وقتی عطر چادر سفید فرشتهها خیابان کشوردوست را پُر کرد
خیابان کشوردوست امشب میزبان فرشتهها بود، فرشتههایی که با چادرهای سفید گلگلی و پرچمهای سهرنگ، عطر بهار بندگی را در کوچهپسکوچههای شهر پیچاندند.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس، کامران شیرازی: انتهای خیابان کشوردوست، همانجایی که امام عزیزمان به شهادت رسید، امشب همزمان با ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) و روز دختر، بوی بهار تکلیف میداد و عطر یاسهای کوچکی که قدم به وادی بندگی گذاشته بودند. جشن فرشتهها بود و بسیاری از فرشتههای نوجوانان از ساعتی قبل از آغاز مراسم با ذوق و شوق دست در دست پدر و مادرشان، خود را به مراسم رسانده بودند تا بتوانند صفهای اول باشند.
دخترانی با چادرهای سفید گلگلی از دور که نگاه میکردی، انگار خیابان سرشار شده از گلهای بهاری، دختران کوچک با چادرهای سفید گلگلی، چادرهای آشنایی که برای بسیاری از ما خاطره نماز مادر را زنده میکند و البته خاطره «جشن تکلیف» و روزی که برای اولین بار حس کردیم صدای ما بدون واسطه به خدا رسیده است.فرشتههای کوچک پرچم سه رنگ ایران عزیزمان را هم در دست داشتند، پرچمی که این روزها برای اینکه زمین نیفتد یک ایران پشتش ایستادهاند.
مطمئنم آقا ما را میبینندگوشهای از جمعیت، فرشته کوچکی با لحنی بسیار زیبا و دلنشین برای دوستانش شعر میخواند...کمی آن طرفتر یکی از فرشتهها گفت: «اگر آقا را شهید نکرده بودند، امشب او را میدیدیم... یکی دیگر گفت: « من مطمئنم آقا ما را میبینند و کنارمان هستند....»حرفش تمام نشده بود که صدای «اللهم صل علی محمد و آل محمد» جمعیت کوچه را پر کرد.
جایش خیلی خالی بود صدای دستگاه پخش، فضای مراسم را عوض کرد. فیلمی کوتاه از سالهای پیش، از همان خیابان کشوردوست، از لحظاتی که دخترانی تازهبهتکلیفرسیده در محضر امام شهید حاضر شده بودند، روی پرده رفت.خیابان پر بود از دخترانی که روی پنجه می ایستادند تا تصاویر پخششده در روی پرده مقابل مراسم را بهتر ببینند.در میان جمعیت، نه یک نفر، که انگار همه همزمان بغض کردند. بعضی مادران، نوگلان تازهبهتکلیفرسیده خود را محکمتر بغل کردند. بعضی دیگر، بیآنکه صدایی دربیاورند، اشک میریختند.جشن فرشتهها امشب غم تلخی داشت، جای یک نفر خیلی خالی بود، کسی فرشتههای کوچک پشتش نماز بخوانند و بعد از نماز دورش حلقه بزنند و...
چقدر باران به گونه فرشتههای کوچک ایران میآمد خیابان کشوردوست، امشب شاهد فرشته های کوچکی بود که با هم شعر میخواندند، دعا میکردند، شعار میدادند، بغض میکردند و... فرشتههای کوچک خیابان کشوردوست، امشب یاد دوستان خود در مدرسه میناب را هم گرامیداشتند، با تصاویری که از آنها با خود آورده بودند، با دست نوشتههایی که مشخص بود با خط کودکانه خود نوشته بودند، با نیمکتی که جای خالی فرشتههای مدرسه میناب را نشان میداد....
باران هم آمد و چقدر ذوق در چهرههای معصوم دختران نوجوان این سرزمین دلنشین بود، چقدر بازان به گونه فرشته های ایرانمان میآمد. مراسم که تمام شد، همچنان صدایی در گوشم زمزمه میکرد، صدای دخترکی که میگفت: «مطمئنم آقا ما را میبیند»... و چقدر مطمئنم بودم که راست میگفت...
جدیدترین و مهمترین اخبار سیاسی، دفاعی و امنیتی را با دنبال کردن صفحه سیاست (اینجا) بخوانید. 00:13 - 31 فروردین 1405