دانشگاه در قبال امنیت ملی چه سهمی دارد؟

آغاز سال تحصیلی و پرسش فراموش‌شده: دانشگاه در قبال امنیت ملی چه سهمی دارد؟رابطه #دانشگاه و صنعت سال‌هاست که در ادبیات توسعه کشور به‌عنوان یکی از حلقه‌های مفقوده پیشرفت مطرح می‌شود. تقریباً همه بر این باورند که دانشگاه نباید در محدوده کلاس و آزمایشگاه باقی بماند، بلکه باید با نیازهای واقعی جامعه و اقتصاد پیوند بخورد، مسائل بخش‌های مختلف کشور را بشناسد و برای آنها دانش و نیروی انسانی متخصص تولید کند. اما همین منطق را وقتی به حوزه #امنیت_ملی و تهدیدهای راهبردی کشور می‌رسانیم، معمولاً متوقف می‌کنیم. گویی دانشگاه می‌تواند و باید با صنعت، کشاورزی، اقتصاد و #فناوری ارتباط داشته باشد، اما وقتی پای شناخت #تهدید، مطالعه راهبردهای رقبا، تولید دانش امنیتی و افزایش #تاب‌آوری کشور در برابر بحران‌ها به میان می‌آید، بخش عمده این مسئولیت را به نهادهای تخصصی واگذار می‌کنیم. آغاز سال تحصیلی جدید فرصتی است برای طرح دوباره این پرسش که دانشگاه در قبال امنیت ملی چه نقشی می‌تواند و باید ایفا کند؛ به‌ویژه پس از تجربه جنگ‌های اخیر و حملات هدفمند آمریکا و رژیم صهیونی اسرائیل که نشان داد سرمایه انسانی متخصص در حوزه‌های نظامی، هسته‌ای و امنیتی می‌تواند مستقیماً در معرض هدف‌گیری قرار گیرد.
این تجربه یک نکته مهم‌تر را نیز آشکار می‌کند: مسئله فقط از دست رفتن چند فرد یا آسیب دیدن یک سازمان نیست؛ مسئله میزان وابستگی یک حوزه تخصصی به تعداد محدودی از افراد و مراکز است. هرچه دانش، تجربه و مهارت‌های یک حوزه در نقاط کمتری متمرکز شده باشد، حذف یا اختلال در همان نقاط می‌تواند آثار گسترده‌تری ایجاد کند. از این منظر، امنیت پایدار فقط به برخورداری از نهادهای قدرتمند و نیروهای متخصص در درون آنها وابسته نیست؛ بلکه به وجود یک پشتوانه گسترده، متنوع و قابل بازتولید از دانش و #سرمایه_انسانی نیز نیاز دارد.اگر بخش قابل توجهی از دانش مورد نیاز کشور تنها در چند ساختار رسمی انباشته شود، هرگونه آسیب به آن ساختارها می‌تواند هزینه بیشتری برای کشور ایجاد کند. بنابراین یکی از درس‌های تجربه اخیر را می‌توان ضرورت ایجاد لایه‌های مکمل علمی و انسانی در کنار ساختارهای رسمی دانست؛ لایه‌هایی که در شرایط عادی به تولید دانش و تربیت نیرو کمک کنند و در شرایط بحرانی، پشتوانه‌ای برای استمرار و بازسازی ظرفیت‌های کشور باشند.در اینجا نقش دانشگاه اهمیت پیدا می‌کند. دانشگاه قرار نیست عملیات امنیتی انجام دهد و جایگزین وزارتخانه‌ها، #سازمان‌های_اطلاعاتی، نیروهای نظامی یا سایر نهادهای تخصصی شود؛ قرار است مسئله امنیت را به مسئله علمی تبدیل کند، درباره آن دانش تولید کند و سرمایه انسانی‌ای بسازد که کشور در زمان #بحران به آن نیاز خواهد داشت. مزیت دانشگاه در این میدان، تولید دانش، تربیت نیروی انسانی، انباشت تجربه و ایجاد شبکه‌ای گسترده از متخصصان است.
دانشگاه می‌تواند درباره راهبردها و دکترین‌های رقبا، تحولات منطقه‌ای، جنگ شناختی و رسانه‌ای، #امنیت_سایبری، تاب‌آوری زیرساخت‌ها، اقتصاد و #تحریم، فناوری‌های نوین، تحولات اجتماعی مؤثر بر امنیت و بسیاری از مسائل مرتبط با امنیت ملی مطالعه کند و از این طریق، ظرفیت کشور را برای فهم و مدیریت تهدیدهای آینده افزایش دهد.از این منظر، «#دشمن‌شناسی» در دانشگاه نباید صرفاً به معنای جمع‌آوری اطلاعات درباره یک دشمن خاص یا ورود به فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیاتی تلقی شود. منظور، شناخت علمی و روشمند راهبردها، الگوهای تصمیم‌گیری، ظرفیت‌های فناورانه، ابزارهای اقتصادی، رسانه‌ای و شناختی و تحولات سیاسی و اجتماعی رقبای کشور است. متخصص ارتباطات می‌تواند سازوکار عملیات رسانه‌ای و شناختی را مطالعه کند؛ اقتصاددان می‌تواند آثار تحریم و فشار اقتصادی بر تاب‌آوری کشور را بررسی کند؛ متخصص فناوری می‌تواند تهدیدهای نوظهور سایبری و فناورانه را تحلیل کند و پژوهشگر علوم اجتماعی می‌تواند عوامل مؤثر بر انسجام و تاب‌آوری اجتماعی را مورد مطالعه قرار دهد. ارزش این مطالعات زمانی آشکار می‌شود که یافته‌های آنها از فضای دانشگاه فراتر رود و به زبان سیاست و تصمیم ترجمه شود؛ یعنی دانشگاه مسئله را عمیق‌تر و دقیق‌تر بشناسد و نهادهای مسئول بتوانند بر پایه این شناخت، گزینه‌های مناسب‌تری را برای مواجهه با آن بررسی کنند.
در حال حاضر یکی از مشکلات دانشگاه دقیقاً همین گسست میان تولید دانش و حل مسئله است. ممکن است دانشجویی پایان‌نامه‌ای درباره یک مسئله واقعی کشور بنویسد، ماه‌ها برای آن پژوهش کند و در نهایت نتیجه کار او در کتابخانه یا سامانه دانشگاه باقی بماند و هیچ‌گاه به دست مجموعه‌ای که با آن مسئله درگیر است نرسد. یا در یک دانشکده ده‌ها دانشجو و استاد درباره رسانه، اقتصاد، فناوری، #روابط_بین‌الملل یا جامعه‌شناسی پژوهش کنند، اما حلقه مطالعاتی مستمری وجود نداشته باشد که این مطالعات پراکنده را حول یک مسئله راهبردی به یکدیگر متصل کند. در چنین شرایطی، دانشگاه هم بخشی از ظرفیت علمی خود را از دست می‌دهد و هم کشور از بخشی از دانشی که برای آن هزینه کرده، استفاده نمی‌کند. مسئله امنیت ملی نیز می‌تواند گرفتار همین چرخه شود؛ پژوهش‌هایی انجام شوند، مقالاتی منتشر شوند، اما ارتباط مؤثری میان این دانش و مسائل واقعی کشور شکل نگیرد.این در حالی است که دانشگاه یکی از مهم‌ترین محل‌های شکل‌گیری نسل آینده متخصصان کشور است. دانشجوی امروز ممکن است فردا مهندس زیرساخت‌های حیاتی، متخصص فناوری اطلاعات، اقتصاددان، پژوهشگر علوم اجتماعی، روزنامه‌نگار، مدیر دولتی، استاد دانشگاه یا متخصص یک حوزه راهبردی باشد. لازم نیست همه این افراد متخصص امنیت شوند، اما مهم است که هر متخصص بداند دانش و حرفه او چه نسبتی با امنیت و تاب‌آوری کشور دارد. امنیت سایبری بدون متخصصان فناوری، امنیت اقتصادی بدون اقتصاددانان، تاب‌آوری اجتماعی بدون شناخت علمی جامعه و امنیت زیرساختی بدون مهندسان و متخصصان مربوطه امکان‌پذیر نیست.
بنابراین پیوند دانشگاه و امنیت ملی به معنای ایجاد یک رشته دانشگاهی جداگانه نیست؛ بلکه به معنای دیدن ابعاد امنیتی و تاب‌آوری در دل بسیاری از رشته‌های علمی موجود است.از همین جا می‌توان تفاوت میان «دانشگاه امنیتی» و «دانشگاه مسئول در قبال امنیت» را نیز روشن کرد. #دانشگاه_امنیتی دانشگاهی است که مسائل علمی خود را تابع ملاحظات سازمانی و امنیتی کند؛ اما دانشگاه مسئول دانشگاهی است که مسائل مهم کشور را از قلمرو علم خارج نکند. اگر امنیت ملی یکی از مسائل اساسی کشور است، طبیعی است که باید موضوع پژوهش، نقد علمی، تحلیل و آموزش نیز باشد. دانشگاه می‌تواند درباره تجربه جنگ‌ها، نقاط آسیب‌پذیر کشور، سیاست‌های بازدارندگی، پیامدهای اقتصادی بحران، #جنگ_شناختی، امنیت سایبری، تاب‌آوری زیرساختی و انسجام اجتماعی مطالعه کند، بی‌آنکه وظایف عملیاتی نهادهای مسئول را بر عهده بگیرد. اتفاقاً استقلال علمی دانشگاه و روش‌مند بودن پژوهش است که می‌تواند ارزش چنین دانشی را افزایش دهد.چنین نگاهی رابطه دانشگاه با مسائل واقعی کشور را متحول می‌کند. از انتقادهای همیشگی به آموزش عالی، فاصله برخی پژوهش‌ها از نیازهای واقعی جامعه است. اگر امنیت و تاب‌آوری کشور به‌عنوان یکی از مسائل واقعی جامعه وارد چرخه علمی دانشگاه شود، بخشی از این فاصله کاهش خواهد یافت. می‌توان موضوعات راهبردی مشخصی را برای پایان‌نامه‌ها و طرح‌های پژوهشی تعریف کرد، حلقه‌های مطالعاتی درباره تحولات امنیتی منطقه شکل داد، کرسی‌های علمی درباره جنگ‌های نوین و تهدیدهای فناورانه برگزار کرد و میان مراکز علمی و نهادهای تخصصی ارتباط منظم‌تری ایجاد کرد. در چنین مدلی، دانشگاه نه صرفاً تولیدکننده مقاله، بلکه تولیدکننده شناخت و راه‌حل برای مسائل کشور خواهد بود.
این مسئله از جهت دیگری نیز اهمیت دارد. در دنیای امروز، تهدیدهای امنیتی فقط از مسیر #حمله_نظامی ایجاد نمی‌شوند. اختلال در زیرساخت‌های حیاتی، حملات سایبری، فشار اقتصادی، عملیات رسانه‌ای و شناختی، آسیب به زنجیره‌های تأمین، سوءاستفاده از شکاف‌های اجتماعی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، همگی می‌توانند بخشی از یک منازعه گسترده باشند. مقابله با چنین تهدیدهایی نیز فقط از یک سازمان یا یک رشته علمی برنمی‌آید. مجموعه‌ای از متخصصان باید بتوانند ابعاد مختلف یک مسئله را بشناسند و دانش خود را در کنار یکدیگر قرار دهند. دانشگاه از این جهت می‌تواند یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال میان دانش‌های پراکنده و مسائل راهبردی کشور باشد.این نگاه، مفهوم تاب‌آوری را نیز از سطح سازمان‌ها به سطح جامعه گسترش می‌دهد. تاب‌آوری فقط به این معنا نیست که یک سازمان پس از دریافت ضربه بتواند فعالیت خود را ادامه دهد؛ بلکه به این معناست که دانش، تجربه و نیروی انسانی مورد نیاز کشور در نقاط مختلف جامعه علمی و تخصصی نیز وجود داشته باشد و با آسیب دیدن یک نقطه، کل یک ظرفیت از بین نرود. اگر یک حوزه تخصصی تنها به چند کارشناس وابسته باشد، ظرفیت کشور در آن حوزه شکننده‌تر خواهد بود؛ اما اگر همان دانش در دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و میان نسل‌های مختلف متخصصان توزیع شده باشد، امکان بازسازی و جایگزینی بسیار بیشتر خواهد شد. این همان جایی است که سرمایه‌گذاری دانشگاه بر دانش و نیروی انسانی، از یک مسئله صرفاً آموزشی فراتر می‌رود و به بخشی از ظرفیت راهبردی کشور تبدیل می‌شود.
آغاز سال تحصیلی جدید می‌تواند فرصتی برای توجه جدی‌تر به همین مسئله باشد. دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی لازم نیست برنامه‌ای جدا از مأموریت علمی خود تعریف کنند؛ کافی است بخشی از ظرفیت موجود خود را متوجه مسائل واقعی و راهبردی کشور کنند. استاد می‌تواند مسئله‌ای واقعی را وارد کلاس و پژوهش کند، دانشجو می‌تواند پایان‌نامه خود را به یک مسئله مشخص کشور پیوند بزند، گروه علمی می‌تواند یک حلقه مطالعاتی پایدار ایجاد کند و دانشگاه می‌تواند نتایج پژوهش‌های خود را در اختیار مراکز تصمیم‌گیر و سیاست‌گذار قرار دهد. در این صورت، میان کلاس درس، پژوهش دانشگاهی و نیازهای کشور یک زنجیره واقعی شکل می‌گیرد.در نهایت، یکی از درس‌های تجربه جنگ‌های اخیر را می‌توان ضرورت بازاندیشی در مفهوم سرمایه انسانی امنیتی دانست. امنیت کشور نباید فقط به تعداد و توان نیروهای حاضر در ساختارهای رسمی وابسته باشد؛ بلکه باید از پشتوانه‌ای گسترده علمی و انسانی در سراسر کشور برخوردار باشد. همان‌طور که اقتصاد و صنعت بدون دانشگاهی که برای آنها نیروی انسانی و دانش تولید کند پایدار نمی‌ماند، امنیت پایدار نیز بدون دانشگاهی که شناخت، تحلیل و سرمایه انسانی مورد نیاز برای مواجهه با تهدیدهای آینده را تولید کند، با محدودیت مواجه خواهد بود. دانشگاه با این کار جای نهادهای تخصصی را نمی‌گیرد؛ بلکه عمق و پشتوانه علمی آنها و در سطحی وسیع‌تر، ظرفیت کشور برای مواجهه با بحران را افزایش می‌دهد.
بنابراین پرسش آغاز سال تحصیلی جدید فقط این نیست که دانشگاه چه نسبتی با صنعت، اقتصاد و فناوری دارد؛ پرسش مهم دیگر این است که دانشگاه چه نسبتی با مسائل راهبردی و امنیتی کشور برقرار کرده است. دانشگاه قرار نیست نهاد امنیتی باشد، اما نمی‌تواند نسبت به یکی از مهم‌ترین مسائل سرنوشت‌ساز کشور بی‌تفاوت بماند. اگر قرار است دانشگاه برای آینده کشور نیروی انسانی تربیت کند، باید بخشی از این آینده را که به امنیت، استقلال، تاب‌آوری و توانایی کشور برای عبور از بحران‌ها مربوط می‌شود نیز بشناسد و درباره آن دانش تولید کند. آغاز سال تحصیلی می‌تواند نقطه شروع این بازتعریف باشد: بازتعریفی که در آن دانشگاه، بدون فاصله گرفتن از رسالت علمی و استقلال پژوهشی خود، به یکی از پایه‌های تولید دانش و سرمایه انسانی مورد نیاز برای امنیت و تاب‌آوری ملی تبدیل شود.
00:17 - 28 شهریور 1405
نظامی و امنیتی
حماسه و مقاومت
حوزه و دانشگاه




1 پاسخ