« بازگشت آزادگان ، ذلت امیر کویت ، تباهی سرنوشت صدام و..» •• قاسم جعفری/ عضو هیات علمی د پ نور تهران.۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین گروه آزادگان وارد کشور شدند و در روزهای بعد این قصه تبادل تا پایان تقریبی اسیران دو طرف در دسته های هزار نفری ادامه یافت . ما گروه سوم بودیم که روز ۲۸ مرداد پا در خاک پاک وطن نهادیم .البته هر گروه قبل از رفتن به زادگاه خود سه روز برای انجام مقدمات و تشریفات معمول اصطلاحا قرنطینه می شدند . دو گروه قبل از ما را در اسلام آباد نگه داشته بودند . گروه ما پس از تبادل مرزی با اتوبوس عازم فرودگاه کرمانشاه و از آنجا به تهران منتقل شد و..• یادم هست در دوران اسارت گاه شرایط و تحرکات سیاسی و رفت و آمدهای دیپلماتیک به نوعی پیش می رفت که ناخواسته در فکر و ذهن آدمی این خیال شکل می گرفت که گویا آزادی نزدیک است اما با تغییر اوضاع به زودی معلوم می شد که همه آن خیالات سرابی بیش نبوده است . حتی قطعنامه ۵۹۸ و تصریح بند سوم آن به آزادی اسرا با اولویت به عنوان امری بشر دوستانه منجر به تبادل و آزادی اسرا نشد .
زمانی که صدام به کویت حمله کرد و پس از اشغال آنجا را استان نوزدهم خود اعلام کرد تقریبا خیال همه راحت بود که تا زمان حل مساله کویت مساله اسرا اولویت پیگیری ندارد و چون به تجربه ثابت شده بود که برای صاحبان سلطه اولویت اول منافع خود آنان است و شعارهای پر زرق و برق مثل حقوق بشر و غیره نقابی برای پیشبرد اهداف خود آنان است لذا به طور جد برای یک دوره جدید پر از چالش و طولانی اسارت آماده می شدیم .• در میان این فضای پر از ابهام گویا صدام برنامه ای دیگر در ذهنش پرورانده بود او خیال می کرده با آزادی اسرای ایرانی ؛- اولا بار روانی سنگین جامعه جهانی علیه خود را کم می کند .- برگرداندن ده ها هزار اسیر ایرانی باعث می شد نیرو و هزینه های متمرکز در بخش نگهداری اسرا را در بخش های دیگر ارتشش به کار گیرد .- بازگشت اسرای عراقی مردم عراق را برای پذیرش جنگ بعدی مهیاتر می سازد .- از همه مهم تر به زعم حزب بعث چون او در مقابل آمریکا می جنگد و ایران ضد آمریکایی است پس احتمالا نظام ایران تحت تاثیر احساسات هم پیمان او می شود و او به راحتی در مقابل آمریکا و متحدانش مقاومت می کند و..• با این جمعبندی صدام نامه مشهورش را به رهبری ایران و رییس جمهور وقت نوشت قرارداد الجزایر را که در ۱۹۷۵ خودش امضا کرده و در ۱۳۵۹ با پاره کردنش در اوج غرور اعلام رسمی جنگ نمود حالا سر از پا درازتر پذیرفت و اذعان کرد که هر شرطی که ایران در مذاکرات خواسته بود محقق شد .• صدام در همان نامه تصریح کرد از دو روز بعد روزانه هزار اسیر ایرانی را حتی یک طرفه آزاد می کند . پر واضح بود که ایران پای بندی بی قید و شرط دشمن به قرارداد الجزایر و برگشتن فوری او به مرزهای رسمی را می پذیرد
و از بازگشت فرزندان وطن به مام میهن به گرمی استقبال می کند و اسرای عراقی را نیز برمی گرداند اما قصد شوم صدام برای کشیدن پای ایران به جنگی که هر دو طرف آن ظالمند هرگز محقق نشد و جمهوری اسلامی به رغم برخی تحلیل های سطحی و به فرض حسن ظن شور محور و احساساتی که صدام را با خالد بن ولید مقایسه می کردند و انتظار داشتند و باورشان بود که باید به کمک او شتافت ایران با درایت رهبری معظم بی طرفی خود را حفظ کرد و بر خلاف منطق استکبار که به ضعیف القلب ها تلقین می کند اگر با او نباشند در جبهه مقابل تعریف می شوند و خسارت می بینند مشی استقلال طلبی خود را در پیش گرفت .• درستی این تصمیم زمانی روشن شد که آمریکایی ها کویت را از صدام پس گرفتند و شرایط خفت بار خود را بر او تحمیل کردند اما چون می دانستند او نوکر خانه زاد خودشان هست و ابزاری بهتر از او برای رسیدن به اهدافشان در آن برهه نداشتند حکومتش را تثبیت کردند و دستش را در سرکوب و کشتار شیعیان عراق کاملا باز گذاشتند که آن روزها « انتفاضه شعبانیه » را شکل داده بودند و صدام تلاش کرد هر چه از ماجرای کویت سرخورده و خوار شده بود با کشتار بی رحمانه اتباع اهل البیت علیهمالسلام جبران کند برخی آمار ها حاکی از کشتن بیش از یک میلیون عراقی در آن غائله است . گورهای دسته جمعی که پس از سقوط حزب بعث در ۲۰۰۲ کشف شد گوشه ای از این تراژدی تلخ را آشکار کرد . • جهانیان به یاد دارند داماد صدام حسین کامل با تانک وارد حرم شد و در اوج غرور شیطانی رو به ضریح گفت ؛ « انت الحسین و انا الحسین ، فمن الغالب الیوم ؟» اگر تو حسینی منم حسینم حالا کی پیروز است ؟
البته معجزه حسینی زیاد طول نکشید چون چند سال بعد حسین کامل که از ترس صدام فرار کرده بود با فریب برگشت و در یک نزاع ساختگی خانوادگی به طرز خفت باری به دست صدام کشته شد و جواب گستاخی خود به حرم و حائر حسینی علیه السلام را گرفت.• به هر حال صدام زمانی که یقین کرد در حال غرق شدن است می خواست ایران جان را هم در سرنوشت تباهی اش شریک کند اما امام شهید امت که سکاندار زعامت و ولایت بود با لطف الهی مسیر رشد و هدایت را انتخاب کرد .• به هر حال ما اسرا با لطف حق و دعای خیر مردم برگشتیم و به تعبیر رسای علامه جوادی آملی حفظه الله در همان ایام ، « همان خدایی که امیر کویت را یک شبه ذلیل کرد اسیران ایرانی را هم امیر کرد .».به بیان رسای امام شهید ره اسرا ذخائر بزرگ الهی برای این ملت بودند و در سال های سخت اسارت و در کوره حوادث تبدیل به الماس های درخشان شدند و باز آمدند . امام خمینی ره قبلا فرموده بود ؛« اگر روز اسرا آمدند و من در میان شما نبودم سلام مرا به آن ها برسانید و بگویید خمینی در فکر شما بود . البته اسرا در حالی که حسرت دیدار آن بزرگمرد را در دل نهفته بودند آمدند و با خلف صالحش بیعت کردند تا عده ای پای همان پیمان رفتند و دیگران نیز جانانه بر عهد خویش هستند. • یادم نمیرود که در دیدار خصوص چند نفره که دو روز پس از آزادی با آن رهبر عزیز رضوان الله تعالی علیه حاصل شد می فرمودند این روزها با بازگشت آزادگان ما و همه ملت شادی و فرحی را در درون احساس می کنیم که طی دهه های عمر تجربه نکرده بودیم .
• اسرا اما از این بازگشت درسی دیگر گرفتند و آن این که آزادی زمانی اتفاق افتاد که از تمام اسباب و علل مادی و ظاهری قطع امید حاصل شد و پس از کوری عقل در مواجهه با عظمت ظهور و فرط حضور نور الهی رشته اتصال دل ها به آن منبع فعال ما یشاء و قادر متعال وصل گردید. الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.
11:47 - 28 مرداد 1405