چین یا آمریکا، آینده جهان عرب در دست کدام است؟
در حالی که موشکهای بالستیک چین در مراسم هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم رژه رفتند، جوانان عرب با نگاهی امیدوار به پکن، از ظهور یک نیروی جدید برای تغییر معادلات جهانی سخن میگفتند.
گروه بینالملل خبرگزاری فارس، پس از رژه نظامی بسیار منظم ارتش چین در روز ۳ سپتامبر ۲۰۲۵، به مناسبت هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم که با نمایش مجموعهای از تسلیحات، از جمله موشکهای بالستیک قارهپیما با قابلیت حمل کلاهک هستهای و موشکهای مافوق صوت همراه بود؛ امیدهای گفتمان غیر دولتی عربی به ظهور قدرتی جدید تقویت شد؛ قدرتی که ممکن است از سلطه آمریکا بر جهان بکاهد و چتر حفاظتی برای مناطق تحت ستم و تضعیفشده، بهویژه منطقه عربی، فراهم کند. محمود سلطان، نویسنده مصری در مقالهای در وبگاه الجزیره نوشت: جهان عرب بهتعبیری، بر اساس آمار و ارقام بهسوی گرایش «چینی» حرکت کرده است.افکار عمومی جهان عربنکته قابلتوجه این است که پیش از این رژه، بسیاری از رسانههای بینالمللی توجه ویژهای به نتایج نظرسنجیهایی نشان دادند که حاکی از افزایش احساسات مثبت در میان جوانان عرب نسبت به چین بود. این امر با توجه به اینکه حدود ۶۰ درصد از جمعیت منطقه عربی را افراد زیر ۳۰ سال تشکیل میدهند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.این نظرسنجیها اغلب توسط رسانههای معتبر مانند روزنامه گلوبال تایمز، بارومتر عربی و شرکتهای روابط عمومی که در پایتختهای عربی دفتر دارند، انجام شدهاند.«مریسا خورما» از مرکز ویلسون معتقد است که این موضوع با توجه به گفتمانی که چین در منطقه ترویج میکند اصلاً عجیب نیست، رسانههای چینی تأکید دارند که کشورشان برخلاف آمریکا، هیچگاه در جهان عرب مداخله نظامی نکرده است. علاوه بر این، پوشش رسانهای چین بهشدت بر داستان موفقیت اقتصادی این کشور و همکاری اقتصادی با منطقه متمرکز است و آمار نشان میدهد که گفتمان اقتصادی بر هر چیز دیگری غلبه دارد.
علاوه بر این، بسیاری از دولتها و رهبران تجاری در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا معتقدند که چین شریکی خوب، قابلاعتماد و غیرسیاسی است که میتواند فناوری و تجارت را بدون محدودیتهای حقوق بشری و شرایط سیاسی غربی ارائه دهد.شاید این احساس رضایت در گفتمان غیررسمی عرب تقویت شده باشد، زیرا رژه نظامی چین برای دولت آمریکا تحریکآمیز تلقی شد. ترامپ در شبکه اجتماعی خود «تروث سوشیال»، در اشاره به رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، نوشت: «لطفاً سلام گرم من را به ولادیمیر پوتین و کیم جونگاون برسانید، زیرا شما علیه ایالات متحده توطئه میکنید».به گفته بسیاری از سیاستگذاران آمریکایی، حضور رو به رشد و فعال چین در غرب آسیا تهدیدی برای منافع آمریکا و ثبات منطقه به شمار میرود. در سال ۲۰۲۲، کالین کال، معاون وقت وزیر جنگ آمریکا در امور سیاستگذاری، اظهار داشت که چین به دنبال ایجاد روابطی صرفاً مبتنی بر منافع محدود، تجاری و ژئوپلیتیکی خود است و از سرمایهگذاری جدی در امنیت منطقهای خودداری میکند.یک ژنرال ارشد نیروی هوایی آمریکا نیز با این نظر موافق بود و تأکید کرد که چین از طریق گسترش نفوذ اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک خود، به دنبال خارج کردن ایالات متحده از منطقه است.
چند جانبهگرایی در جهان عرببا این حال، یک پژوهشگر آمریکایی در مؤسسه کارنگی میگوید که این دیدگاه اغراقآمیز است. نقش رو به رشد چین در غرب آسیا به معنای تلاش برای گرفتن جای آمریکا نیست، بلکه نشانهای است از تغییرات ژئوپلیتیکی گستردهتر در منطقه و حرکت به سمت چندجانبهگرایی در روابط و ائتلافها.به گفته وی کشورهای غرب آسیا دیگر به دنبال یک «شریک اصلی» واحد، مانند تصویری که واشنگتن از خود دارد، نیستند. بسیاری از آنها ترجیح میدهند شراکتهای خود را متنوع کنند تا استقلالشان حفظ شود و منافعشان بهتر تأمین شود.این رویکرد چندجانبه، راه را برای حضور گستردهتر چین در منطقه هموار کرده، اما همزمان موجب افزایش علاقه کشورها به همکاری با هند، کره جنوبی، ژاپن، ترکیه و دیگر قدرتهای متوسط نیز شده است. رژه نظامی چین نشاندهنده انتقال سلطه از آمریکا به چین نبود، بلکه تلاش پکن برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قطب مرکزی در دنیای چندقطبی را برجسته کرد.به گفته برخی کارشناسان، از جمله آمیتاو آچاریا، استاد روابط بینالملل در دانشگاه آمریکایی، ایالات متحده پس از سال ۱۹۴۵ تنها به خاطر اقتصاد بزرگش به قدرت جهانی نرسید؛ بلکه ترکیب اقتصاد، قدرت نظامی، فناوری برتر، مشروعیت سیاسی، شبکه گسترده ائتلافها، دلار به عنوان ارز جهانی و ساختار نهادی مستحکم، صعود آمریکا را کامل و همهجانبه کرد.
پیمان صالحی، پژوهشگر روابط بینالملل در موسسه کویینسی (Responsible Statecraft) نیز معتقد است که تصور چین بهعنوان قدرت هژمونیک بعدی، هنوز زودرس است. به گفته او، چین همچنان فاقد بسیاری از ویژگیهای سیستمی است که برتری آمریکا را تقویت کرده است.به عنوان مثال، یوان (رنمینبی) هنوز کاملاً قابل تبدیل نیست و نمیتواند نظام مالی جهانی را مانند دلار تثبیت کند. همچنین، اگرچه چین دارای شرکا و سازمانهایی مانند سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس است، اما نظام ائتلافی مشابه ناتو یا شبکه معاهدات آمریکا در آسیا ندارد. در کنار اینها، قواعد خارجی چین محدود است و توانایی آن در اعمال قدرت جهانی نیز، به ویژه در مقایسه با سلطه دریایی و هوایی آمریکا، محدود باقی مانده است.به نوشته الجزیره، شاید دولتهای عربی این واقعیت را بهخوبی درک کرده باشند و میدانند که آنچه رژه نظامی چین نشان داد، بیشتر نمادی از پیشرفت و نیت بود، نه رسیدن به جایگاه قطب واحد. در واقع، نظام بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم و فروپاشی شوروی شکل گرفت، امروز بهویژه پس از تهاجم روسیه به اوکراین و جنگ غزه، اعتماد جهانی خود را از دست داده است. کنار کشیدن واشنگتن از همه مناطق به جز اسرائیل هم این برداشت را تقویت کرده که آینده جهان ممکن است نه توسط یک ابرقدرت واحد، بلکه توسط چند قدرت بزرگ شکل بگیرد.
14:24 - 1 مهر 1404