فرسودگی ماشین جنگ!
هفت ماه جنگ تحمیلی علیه ایران بحرانی را برای واشنگتن ایجاد کرده که دیگر با بزرگنمایی از توان هوایی و شمار ناوهای اعزامیشان قابل پنهان کردن نیست. پرسش این است که آمریکا برای ادامه این جنگ چه میزان از ذخیره قدرت خود را سوزانده و برای بحران بعدی چه در اختیار دارد. «جان کالابریس» پژوهشگر ارشد مؤسسه معاند خاورمیانه در یادداشت اخیرش تصویری کمسابقه از این فرسایش آمریکایی ارائه کرده. از نگاه او جنگ علیه ایران همزمان به انبار مهمات، آرایش نیروها، زیرساختهای منطقهای و پشتوانه سیاسی آمریکا فشار آورده و حاشیه مانور واشنگتن را کاهش داده است.
یک) مهمات: انبارهایی که خالی میشونداولین فشار به مهمات بازمیگردد. طبق دادههای مورد استناد کالابریس، موجودی موشکهای تاد از ماه فوریه نزدیک به نصف شده و بازگرداندن این ذخایر به وضعیت پیش از جنگ دستکم چند سال زمان میبرد. بازرس کل پنتاگون نیز از کمبودهای راهبردی در ذخایر سخن گفته. هزینه جنگ تا پایان ژوئن به ۳۳٫۴ میلیارد دلار رسیده و ۲۲٫۳ میلیارد دلار آن مربوط به مهمات بوده است. دهها هواپیما و صدها ساختمان در تأسیسات آمریکا نیز آسیب دیده یا منهدم شدهاند.
دو) ترتیب نیرو: جنگ ایران هزینه چین میشودفشار دوم به آرایش نیروها مربوط است. انتقال ناو هواپیمابر «جورج واشنگتن» از اقیانوس آرام برای جایگزینی ناو «آبراهام لینکلن» در منطقه نمونهای از هزینهای است که جنگ ایران به سایر جبهههای آمریکا تحمیل کرده. واشنگتن سالها از ضرورت مهار چین در هند و اقیانوس آرام سخن گفته و اکنون بخشی از آن ظرفیت باید برای ادامه حضور در خلیج فارس مصرف شود. هر ناو، اسکادران و سامانه دفاعی که مدت بیشتری در منطقه بماند، از توان آماده آمریکا در نقطهای دیگر کم میکند.
سه) زیرساخت: عقبهای که امن نماندسومین فشار به زیرساخت قدرت آمریکا مربوط میشود. ذخیره راهبردی نفت این کشور از حدود ۴۱۵ میلیون بشکه پیش از جنگ به کمتر از ۳۰۰ میلیون بشکه رسیده؛ ذخیرهای که قرار بود سپر آمریکا در برابر شوکهای بزرگ انرژی باشد، اکنون برای مهار پیامدهای جنگ مصرف میشود.پایگاههای آمریکا در خلیج فارس نیز با واقعیتی تازه روبهرو شدهاند و شبکه استقرار واشنگتن طی دههها بر این فرض بنا شده بود که عقبه نظامی آمریکا از دسترس حملات مؤثر دشمن دور میماند. جنگ ایران این فرض را متزلزل کرده است.آسیب به مرکز عملیات هوایی العدید و خسارت به صدها ساختمان در تأسیسات آمریکا در کشورهای مختلف منطقه، نشان داد پایگاههای این کشور دیگر آن پناهگاههای کمهزینه گذشته نیستند.
چهار) سیاست: جنگی که خریدار نداردچهارمین فشار در داخل آمریکا دیده میشود. حمایت افکار عمومی از جنگ کاهش یافته و در برخی سنجشها به حدود یکسوم رسیده. درصد بزرگی از آمریکاییها نیز گفتهاند رئیسجمهور نتوانسته هدف جنگ را برای آنها توضیح دهد. رفتار متناقض ترامپ به این فرسایش دامن زده است. از ادعا درباره تسلیم بدون قید و شرط ایران تا توقف حملات، آتشبس، بازگشت دوباره به جنگ و سپس ابراز امیدواری برای پایان آن، مسیر سیاسی واشنگتن پر از تغییر پیام بوده. برای مردم آمریکا و حتی برخی شرکای منطقهای، سوال شده که پایان مطلوب این جنگ چیست و آمریکا برای رسیدن به آن تا کجا حاضر است هزینه بدهد؟
اهمیت یادداشت کالابریس در کنار هم گذاشتن این چهار فاکتور است. انبارهای مهمات تحت فشارند، نیروی مورد نیاز سایر جبههها به غربآسیا کشیده شده، ذخایر و پایگاههای پشتیبان هزینه میدهند و پشتوانه سیاسی جنگ نیز کاهش یافته و واشنگتن برای نگه داشتن قدرت امروزش، در حال مصرف بخشی از توان فردای خود است. آمریکا سالها جنگ را در شرایطی پیش برد که دشمن توان تحمیل هزینه پایدار به عقبه آن را نداشت. جنگ علیه ایران این وضعیت را تغییر داده. پاسخ نظامی طولانی، مصرف گسترده رهگیرها، آسیبپذیری پایگاهها، فشار انرژی و خستگی سیاسی، همزمان بر توان ادامه جنگ اثر گذاشتهاند.پرسش نهایی کالابریس از پنتاگون نیز بسیار مهم است؛ اینکه اگر پیش از بازسازی ذخایر، ترمیم پایگاهها و بازیابی توان سیاسی، بحران تازهای رخ دهد چه خواهد شد؟ اگر همان زمان واشنگتن با تنشی بزرگتر در برابر چین روبهرو شود چه میزان ظرفیت آزاد باقی خواهد ماند؟ جنگ تحمیلی علیه ایران از نگاه این تحلیلگر توان ذخیره آمریکاییها برای آینده را نشانه گرفته است.
13:10 - 30 شهریور 1405