تسلیم ایران؛ رویای آمریکایی

اندیشکده «شورای آتلانتیک» در تازه‌ترین ارزیابی خود از وضعیت ایران، ناخواسته به واقعیتی اعتراف می‌کند که سال‌ها در محاسبات واشنگتن نادیده گرفته شده است. فشار اقتصادی، تهدید نظامی، تحریم نفتی و تلاش برای تحریک ناآرامی داخلی هنوز نتوانسته جمهوری اسلامی را به نقطه تسلیم برساند. نویسندگان گزارش صریحاً اذعان دارند نسل تصمیم‌ساز ایران، نسلی برخاسته از تجربه جنگ و مقاومت است و پیش از آنکه در برابر فشار عقب‌نشینی کند، هزینه را به طرف مقابل بازمی‌گرداند.
مقاومت در برابر نسخه قدیمی واشنگتنعنوان گزارش شورای آتلانتیک خودش گویای مسئله آنان است؛ چرا ایران هنوز تسلیم نشده است؟ این پرسش نشان می‌دهد مسئله اصلی برای طراحان سیاست آمریکا دیگر صرفاً مهار ایران نیست. آنها دنبال فهم این موضوع هستند که چرا مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی هنوز نتوانسته اراده تهران را درهم بشکند.نویسندگان گزارش به صراحت می‌نویسند مسئولان و فرماندهان ایران که بخش مهمی از تجربه سیاسی و امنیتی خود را در جنگ ۸ساله به دست آورده‌اند، مصمم هستند در برابر فشار آمریکا مقاومت کنند. تعبیر آنها از این نسل قابل توجه است. مردانی سخت که پیش از تسلیم، پاسخ خواهند داد و این گزاره مهم‌ترین اعتراف متن است. واشنگتن با حریفی روبه‌روست که منطق تصمیم‌گیری او بر تحمل فشار، بازگرداندن هزینه و جلوگیری از تحمیل اراده دشمن بنا شده.شورای آتلانتیک حتی ریشه این رفتار را نیز جست‌وجو می‌کند و به تجربه جنگ تحمیلی می‌رسد. نویسندگان معتقدند برای بخش بزرگی از مدیران و فرماندهان ایران، تجربه تعیین‌کننده زندگی سیاسی نه شعارهای انتزاعی، بلکه سال‌های طولانی جنگی است که ایران در آن زیر شدیدترین فشارها ایستاد. از نگاه آنها، این تجربه تاریخی نسلی ساخته که عقب‌نشینی در برابر تهدید را مترادف پایان تهدید نمی‌داند.در واقع گزارش شورای آتلانتیک از زاویه‌ای آمریکایی همان گزاره‌ای را تأیید می‌کند که تجربه چند دهه تقابل ایران و آمریکا بارها نشان داده است. فشار زمانی که با تصور فروپاشی سریع طرف مقابل طراحی شود، می‌تواند نتیجه معکوس تولید کند. طرف ایرانی به جای پذیرش خواسته‌های واشنگتن، تلاش می‌کند هزینه ادامه فشار را بالا ببرد و محاسبات دشمن را تغییر دهد.
اما نگرانی اصلی از کجاست؟بخش مهم‌تر گزارش جایی است که نویسندگان سراغ عوامل دوام جمهوری اسلامی می‌روند. آنان انسجام نیروهای امنیتی، قدرت منطقه‌ای و توان عبور از ناآرامی داخلی را عناصر کلیدی تاب‌آوری ایران معرفی می‌کنند.این بخش عملاً نقشه نگرانی واشنگتن را آشکار می‌کند. مسئله فقط اقتصاد نیست. مسئله اصلی پیوند میان جامعه، ساختار امنیتی، توان منطقه‌ای و اراده سیاسی است. تا زمانی که این پیوند باقی بماند، رؤیای تبدیل فشار اقتصادی به فروپاشی سیاسی با مانع روبه‌رو خواهد بود.به همین دلیل، نویسندگان با حساسیت ویژه‌ای به اعتراضات اقتصادی در شهرها و مناطق خارج از تهران نگاه می‌کنند. از دید آنها، زمانی خطر جدی می‌شود که بخش‌هایی از طبقات اجتماعی نزدیک‌تر به بدنه سنتی و نیروهای امنیتی دچار نارضایتی پایدار شوند. گزارش صریحاً می‌گوید شکاف در چنین بخش‌هایی می‌تواند خطر گسست در نیروهای امنیتی را افزایش دهد و این مسئله برای حکومت هشدار بسیار جدی خواهد بود.اینجاست که متن از تحلیل صرف فاصله می‌گیرد و منطق مطلوب فشار بر ایران را آشکار می‌کند. فشار اقتصادی باید ادامه پیدا کند تا نارضایتی اجتماعی افزایش یابد. کاهش درآمدهای نفتی باید ذخایر ارزی را محدود کند. محدودیت منابع باید بر توان منطقه‌ای اثر بگذارد و مجموعه این روندها به‌زعم آنان باید انسجام داخلی را هدف قرار دهد.
اقتصاد، حلقه امید واشنگتنبخش بزرگی از خوش‌بینی نویسندگان به فشار بر ایران از محاسبات اقتصادی می‌آید. آنها صادرات نفت و ذخایر ارزی را مهم‌ترین نقاط آسیب‌پذیر معرفی کرده‌اند و تجربه تحریم‌های گذشته را شاهد می‌آورند. در گزارش تأکید شده که فروش نفت مهم‌ترین مسیر ورود ارز به ایران است و تحریم مؤثر شبکه فروش نفت و نقل‌وانتقال مالی می‌تواند منابع قابل دسترس تهران را کاهش دهد.بر همین اساس، توصیه اصلی گزارش به واشنگتن بسیار روشن است. تحریم‌ها باید حفظ شوند و نباید در جریان توافقی بزرگ‌تر از دست بروند. نویسندگان حتی درباره هر ترتیبی در تنگه هرمز که بتواند برای ایران درآمد مالی ایجاد کند هشدار می‌دهند و نگران هستند کاهش محدودیت‌های مالی، بخشی از ابزار فشار آمریکا را خنثی کند.از این زاویه، مسئله هسته‌ای نیز تنها بخشی از منازعه است. آنچه نویسندگان دنبال می‌کنند حفظ اهرم اقتصادی تا زمان تغییر رفتار یا افزایش فشار داخلی است. هدف، فرسایش قدرت تصمیم‌گیری ایران از مسیر کاهش درآمد و دشوارتر کردن اداره کشور است.
سه آرزوی واشنگتن برای ایراننویسندگان شورای آتلانتیک تصویری بسیار صریح از شرایط مطلوب خود ارائه می‌دهند. ایران نتواند نفت کافی صادر کند، انسجام داخلی حکومت دچار شکاف شود و قدرت منطقه‌ای تهران تضعیف گردد، سپس تورم شدید به ناآرامی گسترده و مداوم اجتماعی منجر شود. آنها معتقدند هم‌زمانی این عوامل می‌تواند کنترل جمهوری اسلامی بر کشور را با مشکل جدی روبه‌رو کند.اهمیت این بخش در صراحت آن است. فشار اقتصادی در نگاه بخشی از جامعه راهبردی آمریکا ابزار مستقلی برای گرفتن امتیاز نیست. مطلوب نهایی، انتقال فشار از اقتصاد به جامعه و از جامعه به انسجام سیاسی و امنیتی است.با این حال نویسندگان اذعان دارند آمریکا سابقه ناموفقی در پیش‌بینی تحولات سیاسی کشورهای دیگر داشته و هیچ‌کس نمی‌داند دقیقاً چه عاملی می‌تواند جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی کند. حتی احتمال می‌دهند حکومت ایران تا سالیان مدید باقی بماند.این اعتراف، نقطه شکست روایت متن است. گزارش از سویی نشانه‌های ضعف را قطعی معرفی می‌کند و از سوی دیگر درباره زمان، مسیر و حتی اصل تحقق نتیجه نهایی اطمینانی ندارد.
زمان واقعاً به سود چه کسی است؟شورای آتلانتیک مدعی است زمان در میان‌مدت و بلندمدت به سود آمریکاست، زیرا کاهش منابع مالی می‌تواند قدرت ایران را فرسوده کند. اما خود نویسندگان هم اذعان دارند تهران در کوتاه‌مدت قادر است هزینه‌هایی بر آمریکا تحمیل کند و از حساسیت بازار انرژی، تنگه هرمز و فضای سیاسی داخلی آمریکا بهره ببرد.این تناقضی است که سیاست فشار بارها با آن روبه‌رو شده است. آمریکا برای نتیجه گرفتن به زمان نیاز دارد، اما ایران نیز در همین زمان ابزارهایی برای افزایش هزینه طرف مقابل در اختیار دارد. هرچه فشار شدیدتر شود، انگیزه تهران برای فعال‌کردن ظرفیت‌های بازدارنده بیشتر می‌شود.نویسندگان حتی هشدار می‌دهند ایران پیش از آنکه از نظر اقتصادی به نقطه خفگی برسد، تنش را افزایش خواهد داد. این جمله در واقع اعتراف به محدودیت سیاست فشار حداکثری است. فشار بیشتر الزاماً تسلیم سریع‌تر تولید نمی‌کند و ممکن است پیش از رسیدن به نقطه مطلوب واشنگتن، دامنه هزینه‌ها را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد.
اعترافی که پشت گزارش پنهان ماند!شورای آتلانتیک گزارش خود را با امید به فرسایش جمهوری اسلامی ایران نوشته، اما در لابه‌لای همین تحلیل چند واقعیت مهم را پذیرفته. ایران هنوز در برابر فشار ایستاده، ساختار تصمیم‌گیری آن تسلیم سریع را نمی‌پذیرد، تجربه جنگ در محاسبات فرماندهانش زنده است، تهران توان تحمیل هزینه متقابل دارد و هیچ تضمینی وجود ندارد که نسخه فشار اقتصادی در نهایت به هدف مد نظر آمریکا برسد.
21:47 - 2 شهریور 1405

23٫9k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌بهروز خادم‌
@Bkhadem42 دقیقه پیش
در پاسخ به
در مورد این موضوع نوشته زیر را هم بخوانید https://farsnews.ir/Bkhadem/1787513415619001459
تصویر نمایه‌ی ‌بهروز خادم‌
بهروز خادم

@Bkhadem  •  1 روز پیش

بحران ارزی و جنگ اقتصادی؛ میدانی که با ایمان، تلاش و هوشیاری فتح میشود

بحران ارزی و نفوذ مافیای داخلی، یکی از حساسترین جبهه های جنگ ترکیبی دشمن است که با تکمیل تهدیدات خارجی، به تاراج منابع ملی و تضعیف «اراده مردم» دامن میزند. این معضل، پیشینه ای طولانی دارد و از یک «آسیب اجرایی» به یک «تهدید امنیتی وجودی» ارتقا یافته است. با این حال، عزم نظام، ورود قاطع قوه قضائیه و ق…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش