سردار اشعث◼️مذاکرات پنهانی با دشمن◼️سفارش مالکاشتر برای ریاست اشعث، سرآغاز ویرانیها◼️پله دوم: قدرتجویی اشعث◼️پله سوم: خیانت اشعث در حکمیت◼️پله چهارم: خیانت اشعث در پسا آتش بس و مذاکرات صلح◼️پله پنجم: نبرد هزارخنجر (الغارات) با کوتاهآمدن چندباره از تدبیر رهبر، معاویه کار را به دست گرفت و نبرد هزار خنجر را با حملات نامنظم و پراکنده آغاز کرد. با این کار، مردم به تنگنا افتادند و گستره فرمانروایی امیرالمؤمنین (جبهه مقاومت) از ۲۵ کشور کنونی، به عراق و آن هم به پایتخت (کوفه) فروکاست، تا آنجا که در مسجد کوفه هم ولیّامر، امنیت روانی و جانی نداشت. اشعث در میانه سخنرانی رهبر جامعه، ایشان را ریشخند میکرد و امیرالمؤمنین «علیالاصول» به این فرمانده سپاه خویش فرمود:«عليکَ لعنةُاللَّه و لعنةُ اللّاعِنین! حائِكٌ بْنُ حائكٍ! منافقٌ بْنُ كافر» (حائک: سرهمبند، بافنده مانند چیچیباف) بافنده پسر بافنده و منافق پسر کافر!◼️پله ششم: همدستی اشعث در شهادت امیرالمؤمنینسرانجام رسواسازی فرمانده سپاه و میاندار آتشبس و مذاکرات، تهدید جان رهبر مسلمین جهان شد که اشعث امیرالمؤمنین را تهدید به مرگ کرد و سپس ابن ملجم در بستر هماهنگی و یا خویشاوندی مادری خویش با کِنده، میزبان ابن ملجم در کوفه شد. در بیشتر روایات است که اشعث اندک زمانی پیش از ورود امام به مسجد کوفه، به ابن ملجم گفت: پیش از دمیدن صبح در خواسته خود شتاب کن! مطالعه کامل :https://farsnews.ir/ommateemam/1783829682908130739