حمله اصلاح‌طلبان به وفاق پزشکیان

گرچه جریان اصلاحات توانسته است با استفاده از الگوهای دوگانه‌سازی و بسیج منفی، همچنان بخشی از نیرو و مشروعیت اجتماعی خود را حفظ کند، اما فقدان اراده برای عبور از گسل‌ها و حرکت به سمت حل واقعی مسائل ملی، عملاً این جریان را در سطح گفتمان نگه‌داشته و اعتبار اجتماعی آن را فرسوده است.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: طی بیش از دو دهه، جریان اصلاحات در ایران همواره با شعارهایی نظیر «وفاق ملی»، «آشتی ملی»، «گفت‌وگوی ملی» و «همدلی» وارد عرصه سیاست شده و برای خود هویت‌سازی کرده است. با این حال، بررسی عملکرد عملی این جریان، نشان می‌دهد که این شعارها بیشتر در سطح گفتمان و تبلیغات باقی مانده‌اند و اصلاح‌طلبان عملاً هیچ‌گاه در مسیر تحقق وحدت و وفاق واقعی گام جدی برنداشته‌اند. در واقع، نوعی تضاد بنیادین میان آنچه این جریان ادعا می‌کند و آنچه به‌عنوان عمل سیاسی بروز می‌دهد، وجود دارد؛ تضادی که ریشه‌هایش را باید در ساختار گفتمانی و هویتی خود اصلاحات جست‌وجو کرد.
هویت مبتنی بر نفی؛ اصلاحات و سیاست غیریت‌سازیتحلیل تاریخی شکل‌گیری و تداوم جریان اصلاحات نشان می‌دهد که این جریان بیش از آنکه دارای رویکردی اثباتی، سازنده و حول ارزش‌ها و مطالبات مشخص باشد، ماهیتاً حول نفی و غیریت‌سازی رشد یافته است؛ به‌عبارت دیگر، اصلاحات همواره با «دیگری‌سازی»، ایجاد خطوط تمایز سیاسی و برجسته کردن مرزبندی «ما» و «آن‌ها» خود را تعریف کرده است. این الگو از ابتدای دهه هفتاد تبلور یافته و در انتخابات سال ۷۶ به اوج خود رسید.در سال ۷۶، رأی‌آوری جریان دوم خرداد مرهون همین سیاست بود؛ فضاسازی گسترده رسانه‌ای و اجتماعی برای ایجاد دوگانه «مردم–حاکمیت» و «خاتمی–ناطق»، بخشی از جامعه را به سوی انتخاب سلبی هدایت کرد. در واقع، رأی به خاتمی بیشتر به معنای «نه» به ناطق نوری بود تا تأییدی بر برنامه و آرمان‌های خاتمی و اصلاحات. پس از آن، این الگو بارها در بزنگاه‌های انتخاباتی و سیاسی تکرار شد؛ چنانکه در انتخابات ۹۲ نیز، رأی به روحانی حاصل نفی سایر گزینه‌ها و برساخت دوگانه «تغییر–وضع موجود» بود، نه یک رای اثباتی. این موضوع در انتخابات‌های اخیر، از جمله رأی به پزشکیان، به‌وضوح به چشم می‌خورد؛ چنان که صراحتاً تحلیلگران و چهره‌های اصلاح‌طلب مانند احمد زیدآبادی اذعان کرده‌اند که «ما به پزشکیان رأی دادیم تا دیگری رأی نیاورد.»این سیاست به تدریج تبدیل به دینامیسم بقای اصلاحات شد؛ حفظ گسل‌های اجتماعی و سیاسی، پررنگ کردن تمایزها و عدم حرکت به سوی وفاق و راه‌حل جامع، بقای گفتمانی اصلاح‌طلبان را تضمین می‌کند.
شعار وفاق و آشتی؛ تناقض میان گفتمان و عملکردبا وجود آنکه اصلاح‌طلبان از سال ۹۵ و با طرح ایده «آشتی ملی» توسط سید محمد خاتمی مدعی حرکت به سوی همگرایی و گفت‌وگو شدند، اما در عمل شاهد تعمیق شکاف مسائل، افزایش حملات رسانه‌ای به رقیب و حتی تخریب هر گونه تلاش برای حل بحران‌های اجتماعی و سیاسی بوده‌ایم. رسانه‌ها و شخصیت‌های برجسته این جریان، به‌جای اتخاذ رویکردی همدلانه و سازنده، در بسیاری از مقاطع با شدت بیشتری درگیر نفی و تخریب جناح مقابل بوده‌اند.نمونه شاخص این تناقض را می‌توان در موضوع «حضور بانوان در ورزشگاه» مشاهده کرد؛ مطالبه‌ای که در دولت احمدی‌نژاد توسط اصلاح‌طلبان به شدت پیگیری و به نماد آزادی و مطالبات زنان بدل شد، اما زمانی که شرایط برای تحقق آن فراهم شد، برخی رسانه‌های همین جریان؛ همچون آفتاب یزد؛ علیه اجرای آن موضع گرفتند. این رفتار دوگانه، تنها به حوزه زنان محدود نیست؛ موضوعاتی چون حجاب، فیلترینگ، آزادی‌های اجتماعی و… نیز همواره دستاویز بسیج اجتماعی و حمله به رقیب بوده‌اند؛ به‌ویژه زمانی که خود اصلاح‌طلبان در قدرت قرار دارند، مطالبه‌گری جای خود را به تحلیل‌های انتقادی بی‌سرانجام می‌دهد، و در هنگامی که در قدرت نیستند، همین مسائل به ابزار فشار و تخریب بدل می‌شوند.این رفتار متناقض باعث شده است که جریان اصلاحات، چه در دولت خاتمی، چه روحانی و اکنون با حضور چهره‌هایی زیادی از این جریان در دولت پزشکیان، گام عینی و پایداری برای وفاق ملی برندارد و مسائل کلیدی کشور همچنان در وضعیت تعلیق و بحران باقی بمانند.
اما چرا این جریان اراده‌ای برای حل موضوع ندارد؟حفظ دینامیسم سیاسیحل شدن این مسائل، بخش مهمی از انرژی و پویایی سیاسی اصلاحات را که بر پایه تنش و چالش استوار است، از بین می‌برد. بقای این مسائل، بقای جریان را تضمین می‌کند.ابزار بسیج اجتماعیمسائل حل‌نشده، بهترین ابزار برای بسیج افکار عمومی علیه رقیب سیاسی در بزنگاه‌های انتخاباتی است. زمانی که اصلاح‌طلبان در قدرت هستند، این مسائل صرفاً «واکاوی» می‌شوند و خطاب مطالبه‌گری آن‌ها به سمت نهادهای انتزاعی یا خارج از دولت است. اما زمانی که از قدرت دورند، همین مسائل به سلاحی برای حمله به دولت مستقر تبدیل می‌شوند.برای درک چرایی این تناقض، می‌توان به نظریات سیاست‌گذاری و روان‌شناسی سیاسی مراجعه کرد. در بسیاری از سیستم‌های سیاسی، جریان‌های اصلاح‌طلب یا اپوزیسیون تمایل دارند هویت و مشروعیت خود را نه با «تولید راه‌حل»، بلکه با «برجسته‌سازی ناکارآمدی رقیب» و «بسیج مطالبات» بازتولید کنند. این الگو، به‌ویژه زمانی که ساختار سیاسی امکان اصلاح عملی را محدود می‌کند، تشدید می‌شود. با این حال، در ایران، این وضع تا حد زیادی به یک رویه دائمی بدل شده است؛ اصلاحات هویت خود را بیش از هر چیز، مدیون تداوم گسل‌سازی، حفظ فضای قطبی و پرهیز از راه‌حل‌های نهایی است؛ چراکه حل ریشه‌ای مسائل اجتماعی و سیاسی، به معنای از دست دادن پویایی و بسیج سیاسی خود آن‌هاست.
نقد رویکردهای توجیهی و تاثیرات اجتماعیالبته برخی معتقدند محدودیت‌های ساختاری، فشارهای بیرونی و بسته بودن نسبی فضای سیاسی، امکان اصلاحات اساسی را از این جریان گرفته است. با این حال، شواهد متعدد از رفتار سیاسی اصلاح‌طلبان، نشان می‌دهد که حتی زمانی که بر اهرم‌های قدرت سوار بوده‌اند، تمایل جدی به حل و فصل بحران‌های اجتماعی و سیاسی نداشته‌اند. بلکه بیشتر تمایل داشته‌اند با نگه‌داشتن مسائل در وضعیتی مبهم و حل‌نشده، امکان مانور سیاسی و بسیج اجتماعی را برای خود حفظ کنند. برای مثال می توان به موضوع فیلترینگ اشاره کرد، موضوعی که در دولت حسن روحانی ایجاد شد، خود اصلاح طلبان مطالبه گر آن شدند و در دولت پزشکیان هم در حالت تعلیق مانده و اتفاقی برای حل رخ نداده است!نتیجه این رفتار، چیزی جز تعمیق بی‌اعتمادی اجتماعی، گسترش شکاف‌های سیاسی، تضعیف پیوندهای ملی و در نهایت بی‌اعتباری گفتمان وفاق و آشتی ملی نبوده است. عمومیت یافتن رویکرد «سلبی» در سیاست ایران، از جمله توسط اصلاح‌طلبان، موجب شده است که جامعه نه شاهد عبور از بحران‌ها و حرکت به سمت انسجام باشد، بلکه هر روز بیش از پیش شاهد افزایش سطوح تعارض و بی‌ثباتی شود.آینده اصلاحات و الزامات وفاق ملیدر پایان باید گفت، گرچه جریان اصلاحات توانسته است با استفاده از الگوهای دوگانه‌سازی و بسیج منفی، همچنان بخشی از نیرو و مشروعیت اجتماعی خود را حفظ کند، اما فقدان اراده برای عبور از گسل‌ها و حرکت به سمت حل واقعی مسائل ملی، عملاً این جریان را در سطح گفتمان نگه‌داشته و اعتبار اجتماعی آن را فرسوده است. تداوم این روند، هم امکان وفاق و انسجام ملی را از کشور می‌گیرد، هم زمینه را برای تعمیق بحران‌های اجتماعی و سیاسی فراهم می‌کند.
13:08 - 7 آبان 1404
سیاست
احزاب و تشکل‌ها
دولت

3 بازنشر4 واکنش
23٫5k بازدید



10 پاسخ

@user1742125358697 آبان 1404
در پاسخ به
یک زمانی اصلاحات با پونز کردن در پیشانی دختران بی حجاب و محدودیت در صداسیما رای جمع کردند و حالا با لخت کردن دختران و آزادی عمل به قانون شکنان دنبال رای هستند. همینقدر بی شرم. امان از در قدرت بودن و سیاست

تصویر نمایه‌ی ‌محمد تقی سعیدی‌
@Vetreghaza7 آبان 1404
در پاسخ به
یه مشت آدمی که وقتی گناهی میکنن میخوان گناهشون رو بندازن گردن دیگران دیگه خیلی نخ نما هستن

تصویر نمایه‌ی ‌سید امیر صوفی‌
@user1756889695467 آبان 1404
در پاسخ به
یاشاسین پزشکیان

در پاسخ به
زنده باد پزشکیان مرد وفاق

تصویر نمایه‌ی ‌🇮🇷🇵🇸 حسین علی 🇵🇸🇮🇷‌
@ha_seyed247 آبان 1404
مرعشی(از رؤسای الیگارش چنبره زده بر کشور): وفاق پروژه‌ای برای کم کردن شر مجلس از دولت بود 😑

@Aug_847 آبان 1404
در پاسخ به
لعنت بر اصلاح طلب حقیر و غربگدا

تصویر نمایه‌ی ‌پایگاه خبری رادیوکوهنورد‌
@radiokuhnavard7 آبان 1404
در پاسخ به
خطاب به وجدان خواب‌زده اصلاح‌طلبان؛ اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشیددر سال ۱۳۸۸، در روزهای تاسوعا و عاشورا، وقتی اتفاقات تلخ و غیرانسانی رخ داد، پرسش این است که چه کسانی در برابر آتش‌زدن قرآن و هتک حرمت این روز سکوت اختیار کردند؟ سکوت در برابر این رفتارها یک خیانت است.پدر کدام فرد بود که وقتی…
نمایش بیشتر