از خانه پدری تا آپارتمان ۵۰ متری اجارهای که زائر سرا شد
پویش «هر خانه یک زائرسرا» قصهای است از عشق به امام رضا (ع). فاطمه گلبهاری و خانوادهاش یکی از صدها میزبانهایی هستند که با گشودن درهای خانه و قلبشان، مهماننوازی را به اوج مهربانی بردهاند. اینجا، هر قدم، هر لبخند و هر خدمت، عطر رضوی دارد.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: تابستان داغ مشهد، در روزهای شهادت امام رضا (ع) رنگ دیگری به خود گرفته است. گرمای هوا اگرچه نفسگیر است، اما دلهای مردمی که عاشقانه به استقبال زائران میروند، خنکای خاصی دارد. این روزها کوچهها و خانههای مشهد تبدیل به زائرسراهایی کوچک، اما پر از صفا شدهاند؛ خانههایی که درهایشان نه فقط به روی زائر که به روی برکت و رحمت باز میشود. «فاطمه گلبهاری»، بانوی ۴۶ساله مشهدی، یکی از این میزبانهاست. او به همراه خانوادهاش، خانه پدرشوهر و مادرشوهر مرحومش را که مدتی خالی مانده بود، برای پذیرایی از زائران آماده کرده است. خانهای ساده که به برکت حضور مهمانان امام رضا (ع)، از روزهای گذشته دوباره پر از زندگی و شور شده است. «اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که خانهای که مدتها خالی مانده را دوباره جان بدهیم. خودم وسایل ساده و ضروری را بردم و مرتب کردم تا همه چیز آماده باشد. وقتی دیشب زائران وارد خانه شدند و گوشهای برای استراحت پیدا کردند، حس عجیبی سراسر وجودم را پر کرد؛ انگار روح پدر و مادرشوهر مرحومم هم با ما همراه شده بود و لبخند میزدند. باور کنید، همان لحظه احساس کردم نه تنها خانه، بلکه دلهای ما هم دوباره زندگی گرفته است؛ و حضور آنها، به خانه ما نوعی برکت و آرامش ویژه بخشیده بود.»
*خانوادهای در گرمای خدمت
همسرش نخستین کسی بود که پای کار آمد. گلبهاری میگوید: «وقتی موضوع را گفتم، همسرم گفت باید همه خواهر و برادرها هم راضی باشند. همه با دل و جان پذیرفتند. دختر ۱۳ سالهام هم از همان اول همراه شد. حتی بخشی از کارهای ثبت اطلاعات زائران را با گوشی انجام میدهد. برای من همین همراهی خانواده خیلی ارزشمند است. در این گرمای تابستان، دیدن اینکه همه اعضای خانواده با شور و شوق پای کار ایستادهاند، برایم زیباتر از هر چیز دیگری است.» خواهرش هم با وجود اینکه مستأجر است، خانه کوچک ۵۰-۶۰ متریاش را در اختیار زائران گذاشته. گلبهاری با لبخند ادامه میدهد: «خواهرم گفت انگار مهمان آمده خانهام؛ هرچه برای خودم بپزم، همان را برای مهمان امام رضا هم میگذارم سر سفره. خیلی قشنگ بود برایم. در این روزها میبینم که همه دنبال فرصتی هستند تا سهمی در این خدمت داشته باشند.»
*خاطراتی که دل را خنک میکند
در همان شب نخست، صحنههایی دید که هنوز با شوق تعریف میکند. «یک خانم ساعت ۱۱ شب تماس گرفت و گفت میخواهد خانهاش را تحویل زائر بدهد اما فاصله زیاد است و نمیتواند کلید را بیاورد. با هم هماهنگ کردیم، عکس محل گذاشتن کلید را فرستاد تا زائران بتوانند مستقیم وارد شوند. برایم خیلی جالب بود که مردم با این همه عشق و اعتماد، خانههایشان را در اختیار زائر میگذارند.» اما خاطرهای که بیشتر از همه در ذهن فاطمه گلبهاری مانده، زائری است که ناگهان دچار مشکل پزشکی شد. «وقتی صاحبخانه فهمید زائر نیاز به خون دارد، بدون هیچ درنگی خودش و همسرش کنار او رفتند و خون اهدا کردند. آن لحظه، اشک در چشمانم حلقه زد؛ این سطح از ایثار و انساندوستی واقعاً تکاندهنده بود.» اما این فقط یک نمونه از بزرگی دل مردم بود. از کسی که نیمی از یک گوساله را برای پخت غذا در اختیار زائران گذاشت، تا خانمی که پرایدش را آماده کرد تا زائران را جابهجا کند، همه با همان امکانات ساده خود، پای خدمت به مهمان امام رضا ایستاده بودند. گلبهاری با لبخند ادامه میدهد: «خانم راننده میگفت میخواهم همین ماشینم هم متبرک شود به میزبانی زائران. برایم خیلی زیبا بود که مردم، با همان چیزهای کوچک و سادهشان، دنبال خدمتاند و دلشان پر از عشق به امام رضاست.»
*اولین تجربه اما ماندگار
امسال نخستین باری است که گلبهاری چنین تجربهای دارد. پیشتر بهعنوان مربی همیار خانواده فعالیت میکرده، اما حالا خدمت به زائر را مسیر تازهای میداند: «آرزویم همیشه خادم امام رضا شدن بود. شاید در حرم توفیق نشد، اما وقتی زائران وارد خانهام شدند، همان حسی را داشتم که زائر در اولین نگاه به گنبد پیدا میکند؛ یک عشق و شعف وصفنشدنی.»
*آب خنک در گرمای تابستان
در روزهای خدمت، هر کوچکترین کاری ارزش پیدا میکرد و سهمی برای زائر محسوب میشد. یکی از اقوام گلبهاری، با همان امکانات ساده، کلمن آب و یخ آماده کرد و چای برای زائران فراهم نمود. گلبهاری میگوید: «باور کنید همین کار کوچک، برای زائر خیلی ارزش داشت؛ انگار همه میخواستند سهمی داشته باشند.» حتی کسانی که توان مالی کمی داشتند، پای کار میآمدند. یکی از آشنایان با خجالت گفت که امروز فقط ۲۰ هزار تومان دارد و آیا میتواند آن را برای خرید نان صبحانه زائران خرج کند. گلبهاری با تحسین میگوید: «با همین مبلغ اندک، خودش را در خدمت شریک میدانست. یعنی هرکس هرچه داشت، میآورد سر سفره امام.»
*پیوند مردم با مردم
گلبهاری امروز دیگر تنها میزبان نیست؛ او به حلقهای وصلکننده میان مردم و زائران در پویش «هر خانه یک سرا» تبدیل شده است. او با نظم و دقت خانهها را در سامانه ثبت میکند تا امنیت زائران تضمین شود و در کنار آن، دوستان و آشنایان کمک میکنند تا پذیرایی سادهای فراهم شود. در این روزها، کاری میدانی و بزرگ شکل گرفته که هرکس به اندازه توانش سهمی در آن دارد. همدلی، کلیدواژهای است که بارها در صحبتهای گلبهاری دیده میشود. او با تحسین از خانوادهها میگوید که حتی در شرایط اقتصادی سخت و بدون چشمداشت، پای کار آمدهاند. برای او زیباترین بخش ماجرا، اولویتدادن مردم به میزبانی است؛ اینکه در دل زندگی روزمره، گرمای تابستان و فشارهای مالی، عشق به امام رضا همچنان سرلوحه کارها باقی مانده است.
خانههایی که زائرسرا شدند
از دیشب تاکنون، خانه گلبهاری میزبان حدود ۱۸ زائر بوده است. در کنار آن، نزدیک به ۱۰ نفر از داوطلبان پزشک و پرستار هم به جمع خادمان خانگی پیوستهاند تا زائران در امنیت و آرامش باشند. گلبهاری در پایان میگوید: «برای من، همین که اجازه دادهاند زائر امام رضا وارد خانهام شود، بزرگترین هدیه زندگی است. باور کنید دیگر چیزی بالاتر از این نیست. این تجربه برایم معنای زندگی را تغییر داد؛ فهمیدم که گاهی سادهترین کار، مثل گشودن در خانه، میتواند انسان را به آرزوهای معنویاش برساند.» پایان پیام/#شهادت_امام_رضا #زائر_سرا #پویش_هر_خانه_یک_زائرسرا #مشهد 11:28 - 1 شهریور 1404