رویکرد به اقدام پیشدستانه
هر اغتشاش و آشوبی نیازمند یک بهانه است تا شعله ور شود و کشوری را دچار بحران و مشکلات شدید کند. بسیاری از کشورهای دنیا با اعتراض، آشوب و اغتشاش روبرو بوده و آن را تجربه کردهاند. حتی کشورهای غربی که به ظاهر دارای حکومتهای آزاد و دموکراتیکاند، طعم اعتراض و آشوب را چشیدهاند.
فرانسه، انگلیس،آلمان، آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر نمونههاییاند که در آنها آشوب و اعتراض وجود دارد و حکومت دست به سرکوب میزند تا ضمن مهار آن، امنیت را برقرار کند و مانع تضعیف دولت و حکومت شود. در ایران پس از انقلاب نیز اعتراض،آشوب و اغتشاش بارها اتفاق افتاده و نتیجه آن علاوه بر ویرانی، تلفات جانی و مالی، تضعیف امنیت کشور، تخریب و تحمیل زیان مالی، اهداف دیگری نیز دنبال میشود که در بسیاری از کشورهایی که اعتراض و اغتشاش شکل میگیرد وجود ندارد.حتی در زمان انقلاب اسلامی هیچگاه مردم معترض انقلابی اقداماتی که در آشوبهایی که اکنون وجود دارد دیده نشد و حتی امام(ره) و دیگر عناصر انقلابی مردم را از تخریب منع میکردند. شنبههای اعتراضی فرانسه که با آرامش از سوی مردم برپا میشد، با سرکوب شدید آنها از سوی پلیس همراه بود. در آمریکا نیز که اکنون به دلیل قتل یک تبعه آمریکایی از سوی پلیس مهاجرت اعتراضاتی شکل گرفته، پلیس با خشونت شدید با معترضین برخورد میکند و حتی رئیس جمهور آمریکا ترامپ، به شدت از اقدام پلیس حمایت کرده است در حالی که آن زن کشته شده به دست پلیس هیچ اقدامی علیه پلیس یا امنیت ملی کشور مرتکب نشده بود.اما اعتراض در ایران به واسطه دخالتهای بیگانه و تحریکات رسانههای خارجی به ویژه فارسی زبان و نفوذ عوامل جاسوسی به آشوب و اغتشاش تبدیل میشود.چرایی این موضوع در این است که یک دشمنی دیرینه با ایران اسلامی در بین کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی وجود دارد که هر زمان اعتراض به حقی شکل میگیرد آنها با دخالتها و تحریکات خود سعی دارند از آن آب گل آلود ماهی بگیرند.
تفاوت اعتراضات در ایران که به آشوب و اغتشاش کشیده میشود با اعتراضاتی که در آمریکا یا فرانسه صورت میگیرد در این است که اعتراضات ایران با دخالت مستقیم و غیر مستقیم دشمن همراه است اما در اعتراضات آنها هیچ محرک خارجی وجود ندارد.با توجه به شرایطی که علیه کشور شکل گرفته و ایجاد شده است، تنها راهی که برای مقابله با اغتشاش و آشوب وجود دارد، جلوگیری از بروز بهانه و دلیل برای اعتراضات است تا تبدیل به آشوب و اغتشاش ویرانگر و مخرب نشود.هر آشوب و اغتشاشی در ایران دو وجه دارد، یک وجه آن خسارات جانی و مالی است که به کشور و مردم وارد میشود، وجه دیگر آن تأثیر منفی بحران در داخل، منطقه و سطح بینالملل است که به ویژه کشورهای غربی سعی دارند از آن برای خود بهره برداری کنند.حاکمیت و دولت که شامل همه قوا و سازمانهای حکومتی میشود، برای جلوگیری از بروز اغتشاش و آشوب باید پیش از وقوع آن، عواملی که باعث میشود اعتراض شکل بگیرد و تبدیل به آشوب شود، از بین ببرند.اگر به زیانهای مادی و معنوی که اغتشاش و آشوب به کشور و مردم وارد میکند به دقت نگریسته شود، قطعاً باید به این نتیجه رسید که در صورت هزینه کردن برای جلوگیری از بروز و ظهور اعتراضی که قرار است تبدیل به اغتشاش و تخریب شود، بسیار کمتر از صدمات و تلفاتی است که در جریان اغتشاش به کشور وارد میشود.در واقع مسئولان با کار و تلاش بیشتر که خواسته مردم و رهبری است و ایشان در روز مبعث در سخنانشان به این مهم اشاره کردند میتوانند از بروز آشوبهای ویرانگر جلوگیری کنند و بهانه را از دست معترضین بگیرند، آنگاه اغتشاشگران نیز بهانهای برای سوء استفاده نخواهند داشت و اگر هم بار دیگر وارد عرصه اغتشاش و تخریب شوند مسئولیت اقدامات آنها بر عهده خودشان خواهد بود
و نوع برخورد نیز با تفاوتهای بیشتری پیاده خواهد شد.بارها نوشتیم که هدف از آشوب و اغتشاش در ایران، تجزیه کشور است، مسئلهای که نیاز به کشف و شهود هم ندارد، بلکه موضوعی روشن است. این مسئله برای همه مردم باید تبیین شود تا آگاهی نسبت به آینده ایران در میان مردم افزایش یابد. دو رسانه آمریکایی در گزارشهای تحلیلی خود به این موضوع پرداختهاند که ایران باید تجزیه شود و برای این اتفاق نیز تجزیه کشورهای حوزه بالکان را مثال زدهاند، در واقع در صدد بالکانیزه کردن ایران هستند تا از این کشور پهناور چند کشور کوچک و ضعیف بیرون بیاید که هیچ اثری نخواهد داشت.
08:24 - 29 دی 1404