مطالبهبه داد دل کشاورزان جنوب کرمان برسید
پیاز و خیار کشاورزان توی زمین مانده!!! آقای وزیر ومدعی العموم قصه تکراری کشاورز*: * پیاز های برزمین مانده و بارِ سبزِ خیار، بارِ سنگینِ ورشکستگی و دلالان محلی که سود کشاورز را می دزدند.* این متن، یک شکایت صرف نیست. این آخرین نفس های ریشه هایی است که در خاکِ بی عدالتی، در حال پوسیدن است. این صدای دست هایی است که نه برای دادخواهی، که برای بقا بلند شده است. وزیر محترم کشاورزی! این صدا را میشنوی؟ صدای جیرجیرک نیست. صدای خش خش اسکناسهایی است که از جیب من میدزدند و توی جیب دلال ها میروند. هر صبح که خیارهای تازه را میچینم،انگار پارههای تنم را میچینم. بعد میآید همان "آقا دلال محلی" با تیپی خفن با لباسی اتو کشیده و عطر و ادکلنی با یک تلفن و دو تا دروغ، در یکساعت پول هنگفتی به جیب میزنند. این دلال های محلی که با لحنی زیبا خود را کشاورز و کشاورززاده می خواند با یه جلسه کوتاه مابین خود و انتظار برای جمع شدن بار نرخ را در پایین ترین سطح می رساندد که حتی در شهرستان همجوار هم شبیه آن وجود ندارد. ما کشاورزان، خیار سبز را با عرق پیشانی و قسط بانک آبیاری میکنیم؛ آقای دادستان! این دلالان، قیمت را آنقدر پایین میآورند که آدم فکر میکند خیار، جرم است! آقای مدعیالعموم! عموم،ما هستیم. ما که نفسهایمان به بوی سمپاش وسم آغشته است، نه عطرِ اسکناسهای تازه. این دیگر خرید و فروش نیست این غارتِ قانونیِ روزمره است. در دادگاهِ بیعدالتی بازار، دلال همیشه قاضی است و همیشه حکم به نفع خودش صادر میکند. آیا فروپاشیِ یک زندگی، آنقدر کوچک است که در لابهلای پروندههای بزرگ گم شود؟ با تشکرکشاورزان رودبارجنوب
وزیر جهادکشاورزی، استاندار کرمان
0100گزارش از مطالبه