روزی کفن مردهها هم از خارج میآمد
در روزگاری که زمینهای کشاورزی ایران زیر بار مالیاتهای بیحساب و کتاب مالکان میرفت و کودکان از ۷ سالگی در کارگاههای سنتی پیر میشدند، طوفان انقلاب صنعتی در اروپا و زورگویی حکومت داخلی، اقتصاد و صنعت کشور را به سمت نابودی برد؛ تا جایی که ایران برای تهیه سادهترین چیزها، از کاغذ قرآن گرفته تا پارچه کفن مردههایش، به بیگانگان محتاج شد.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: «از کاغذ قرآن که کتاب آسمانی ماست گرفته تا پارچه کفن اموات، به بیگانگان محتاجیم»؛ این اعتراف، دردناکترین زخم پیکر اقتصاد و صنعت ایران در دوران قاجار است. در آن روزگار، دسترنج ۷۰ درصد از مردم مولد کشور، یعنی کشاورزان و عشایر، در چرخدندههای نظام اربابرعیتی و استعمار خارجی خرد میشد و سرمایههای ملی به تاراج میرفت. بررسی دقیق اسناد تاریخی نشان میدهد که چطور استبداد داخلی در همافزایی با انقلاب صنعتی غرب، زندگی تودهها را به فقر کشاند و استقلال اقتصادی ایران را به بند کشید. در آن زمان که کشاورزی و دامداری ستون فقرات اقتصاد و منبع اصلی درآمد دولت بود، روستاییها و عشایر فارس، آذربایجان و خراسان با روشهای کاملاً ابتدایی به کشت گندم، جو، ارزن، برنج، پنبه، توتون، تنباکو، حبوبات و تریاک یا پرورش دامهایی مثل گاو، گوسفند، بز و شتر مشغول بودند. کشاورز ایرانی در شرایطی گرسنه و نیمهبرهنه زندگی میکرد که سرپرسی سایکس در سفرنامه خود نوشته است: مالیات یک روستا در خراسان که قانوناً حدود ۸۶ لیره (پانصد تومان آن روز) بود، هیچوقت کمتر از ۱۴۰ لیره ( حدود هشتصد تومان آن زمان) در سال وصول نمیشد!
کشاورزان مظلوم علاوه بر اینکه باید سهم سنگینی از زمین، آب، بذر و گاو آهن به ارباب میدادند، حتی برای جمعآوری گیاهان خودروی کوهی مثل ریواس، زرشک یا کتیرا هم مجبور بودند سهم اجباری ارباب را پرداخت کنند. هیچ مرجعی هم برای دادخواهی وجود نداشت؛ چون مأموران حکومتی حامی طبقات متمکن و مالکان بزرگ بودند و مالک، زمینها را تا شعاع صدها کیلومتر ملک شخصی خود میدانست. این رکود دردناک در بخش صنعت و بازرگانی هم با شدت جریان داشت. صنایع کشور کاملاً دستی و سنتی بود و کارگران از سن ۷ سالگی با دستمزد ناچیز به عنوان شاگرد زیر نظر استادکاران در مسگریها، ریسندگیها و نساجی، چرمسازی، پوستدوزی، صنایع چوبی، قالیبافی و فلزکاری کار میکردند و نیروی محرک کارگاهها فقط بازوی انسان بود. البته در دوره کوتاهی از ناصرالدین شاه، چهره بزرگی مثل میرزا تقیخان امیرکبیر با راهاندازی کارگاههای سکهزنی، قورخانه (اسلحهسازی)، بلور و چینیسازی و گسترش چاپ سربی تلاش کرد تکانی به صنایع جدید بدهد، اما با ورود به عصر انقلاب صنعتی در اروپا و استفاده از نیروی بخار و ماشینآلات، بازار ایران به میدان تاختوتاز کالاهای خارجی تبدیل شد.
رقابت سیاسی و اقتصادی دو دولت روسیه و انگلیس در ایران روزبهروز بیشتر شد؛ به طوری که حدود ۴۵ درصد از معاملات خارجی ایران با روسیه و ۲۵ تا ۳۰ درصد با انگلیس و هند انجام میشد و ارزش واردات منسوجات، قند، چای و آهنآلات از روسیه و انگلیس به چند برابر صادرات ایران میرسید. به طوری که بهای واردات از روسیه و انگلستان با هند به ترتیب از ۱۱۳ و ۱۲۵ میلیون قران در سال ۱۳۱۹ هجری قمری (۱۲۸۰ شمسی) به بیش از ۲۱۹ و ۱۸۹ میلیون قران در سال ۱۳۲۸ هجری قمری (۱۲۸۸ شمسی) رسید و کشورهایی مثل بلژیک و آلمان نیز با ترفندهای گمرکی سهم خود را بیشتر کردند. محمدعلی جمالزاده در کتاب «گنج شایگان» با بررسی این آمارها، با تأسف مینویسد که از کاغذ قرآن تا پارچه کفن اموات به بیگانگان نیازمندیم. او رونق بازار مصنوعات اروپایی را فقط نتیجه ضعف داخلی نمیداند، بلکه آن را حاصل فرومایگی برخی بزرگان ایران میشمارد؛ کسانی که یوسف متاع وطن را خوار شمرده و شیفته ظاهر کالاهای بیگانه شدند. به نوشته جمالزاده، این افراد با افتخار خانهها و پارکهای خود را با تجملات وارداتی میآراستند و دامندامن زر و سیم مملکت را در ازای کالاهایی میدادند که عمر چندانی نداشتند و زود شکسته، پاره و پوسیده میشدند؛ بدون اینکه برای ایجاد کارخانه و تولید مایحتاج کشور در داخل اقدامی کنند.منابع:۱.کتاب «تاریخ ایران در سلطنت قاجار» از علی اصغر شمیم۲.کتاب «گنج شایگان» از سید محمد علی جمالزاده۳.کتاب «تاریخ ایران» از سرپرسی سایکس#ناصرالدین_شاه #واردات #صادرات #کفن #قرآن #سلطنت #قاجار #اروپاپایان پیام/ 07:28 - 1 مهر 1405