زمین‌های مازندران را به یک ششم قیمت خریدند

«رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه برداشت تا به ملت بفهماند در سرتاسر ایران فقط باید یک راهزن وجود داشته باشد.» این جملات نماینده مجلس عوام انگلستان، خلاصه کارنامه‌ای است که در طول ۱۷ سال به صدور بیش از ۴۴ هزار سند مالکیت به نام شخص شاه، تصاحب ۱۲۵ پارچه آبادی گرگان تنها به قیمت ۷۵ هزار تومان و انباشت ۳۶۰ میلیون دلار در بانک‌های خارجی انجامید.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: در میان سبزه‌زارهای رامسر، خری که تنها برای چریدن چند مشت علف وارد باغ شاهی شده بود، به دستور متصدی املاک اختصاصی به نفت آغشته و زنده زنده در آتش سوخت تا به گفته همان کارپرداز «آدم‌ها تکلیف خود را بدانند.» این جنون، نماد حکومت رعب و مصادره‌ای بود که «فوت»، یک نماینده مجلس عوام انگلستان، پس از سفر به ایران آن را این‌گونه توصیف کرد: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه برداشت تا به افراد ملت خود فهماند که در سرتاسر ایران فقط باید یک راهزن وجود داشته باشد.» داستان رضاخان میرپنج که در ۳ اسفند ۱۲۹۹ با جیب‌های خالی آغاز شد و در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ با صدها هزار هکتار از مرغوب‌ترین زمین‌های کشور، ۴۴ هزار سند مالکیت و میلیون‌ها دلار در بانک‌های خارجی به پایان رسید. چگونه افسری بدون دارایی، به بزرگ‌ترین مالک کشور و یکی از ثروتمندترین مردان جهان بدل شد؟ پاسخ در تبانی «اداره املاک اختصاصی» با وزارت مالیه نهفته بود. وزارت دارایی با ارسال اخطاریه‌هایی مانند نامه شماره ۱۳۶۰ به سالار ملک مرزبان، مالکان را تهدید می‌کرد که اگر تا اول مهر ۱۳۱۴ املاک خود را نفروشند، «آنچه باقی مانده باشد، بلاعوض ضبط خواهد شد.»
در سند دیگری درباره قریه «خیرآباد»، پرونده برگ ۱۹۰ نشان می‌دهد که ملک در سال ۱۳۱۷ توسط کارشناسان ۸۸ هزار و ۹۵۱ تومان ارزیابی شده بود، اما در همان پرونده، سند دیگری سنجاق شد که همان ملک را به قیمت غیرآزاد ۱۹ هزار و ۹۹۹ تومان و ۷ ریال به رضاشاه «تقدیم» می‌کرد! همچنین ۱۲۵ پارچه قریه خالصه دولت در گرگان به قیمت مضحک ۷۵ هزار تومان به شاه واگذار شد، در حالی که تنها ۳ دانگ از قصبه کردکوی بیش از ۲۵۰ هزار ریال ارزش داشت. تراژدی غصب املاک با بازداشت، شکنجه و تبعید دسته‌جمعی همراه بود. در سال ۱۳۱۱، مالکان کلارستاق، کجور و تنکابن از جمله رجال سرشناسی چون میرزا طاهر تنکابنی، ساعدالممالک خلعت‌بری و حسینقلی‌خان (نوه سپهسالار که همان‌جا در زندان درگذشت) به زندان قصر افتادند. عباس نادری در روزنامه ستاره می‌نویسد ۲۲ نفر را ۱۲ روز در اتاقی کوچک در نوشهر انداختند که «مجبور بودیم همگی از پهلو دراز بکشیم» و نفری ۳۰ تومان هم خرج راه بدهیم! در همین حال، زن و فرزندانشان را پشت کامیون‌ها ریخته و به کویرهای جیرفت، بم و شیراز تبعید کردند. ماه سلطان دیوسالار از کجور افشا می‌کند که سروان صفاری و حسن حریری، پای دو پسرعمویش را در «کنده» گذاشته و «آن‌قدر با شلاق به کله آن‌ها زدند تا امضاء گرفتند.» زمین ۴۰۰۰ ریالی را ۶۰۰ ریال قیمت گذاشتند و از همان هم ۴۰۰ ریال بابت «تخفیف به شاه» و «حق قباله‌نویسی» کسر کردند و ریالی نپرداختند!
روایت‌های تلخ‌تری از کارپردازان درباری در دست است؛ یکی از مالکان افشا کرده که پس از غصب دوساله محصول ۴۰ هزار تومانی‌اش، سرلشکر بوذرجمهری و مجدالسلطنه لطیفی او را با ۴ مأمور به دفترخانه شماره ۱۱ کشاندند و تهدید کردند: «بی‌سروصدا امضاء کن وگرنه به جایی برده می‌شوی که دیگر روی اطفال خود را نبینی.» ۱۰ قطعه اسکناس هزار ریالی را شش بار دست‌به‌دست کردند تا ظاهر معامله ۶۰۰ تومانی حفظ شود، سپس پول را پس گرفتند و ۴۴۰۰ تومان هم بابت مالیاتِ محصولی که قبلاً دربار غارت کرده بود، به حساب مالک بدهکار نوشتند! در صحنه‌ای دیگر که عکس آن در روزنامه نجات ایران کلیشه شد، مأموران شهربانی برای غصب ملک «میان‌پشته» رودسر، عبدالعلی ساتراپی را با دست‌های از پشت بسته در کنار خانواده‌اش نشاندند، در مهمانخانه روشن همدان مشروب خوردند و «عکس یادگاری» گرفتند. در بهشهر، خانه‌ای به یک تومان خریداری می‌شد و دهقانان مجبور بودند از ۲۰ فرسخی با خرج خود برای کار بیایند، شب‌ها در طویله حبس شوند و در صورت بیماری، دوایشان شلاق بود تا جان سپارند.
قاسم ماکویی، کارپرداز کلاردشت، طلعت (همسر یارمحمد ابوالحسنی لاهویی) را زیر ضربات چکمه کشت تا ۲.۵ پهلوی از او بگیرد، بر دوش حبیب‌الله (از رجال محلی) پالان الاغ گذاشت و بر دهان دهقان دیگری دهنه زد و او را مرکب ساخت؛ تنها به جرم برداشتن نیم‌من سیب‌زمینی از دست‌رنج خودش! دامنه این طمع به پایتخت و شرکت‌های خارجی نیز کشیده شد. تمام خانه و مستغلات خیابان شاهرضا (انقلاب) متری ۷ ریال برای دربار ارزیابی شد و شرکت نفت انگلیس و ایران بابت عبور لوله‌ها از زمین‌های بایر، سالانه ۱۲ هزار لیره اجاره به شاه می‌پرداخت.مؤید احمدی، نماینده دوره سیزدهم مجلس، فاش کرد در ۱۷ سال سلطنت، بالغ بر ۴۴ هزار سند مالکیت به نام رضاشاه صادر شد و سالانه ۶۰ میلیون تومان (معادل ۲۵ میلیون دلار) به بانک‌های خارجی منتقل می‌شد تا سپرده ارزی‌اش به ۳۶۰ میلیون دلار برسد. هنگام خروج از کشور، رضاشاه در کرمان به دو تن از معتمدان شهر اعتراف کرد: «هفت هزار میلیون تومان تمول جمع کردم و امروز هم که از ایران خارج می‌شوم هیچ ندارم!»؛ ثروتی معادل ۵ هزار و ۴۰۰ خروار طلای مثقالی ۲۰ تومان قیمت آن روز طلاست.
با سقوط حکومت در شهریور ۱۳۲۰، بیش از ۳۰۰ دهقان و مالک غارت‌شده به مجلس هجوم آوردند؛ انسان‌هایی که به نوشته روزنامه کوشش «نه کفش در پا و نه برنج در خانه داشتند و شب‌ها در تاریکی می‌خوابیدند.» اهالی مازندران نزد نمایندگان مجلس شورای ملی گفتند؛ از مظالمی که به مازندرانی‌ها شده کسی درست آگاه نیست. آقایان! نگذارید شمشیر خون‌آلود و شکسته شاه سابق را دوباره صیقل زنند و به گردن ما بیچارگان بگذارند. مازندرانی‌ها هم مانند دیگران حق زیستن دارند. این حق را از آن‌ها انتزاع ننمایید... »با تمام این‌ها محمدرضا پهلوی، پدرش را که طمع سیری ناپذیرش ملت را از هستی ساقط کرده بود، به شکل فرشته معصومی توصیف می‌کرد. در کتاب «مأموریت برای وطنم» از محمدرضا پهلوی آمده است: «… پدرم با کمال سرافرازی از تجملات مسرفانه سلاطین قاجار پرهیز می‌کرد و در تمام دوره سلطنت خود اغلب لباس ساده نظامی میپوشید جورابهای او بافت ایران و از نوع متوسط و چکمه‌هایش کوتاه و کارکرده بود…در منزل معمولاً روی تشکی که بر زمین گسترده می‌شد استراحت می‌کرد و هیچگاه از تختخواب استفاده نمی‌نمود.» منابع: ۱. کتاب «گذشته چراغ راه آینده است» از جامی ۲. کتاب «اصلاحات ارضی در ایران» از ای. ک. س لمبتون محقق و استاد دانشگاه لندن۳. کتاب «پنجاه سال نفت ایران» از مصطفی فاتح۴. کتاب «سیاست موازنه منفی» از حسین فاطمیپایان پیام/#رضاشاه #زمین #زمین_خواری #املاک #غصب #متفقین #خر
07:17 - 18 شهریور 1405
فرهنگ
تاریخ

5 بازنشر9 واکنش
57٫9k بازدید



6 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌حسین‌
@a583118 شهریور 1405
در پاسخ به @nasrollahi
‼️‼️ ‼️ ‼️‼️ ‼️‼️ ‼️‼️ ‼️‼️ ‼️‼️ ‼️‼️ ♥️ ♥️♥️ ♥️ ♥️ ♥️ ♥️ امام جعفرصادق (ع) می‌فرماید: المَهدی سَمِحٌ بِالمالِ شدیدٌ عَلی العُمّالِ رحیمٌ بِالمَساکینِ.حضرت مهدی (عج) بخشنده است و مال را به وفور می‌بخشد، بر مسئولان و کارگزاران بسیار سخت‌گیر و بر فقرا و ضُعفا رئوف و مهربان است.(الملاحم و الفتن، ص …نمایش بیشتر

@user17730438529618 شهریور 1405
در پاسخ به @nasrollahi
اون پولی هم که بابت زمین ها داد ارث پدرش نبود ازجیب مردم درآوردگذاشت تو جیب دیگه مردم و زمینها رو صاحب شدالان هم زمین خواری به همین سبک وجودداره تفاوت اش در اینه که از تک قطبی به چندقطبی رسیده گروه های و احزاب و انگلهای سیاسی مورد پیدا کنند بی صاحب روی زمین مونده باشه فوری سند سازی می کنند و تمام

@user17816087233418 شهریور 1405
در پاسخ به @nasrollahi
ایشان از مردم خریدشما چی؟

تصویر نمایه‌ی ‌زهره محمدی‌
@Zohre_mohammadi18 شهریور 1405
در پاسخ به @nasrollahi
هر صفحه از تاریخ دوران استبداد پهلوی رو که ورق می زنیم با خیانت‌های عجیب و غریب این خاندان به مردم مظلوم ایران روبرو میشیم که آثارش تا قرن‌های متمادی بر پیکره تاریخ این کشور باقی خواهد بود.

تصویر نمایه‌ی ‌9**5443‌
@user170910007299005979618 شهریور 1405
در پاسخ به @nasrollahi
رضا شاه پالانچی ، پیر و مراد اهالی فحش و فحشا

@Saeed14sw18 شهریور 1405
اون موقع ی زمین خوار به نام رضا خان بود الان صدها دلال زمین خوار افتادند به جون زمین های شمال با دهها شگرد با قیمت گزاف در هر متر با سودهای سرشار بدون پرداخت ی ریال مالیات و عوارض .بعد می گیم چرا انگیزه تولید و رونق طبیعی اقتصاد در کشور نیست.مردم رو دلال زمین ، خودرو ، سکه و ارز ..‌ کردند .