سکان صداوسیما؛ بین رسالت ملی و نوآوری رسانه‌ای

تغییر در رأس یک سازمان بزرگ مهم، همیشه با یک پرسش اساسی همراه است: قرار است فقط مدیر تغییر کند یا مسیر هم باید تغییر کند؟
صداوسیما بیش از آنکه یک سازمان رسانه‌ای معمولی باشد، بخشی از زیرساخت فرهنگی و هویتی جمهوری اسلامی است. به همین دلیل، سکان‌داری آن فقط مدیریت شبکه‌ها، برنامه‌ها و بودجه‌ها نیست؛ مدیریت «اعتماد»، «روایت» و «مرجعیت» در جامعه است. رسالت ملی صداوسیما همچنان پابرجاست، اما ابزار تحقق این رسالت دیگر نمی‌تواند متعلق به یک دهه یا دو دهه قبل باشد.مسئله امروز این نیست که صداوسیما باید ملی بماند یا نوآور شود؛ مسئله این است که چگونه می‌توان با نوآوری، رسالت ملی را مؤثرتر انجام داد.رسانه‌ای که مخاطب را فقط در برابر تلویزیون جست‌وجو کند، بخش بزرگی از جامعه را از دست داده است. مخاطب امروز انتخاب‌گر است؛ هم‌زمان تلویزیون می‌بیند، در شبکه‌های اجتماعی حضور دارد، پادکست گوش می‌دهد، ویدئوی کوتاه می‌بیند و برای فهم یک موضوع ممکن است به ده‌ها منبع مراجعه کند. بنابراین رسانه ملی اگر می‌خواهد همچنان «ملی» بماند، باید ملی‌بودن را نه فقط در گستره جغرافیایی، بلکه در گستره مخاطب و تنوع قالب تعریف کند.نوآوری رسانه‌ای هم الزاماً به معنای کنار گذاشتن هویت نیست. اتفاقاً نوآوری واقعی یعنی بتوانیم همان مفاهیم عمیق هویتی، دینی، تاریخی و ملی را با زبان و فرم مورد پذیرش نسل جدید روایت کنیم.مشکل زمانی آغاز می‌شود که میان «محتوا» و «فرم» فاصله ایجاد شود؛ محتوای درست با فرم قدیمی، مخاطب جدید را جذب نمی‌کند و فرم جذاب بدون محتوای معتبر نیز در نهایت اعتماد را از بین می‌برد. صداوسیما باید این دو را به هم پیوند بزند: عمق در محتوا، جسارت در فرم و صداقت در روایت.
از سوی دیگر، رسانه ملی باید از «رسانه سخن‌گو» به «رسانه گفت‌وگومحور» حرکت کند. جامعه امروز فقط نمی‌خواهد مسئولان با او صحبت کنند؛ می‌خواهد صدایش شنیده شود. رسانه‌ای که مسائل واقعی مردم را نبیند، حتی اگر پوشش گسترده‌ای داشته باشد، به‌تدریج مرجعیت خود را واگذار می‌کند.در این میان، مسئله اعتماد از همه مهم‌تر است. مردم ممکن است با یک تحلیل مخالف باشند، اما اگر احساس کنند رسانه با آنها صادق است، همچنان آن را دنبال می‌کنند. سرمایه رسانه ملی نه تعداد شبکه‌ها، بلکه میزان اعتمادی است که در ذهن و زندگی مردم ایجاد می‌کند.سکان جدید صداوسیما، بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد: از «تولید برای مخاطب» به «تولید با شناخت مخاطب»؛ از «شبکه‌محوری» به «مخاطب‌محوری»؛ از «آنتن‌محوری» به «زیست‌بوم رسانه‌ای» و از «تکرار موفقیت‌های گذشته» به «آزمون جسورانه ایده‌های تازه».اگر قرار است صداوسیما دوباره مرجعیت رسانه‌ای خود را تقویت کند، باید میدان را به نیروهای جوان، ایده‌های تازه، تجربه‌های جدید و حتی نقدهای درون‌سازمانی باز کند. رسانه‌ای که از آزمون و خطا می‌ترسد، در عصر تحول فناوری محکوم به تکرار است.امروز سکان صداوسیما باید میان دو ساحل حرکت کند: رسالت ملی و نوآوری رسانه‌ای. یکی بدون دیگری کافی نیست. رسالت بدون نوآوری، به تکرار تبدیل می‌شود و نوآوری بدون رسالت، به بی‌هویتی.مسئولیت مدیران جدید شاید بیش از هر چیز این باشد که این دو را به یکدیگر تبدیل کنند؛ یعنی رسانه‌ای بسازند که هم ایران را روایت کند و هم زبان آینده ایران را بفهمد.#صداوسیما#رسانه_ملی#نوآوری_رسانه‌ای#مرجعیت_رسانه‌ای#اعتماد_عمومی#رضا_معممی_مقدم#سنت_حسنه_وقف
15:39 - 22 شهریور 1405
رادیو و تلویزیون
رسانه
تحلیل و نظر

163 بازدید