آن‌ها فرشته بودند

در میان پیام هایی که هر روز صبح در حال و احوال پرسی از دوستان می گیرم، امروز شانس آن‌را داشتم قطعه فیلمی (کلیپ) از دوران هشت سال دفاع مقدس ببینم.
یاد و ذکر شهید بزرگوار  «مهدی باکری» و فرازی مشهور از وصیت‌نامه شهید محور این قطعه فیلم است. فرازی که شهید درباره سرنوشت و آینده رزمندگان بعد از جنگ چنین نوشته است : " رزمندگان به سه دسته تقسیم مى‌شوند،دسته‌ اول به گذشته خود پشت کرده و از آن پشیمان مى‌شوند،دسته‌ دوم با برگزیدن راه بى‌تفاوتى در زندگى مادى غرق مى‌شوند و همه چیز را فراموش مى‌کنند، دسته سوم کسانى‌اند که به اصول خود پایبند بوده و از غصه دق می‌کنند..." هر چه با خودم کلنجار می روم و به پرسش می گیرم، نمی فهمم چرا هنوز دق نکرده ام. با این وصف خدا را هم‌چنان شاکرم که حداقل مصداق دو گروه اول و دوم تقسیم بندی شهید نشدم و ان شاء الله که نشوم. « پس از خداوند بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود.» از وصیتنامه شهید باکری  دروه دانشجویی وصیتنامه شهید باکری را خوانده بودم. استاد ایرانی ولی فرانسه نشین ما در درس  « تئوری‌های استراتژیک» نظرات استراتژ ها را در مورد جنگ و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن‌را نقل و توضیح می داد. یکی از نظرات به دیدگاه شهید باکری نزدیک بود ولی نه به جامعیت نظر شهید! فراز نقل شده از وصیتنامه شهید باکری را که در حافظه داشتم با کسب اجازه از استاد برای کلاس خواندنم. کلاس کاملا به گوش و استاد محو شنیدن بود. بعد از آن‌هم کلاس تا با آخر در تفکر روی گفته شهید بود . جنگ تازه تمام شده بود.
در پایان کلاس استاد دستور به تهیه متن کامل وصیتنامه شهید داد. اینترنت و فضای مجازی هنوز نبود. تمام کتاب فروشی های مقابل دانشگاه را گشتم، پیدا نکردم. با یک کتاب فروش جلوی دانشگاه ساعتی در اهمیت و ضرورت تدوین و تبين آثار، زندگینامه و عقاید و باورهای شهیدان صحبت کردیم. امروز کتاب هایی هر چند اندک با این محورها منتشر شده و چند فیلم هم ساخته شده است. این هم غنیمت است. خوشحالم که  یکی دو سال پیش در فستیوال فیلم فجر چند فیلم از دوران دفاع مقدس نیز اکران شد که فیلم  « موقعیت مهدی» فرازی از زندگانی شهید مهدی باکری را تصویر کرده است.بر الان مان که درنگ می کنم برایم سخت است که ببینم از کجا به کجا رسیده ایم. از جایی که در شب عملیات، همه چیز در یک میدان مین گره خورده بود، راه و چاره ای نبود یا باید گروه، گروه شهید می شدند و یا به شکلی معبری باز می شد.  رزمنده ای پوتین هایش را از پای در می آورد و به میدان می رود.  «پوتین ها از بیت المال است نباید از بین برود» و حالا میلیارد، میلیارد از بیت المال راحت از برخی گلوها پایین می رود. ثروت کشور و مردمان آن در چنگ عده ای است، و عده ای حتی نان مردم را به غنیمت می گیرند و سیاست بازی می کنند.
« وصیت به مادرم و خواهران و برادرانم و اهل فامیل: بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست،همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید،‌پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید،‌اهمیّت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آن‌ها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت کنید تا سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابوالفضل برای اسلام ببار آیند. از همه کسانی که از من رنجیده‌اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امید دارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد.» از وصیت نامه شهید باکری کدام یک از بر قدرت تکیه داده ها امروز شهامت حتی بیان یکی از فرازهای بالا  از وصیت‌نامه شهید باکری را دارد! کدام یک از آن‌هایی که با تکیه برقدرت و دست اندازی به بیت المال دنیا و آخرت ما را جهنم کردند! شهامت آنرا دارد که حلالیت بخواهد و نزد خدا استغفار کند! و ایمان قلبی پیدا کنند که انالله و اناالیه راجعون! و قیامت و حساب و کتابی است.«عروسی خوبان» یک فیلم ضد جنگ است که در دهه ١٣۶٠ اکران شد  .بعید می دانم کسی آن‌را دیده باشد و استعاره ها و کنایه های آنرا در خطاب به طبقه ای خاص که نان جنگ و تحریم و کمبودها را خوردند و می خورند، فراموش کرده باشد، و بعد ۴٠ سال چه عجیب این فیلم همچنان مصداق زندگی امروز ما است. فیلم روایت زندگی جوان رزمنده ای است با دو داستان موازی ، او همه چیز حتی آرزوها و عشق را پشت سر می گذارد و به جبهه می رود. شهادت و زخمی شدن همرزمانش را می بیند و نهایت سخت موجی می شود.
در داستان دوم که به موازات اولی پیش می آید ، به بیان فیلم " حرام خورها، نزول خوارها ، محتکران ، دزدان و اختلاسگران " را می بینیم که سمبل های خود را در فیلم دارند و به شیرینی و میوه جشن عروسی رزمنده جوان هم رحم نمی کنند.  داستان آشنایی است. روایت سال‌ها است. شما هم حتما  شاهد و مثالی دارید. رسانه ها روز نیست خبر ندهند که انباری از کالاهای احتکار شده کشف شد. فلان کالا و نیاز مردم در بازار نیست ، چند روز بعد همان کالا با قیمت بیشتر عرضه می شود. افزایش قیمت تکذیب می شود ، بعد می گویند قیمت جدید ! و فشارها بیشتر و بیشتر روی شانه هایی که خم شده است. ما امروز در تشخیص دشمن اصلی و مدل دشمنی با دشمن خارجی  دچار یک اشتباه راهبردی شده ایم. دشمن خارجی جبهه مشخصی دارد که باید بر آن مدیریت کرد ، ماهیت و هدفش هم روشن است . دشمن اصلی ما اما در خانه است و مثل موریانه ستون های کشور را هدف گرفته است. اقتصاد انحصاری که دست به هر جایش می گذاری برای خود مافیایی دارد ، آن‌قدر به فساد آلوده شده است که حتم دارم اگر ذره ای از منافع خود را در خطر ببینند ، قادر به ایستادگی در برابر حتی نظام است و عامل و ابزار آن‌را هم دارد . کلاهبرداری و اختلاس و رانت های هزاران میلیاردی هم دیگر ارزش خبری برای رفتن به رسانه را ندارد. خیلی وقت است که این رقم ها و کنارش شکم گرسنه و عرق شرم واماندگی پدران از زندگی عادی شده است.
خروج  بی امان سرمایه از کشور، تورم، فقر گسترده مردم و خام فروشی و ارزان فروشی و  اختلاس ها، رانت ها و دست درازی ها به بیت المال را کنار هم قرار دهیم درخواهیم یافت و منکر آن نمی توانیم باشیم  که دشمن اصلی کشور خانگی، و فساد سیستماتیک شده است  .خط فقر به چند ده میلیون تومان رسیده است! ما در کشور ۳۰۰۰ صندلی مسئولیتی داریم، ۲۱۹ هزار شهید دادیم، در واقع ما به ازای هر صندلی مسئولیتی، ۷۳ شهید دادیم! یعنی ما به ازای هر صندلی یک کربلا داشتیم. خوش به حال فرشته ها که رفتند.پایان پیام/
20:39 - 30 مرداد 1405

3 بازنشر3 واکنش
31٫3k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌علی پورسینا‌
@Poorsina3 ساعت پیش
در پاسخ به
دقیقا همینطوره ، ما در برابر دشمن داخلی بر خلاف دشمن خارجی بی دفاع و شکست خورده ایم و اراده ای در اصلاح این روند در داخل وجود نداره .سیاست بازار ما همان سیاست بازار امریکاست که لعنش میکنیم ولی نون مون رو توی کاسه تلیت همونا میزنیم و مدیریت ما همان مدیریت اشرافی است که یک زمانی طاغوت خطاب میکردیم