"سکوت" در برابر آنچه مذاکرهکنندگان در جریان مذاکره دنبال کردهاند، با توجه به مجموعهای از تخلّفات، تنزّلها، عقبنشینیها و ابهامهای مسئلهدار، جایز نیست. از همان آغاز، جهت حرکتِ هیئت مذاکرهکننده تا حد زیادی، ماهیّت تفاهمنامه و قرارداد نهایی را روشن میساخت. اگر همین قرائن داخلی برای تردید کافی نبود، اظهارات صریح طرف مقابل، از جمله سخنان ونس، هگست و ترامپ دربارۀ محتوای پیروزمندانۀ این توافق، اظهار رضایت از مواضع رسانهای طرف ایرانی، و فشارهای پیدرپی آنان برای تعجیل در امضای آن، تصویر روشنتری از واقعیّت ماجرا به دست میدهد.آیا با وجود اینهمه شاهد، قرینه و حتی تصریح دشمن، "سکوت"، عاقلانه است؟ آیا احتیاط دینی، انقلابی و ملّی اقتضا نمیکند که در برابر چنین روندی، "پرسش جدّی" مطرح شود؟ بهویژه آنکه در مقابل صراحت و وضوح دشمن، طرف ایرانی با "ابهامگویی"، "چپ و راست زدن"، "فرار از شفافسازی" و "پرهیز از پاسخ مستقیم"، عملاً نگرانیهای مردم را تأیید میکند. وقتی دشمن با صراحت از امتیازهای خود سخن میگوید و طرف داخلی حاضر نیست همان موضوعات را برای مردم توضیح دهد، طبیعی است که اعتماد عمومی فرو بریزد و مطالبۀ مخالفت، پرسش و شفافسازی تقویت شود.