امشب کنار مادرش لب، تشنه اصغر خفته استفردا خدایا بسترش، آغوش صحرا میشود!امشب که جمع کودکان در خواب ناز آسوده اند، فردا به زیر خارها گمگشته پیدا میشود!امشب رقیه حلقه ی زرین اگر دارد به گوش، فردا دریغ این گوشوار از گوش او وا میشودامشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان…