روایت اندیشکده آمریکایی از گرفتاری سعودی مقابل یمن
کارشناس مسائل غرب آسیا در اندیشکده آمریکایی معتقد است که انصارالله یک جنبش انقلابی-اسلامی است که تصمیمات خود را به شکل مستقل اتخاذ میکند. او اقدامات اخیر مقاومت یمن علیه عربستان را، اقداماتی فعال توصیف میکند که باعث شده ریاض در یک بنبست راهبردی قرار بگیرد.
گروه تحلیل بینالملل: مایکل راتنی، کارشناس مسائل غرب آسیا در مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل معتقد است که جنبش انصارالله، یک جنبش انقلابی-اسلامی مستقل است و هرگز قرار نیست که بر اساس محاسبات و مطالبات ایران یا دیگر اعضای محور مقاومت، تمام اقدامات خود را تنظیم و اجرا کند. به عقیده او این هویت مستقل باعث میشود که اقدامات انصارالله علیه آلسعود و منافع آن در سراسر منطقه، برای عربستان تهدیداتی جدی به دنبال داشته باشد.به عقیده این کارشناس، سعودی از کشیده شدن به میدان جنگ علیه ایران بسیار هراس داشت و در آن سو آمریکاییها هم به هیچ وجه مایل به باز شدن میدان جنگی دیگر در مقابل یمن نیستند. بنابراین با ورود فعال انصارالله به کارزار در برابر سعودی، با هدف شکستن حصر دریایی و هوایی طولانی مدت علیه یمن، عربستان در یک بنبست راهبردی گرفتار شده است. از یک سو توافق و پایان جنگ میان آمریکا و ایران، لزوماً به معنای پایان یافتن حملات انصارالله به منافع سعودی نیست و از سوی دیگر، هر اقدام عربستان برای متوقف کردن مقاومت یمن، در نبود حمایت کامل و آشکار آمریکا، فاقد نتیجه خواهد بود. پیشروی حساب شده انصارالله در نردبان تشدید علیه آلسعوداین کارشناس شرایط پیشروی سعودی را به این شکل تشریح میکند. ابتدا به شکسته شدن محاصره هوایی صنعا اشاره کرده و ادعای سعودی را تکرار میکند که مدعی شدند پرواز ماهانایر از تهران به صنعا در سوم ژوئیه، علاوه بر انتقال هیئت انصارالله، حامل نیرو و تجهیزات سپاه پاسداران نیز بوده است. راتنی تصریح میکند که تلاشهای سعودی و متحدینش برای جلوگیری از برقراری پروازهای مستقیم تهران ــ صنعا، شکست خورد و لذا پل هوایی میان ایران و مناطق تحت کنترل مقاومت یمن، برقرار گردید و سعودی در پاسخی نه چندان محاسبه شده به باندهای فرودگاههای صنعا و حدیده حمله کرد که البته مقاومت یمن به این اقدام پاسخ داده و به فرودگاه ابها، حمله کرد. انصارالله سپس یک گام دیگر در نردبان تشدید بالاتر رفته و در دریای سرخ علیه سعودی اعلام محاصره کرد و دو نفتکش حامل نفت خام این کشور را هدف حمله قرار داد. بابالمندب، اهرم فشاری مشابهِ هرمز در اختیار انصاراللهاین کارشناس اهمیت این تحولات را در بُعد نظامی محدود نمیکند و مدعیست که به نظر میرسد تحمیل فشار بر امنیت انرژی و اقتصاد عربستان، بیش از هر بخش دیگری، برای مقاومت یمن حائز اهمیت است. وی معتقد است ریاض از ابتدا نگران این بود که به جنگی که بر ایران تحمیل شده، وارد شود، چراکه ایران و نیروهای همسو با آن توانایی هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی عربستان، از جمله تأسیسات انرژی و آبشیرینکنها را دارند. او استدلال میکند که پس از بسته شدن تنگه هرمز، مسیر دریای سرخ به یک مسیر جایگزین مهم برای صادرات نفت عربستان تبدیل شده بود و این کشور میتوانست حدود ۸۰ درصد نفت خود را از این مسیر صادر کند؛ اما اقدامات اخیر مقاومت یمن در بابالمندب، این مزیت راهبردی را نیز در معرض تهدید قرار داده است.بنابراین تشدید فعالیت مقاومت یمن دو گلوگاه حیاتی دریایی، یعنی تنگه هرمز و بابالمندب را همزمان در معرض فشار قرار داده و چنین وضعیتی نهتنها عربستان بلکه آمریکا و شبکه کشتیرانی جهانی را با چالش مواجه کرده است.
به عقیده این کارشناس، مقاومت یمن به خوبی میدانست که گسترش جبهه درگیری با آلسعود، آسیبپذیری عربستان را افزایش داده و همزمان پیامدهای گستردهتری برای امنیت انرژی و تجارت دریایی منطقه و جهان ایجاد میکند.انصارالله، بهرمند از ایدئولوژی انقلابی-اسلامی، موجودیتی مستقل و هدفمند استادعای محوری کارشناس مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل این است که مقاومت یمن که در قالب جنبش انصارالله تجلی پیدا کرده، از هویتی مستقل برخوردار است. او تأکید میکند که این جنبش را نمیتوان «نیروی نیابتی ایران» تلقی کرد. راتنی رابطه میان ایران و این جنبش را بسیار نزدیک و راهبردی توصیف کرده و ادعا میکند که مقاومت یمن ضمن برخورداری از روابط عمیق با ایران، خود را یک قدرت اسلامی مستقل با مشروعیت دینی، ایدئولوژی انقلابی و اهداف راهبردی خاص خود میداند و در تصمیمگیریها تابع اراده تهران نیست. این کارشناس پیشبینی میکند که حتی اگر تهران و واشنگتن برای پایان دادن به جنگ به توافقی هرچند ناقص برسند، باز هم نمیتوان مطمئن بود که مقاومت یمن نیز مفاد آن توافق را برای خود لازمالاجرا بداند؛ زیرا تصمیمات این جنبش تابع محاسبات و اهداف مستقل خویش است. در واقع، از دید او، همین استقلال است که مقاومت یمن را به عاملی غیرقابل پیشبینی در معادلات جنگ تبدیل میکند.تقلای بیفایده آلسعود برای متوقف کردن مقاومت یمن راتنی سپس با اتکا بر این تحلیل، مدعی میشود که عربستان سعودی نمیتواند با اتکا به توافق احتمالی ایران و آمریکا، مسئله مقاومت یمن را حلشده تلقی کند و ناچار است برای متوقف کردن حملات آن از ابزارهای دیپلماتیک یا نظامی استفاده کند.
او سپس به تشریح برخی از اقدامات سعودی در این رابطه میپردازد و توضیح میدهد که تلاش برای تشکیل ائتلاف دریایی، آنهم بدون حضور آمریکا، بخشی از تلاش ریاض برای گسترش شرکای امنیتی فراتر از آمریکا است. نکته مهم در اینجا آن است که بسیاری از اعضای این به اصطلاح ائتلاف، فاقد توان دریایی کارآمد هستند و هنوز مشخص نیست تا چه اندازه حاضر به استفاده از همین توان حداقلی علیه مقاومت یمن خواهند بود.این کارشناس وضعیت پیش آمده را برای عربستان یک دوراهی امنیتی و راهبردی توصیف میکند. از یک سو، تداوم حملات مقاومت یمن میتواند ریاض را وادار به یک عملیات نظامی جدید در یمن کند و از سوی دیگر، آمریکا هیچ تمایلی به گشودن جبههای تازه در جنگ ندارد؛ بهخصوص آنکه تشدید درگیری میتواند قیمت نفت را افزایش دهد. او تأکید میکند که اقدام نظامی سعودی علیه مقاومت یمن در نبود همراهی آمریکا، بیفایده است و این درحالی است که تجربههای چند سال اخیر نیز بر بیاعتمادی ریاض به واشنگتن افزوده است. به عبارت دیگر راتنی معتقد است که سعودی هم از بیمیلی و البته ناتوانی آمریکا برای ورود به این معرکه آگاه است و همزمان برای رسیدن به نتیجه، چارهای جز ورود و همراهی آمریکا ندارد.گرفتاری سعودی بین اراده انقلابی منطقه و بیتوجهی عامدانه آمریکاییراتنی در جمعبندی متذکر میشود که نگرانی اصلی عربستان از باز شدن پای این کشور به جنگ علیه ایران این بود که مقامات سعودی به خوبی میدانستند که تمام زیرساختهای حیات و داراییهاشان میتواند به راحتی توسط ایران هدف قرار گیرد درحالیکه آمریکا آشکارا این خسارات را در محاسبات جنگی خود لحاظ نمیکند.
او تأکید میکند که سعودی آینده اقتصادی و توسعه خود را به اموری پیوند زده بود که شرط اصلی بقای آنها، امنیت و ثبات است و حملات ایران به خاک سعودی، تصویر این آینده را درهم شکست.به عقیده او ورود مقاومت یمن این نگرانی را تشدید کرد، زیرا این جنبش را نمیتوان صرفاً بخشی از ساختار تصمیمگیری ایران تلقی کرد که با پایان جنگ تهران و واشنگتن متوقف شود. بنابراین، راتنی معتقد است عربستان میان لزوم واکنش مستقل به یک جنبش دارای اراده و راهبرد مستقل و بیمیلی آمریکا به گسترش جنگ گرفتار شده و درگیری مجدد در یمن، بهرغم هزینههای سنگین آن، میتواند یکی از پیامدهای ناخواسته جنگی باشد که ریاض از ابتدا تمایل چندانی به ورود به آن نداشت. با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید.#ایران#جنگ #یمن#مقاومت_یمن#انصارالله#تنگه_هرمز #تنگه_بابالمندب#آمریکا#عربستان_سعودی#اسرائیل#محاصره 16:13 - 23 مرداد 1405