس راهبردی» را افزایش داده است. از این منظر، منطق پذیرش تعهدات غیرالزام‌آور و اجرای پلکانی، می‌تواند تلاشی برای کسب حداکثری امتیازات عملی بدون واگذاری امتیازات اساسی باشد.دوره شصت‌روزه مذاکرات را نیز می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ دوره‌ای که در آن ایران امکان دسترسی به برخی منابع و درآمدهای مورد نیاز خود را پیدا می‌کند و در مقابل، آمریکا نیز از ثبات نسبی بازار انرژی و کنترل قیمت‌ها بهره‌مند می‌شود.
برداشت شخصینامه اخیر مقام معظم رهبری در روزهای نخست، زمینه‌ساز برخی سوءتفاهم‌ها و حتی سوءاستفاده‌های رسانه‌ای شد؛ به‌گونه‌ای که برخی آن را نشانه تغییر رویکرد یا اعطای اختیاراتی فراتر از واقعیت تفسیر کردند. اما انتشار شروط و چارچوب‌های اعلام‌شده پس از آن، نشان داد که هدف اصلی، نه گشودن یک مسیر نامحدود برای مذاکره، بلکه کادربندی دامنه مذاکرات و تعیین مرزهای آن بوده است.از این منظر، ممکن است اصل نامه نیز ناظر به همین ملاحظه باشد؛ یعنی این نگرانی که نتایج نهایی مورد انتظار، الزاماً از مسیر مذاکره حاصل نخواهد شد و بخشی از تیم مذاکره‌کننده نسبت به امکان دستیابی به این نتایج خوش‌بینی بیشتری داشته باشد. البته این صرفاً یک برداشت تحلیلی است و نه لزوماً بازتاب‌دهنده مقصود قطعی نامه.بر همین اساس، این دوره کوتاه نباید صرفاً فرصتی برای تنفس اقتصادی یا افزایش درآمدهای ارزی تلقی شود. ارزش واقعی آن زمانی آشکار خواهد شد که همزمان برای متعادل‌سازی انتظارات از طرف مقابل، افزایش تاب‌آوری اقتصادی کشور و کاهش وابستگی به نتایج این تفاهم نیز به کار گرفته شود. به بیان دیگر، این فرصت باید دوره‌ای برای آماده شدن جهت «روز پس از فروپاشی تفاهم» باشد؛ روزی که شاید نشانه‌های آن، از همین امروز نیز قابل مشاهده باشد.برگزیده سید حامد نعمت‌اللهی از رسانه‌های بین‌الملل را پیگیری کنید#ایران #آمریکا#مذاکره
11:05 - 10 تیر 1405
سیاست خارجی
ایران در جهان

3 بازنشر6 واکنش
42٫7k بازدید



5 پاسخ

@mollaiemohammad10 تیر 1405
در پاسخ به
عالمانه و منصفانه

تصویر نمایه‌ی ‌美国战时新闻室‌
@USANR10 تیر 1405
در پاسخ به و

این خبر حذف شده است.


@user17686584882810 تیر 1405
در پاسخ به
شما پایدارچی ها هر توافقی منجر به شکست می کنید در ضمن قرار خرید ذرت و گندم از آمریکا با پول مسدود شده ملت متعلق به دوره رئیسی و پایدارچی ها بوده همانطور که سردار قالیباف عزیز گفت ...پایدارچی جایی در دل ملت ندارد والسلام

@user17691538166610 تیر 1405
در پاسخ به
بی طرفانه وعالمانه

تصویر نمایه‌ی ‌علی‌
@altest10 تیر 1405
در پاسخ به
پاسخ ساجدی:توافق زمان رئیسی اولا خرید از آمریکا نبوده.ثانیا در ازادی دادن تنگه هرمز و هسته ای و.. نبوده!!میفهمی؟ نه.از سر بی اطلاعی و بیسوادی این برچسب ها را میزنید به هر کسی که نقد میکنه.