«مادری مصنوعی»، زخمی تازه در دنیای والدگری!

یک پرونده قطور برای همه لحظات بارداری، یک اپلیکیشن برای همه حالات جنین و نوزاد؛ مادر امروزی خیلی دستش باز است. اما مادرها واقعاً از این وضع راضی‌اند؟ «مادری مصنوعی» مشکل تازه‌ای است که مادرها به آن دچارند و خیلی‌هایشان حتی جای این زخم را هر شب با خستگی، پماد می‌زنند و فکر می‌کنند دیگر راه چاره‌ای نمانده است.
گروه زندگی: نوزاد شما نمی‌خوابد؟! انگشت شصتش را زیاد در دهانش می‌مکد؟ آیا نمی‌خواهید بدانید وزن نوزاد ۱۴ روزه‌تان روی منحنی رشدش قرار دارد یا خیر؟ برای همه اینها و هر مساله دیگری که در بچه‌داری به آن دچار می‌شوید کافی است انگشت اشاره‌تان را روی صفحه گوشی بلغزانید و همه چیز را بخوانید. اما اگر از خود مادرها بپرسید از این وضع راضی‌اند جواب‌های متفاوتی می‌دهند. به نظر می‌آید با وجود این‌همه اطلاعات مادر بودن نه‌تنها آسان‌تر نشده بلکه به سمت مصنوعی شدن رفته است. اصلاً اگر مادری آسان‌تر شده پس چرا یک خواب راحت هنوز هم‌ آرزوی مادرهاست؟ مگر تکنولوژی به آن‌ها آموزش خواب نوزاد نمی‌دهد؟ با این گزارش سری به دنیای پرچالش مادران می‌زنیم و «مادری مصنوعی» را از نگاه فرشته سلمان‌پور، کارشناسی ارشد روان‌شناسی و مشاور و درمانگر خانواده بررسی می‌کنیم.

بدون اجازه ما آب هم نخور!

فرشته سلمان‌پور ریشه مشکل را نه در بچه‌داری بلکه از آغاز بارداری می‌بیند. او می‌گوید: «از همان اول بارداری مامان ما، با یک‌عالمه اطلاعات بمباران می‌شود « اینو بخور، اونو نخور، این‌جوری راه برو، این‌جوری بشین، برای جنین داستان بخون، برای خوابش، خوابت رو تنظیم کن و..» در واقع ما از همان ثانیه اول، اعتمادبه‌نفس مادر را با اطلاعات زیادی که به او می‌دهیم، خش می‌اندازیم. حتماً برایتان پیش‌آمده که در مورد یک مسئله‌ای با دوستتان گفتگو کنید و فردا همان مسئله و حاشیه‌هایش در جست‌وجو‌های شما بالا می‌آید. ما ناخواسته با اطلاعات زیادی در تماسیم. حالا این اطلاعات برای مادرها یک‌دنیای متفاوتی رقم می‌زند.» سلمان‌پور مرا یاد خاطره دوستم می‌اندازد. وقتی باردار بود برایش چای به دم کردم که خیلی کم‌ضررتر از چای سیاه باشد. گوشی را از روی عسلی برداشت و عوارض چای به در بارداری را جستجو کرد. بعد وقتی دید به نظر بی‌خطر می‌آید اندازه یک فنجان از آن چایی خوش‌عطر خورد. بعداً همین دوستم سر بچه سومش، برای دادن غذای سفره به فرزندش حتی صبر نکرد یک‌ساله شود. همان هشت نه‌ماهگی شروع کرد. به نظرش می‌آمد تشخیص خودش بهتر است و خسته شده بود از نسخه‌های متفاوت.

تو هیچی بلد نیستی!!

سلمان‌پور هم به‌نوعی همین را به ما می‌گوید. او حتی فقط فضای مجازی را مقصر نمی‌داند بلکه فکر می‌کند حالا حتی مادربزرگ‌ها، کادر بیمارستان و همه کسانی که با مادر در ارتباطند او را خام و بی‌تجربه می‌دانند: «الان در بیمارستان آموزش شیردادن داریم. بچه اگر یک ربع اضافه بخوابد مادر مضطرب می‌شود که قندش افتاده و باید بیدارش کنم تا به‌زور شیر بخورد. چرا ما به خود مادرها و بچه‌ها اعتماد نمی‌کنیم؟ غریزه خود نوزاد قوی است. مگر ما به او مک زدن یاد می‌دهیم؟ نه! شیر خوردن و خوابیدن هم همین است. نوزاد و مادر خودشان ذاتی بلدند. اما ما با این روش همه آدم‌ها را شبیه هم فرض می‌کنیم. در حالیکه برای شیردادن، کیفیت شیر مادر، معده و وزن نوزاد و خیلی چیزهای دیگر متفاوت است و هر مادر و بچه‌ای شرایط خودشان را دارند. اما با همین کارها ما به مادر این پیام را مخابره می‌کنیم: تو هیچی بلد نیستی! برای کوچک‌ترین کاری ما باید بهت بگیم و آموزش ببینی!»فرشته سلمان پور آه می‌کشد و از مادرانی می‌گوید که به آن‌ها مشاوره داده و اظهار می‌کرده‌اند آن قدر از چکاب‌های مختلف در بارداری و توصیه‌ها خسته شده بوده‌اند که وقتی نوزاد را داده‌اند بغلشان، دیگر ذوقی نمانده برایشان.

ترس، خریدارید؟!

سلمان‌پور که خودش روان‌شناسی خوانده است، دست سودجویان از این رشته را هم رو می‌کند و می‌گوید: «حالا یک عده می‌آیند برای پول درآوردن از رشته روان‌شناسی، نیازسازی می‌کنند! به والدین می‌گویند که اگر این رفتار را بلد نباشید، فرزند شما مضطرب می‌شود. اگر فلان کار را بکنید، آینده‌اش خراب می‌شود و الی ماشالله از این ترس‌هایی که حالا دست‌کم هر مادری با چندتایش دست‌وپنجه نرم می‌کند. همین ترس فروشی به والدین جیب خیلی‌ها را پر کرده است.»

ببخشید‌های هر روزه...

این مادر روان‌شناس، سری هم به قدیم می‌زند و یک نکته مهم را به همه ما می‌گوید: «قدیم والدین چطور بودند؟! رفتار طبیعی خودشان را با بچه داشتند. برای هر چیزی چک نمی‌کردند. اگر مثلاً بچه راهم می‌زد. دیگر زده بود، تمام شد رفت. عذاب وجدان بعدش، جبران‌های افراطی و این‌همه آسیب جدی‌تر نداشت. اما الان مسئله ما این است که والد «از ترس آسیب» بیشتر صدمه می‌بیند تا خود «آسیب». این ترس‌ها از کجا آمده؟ از همان بمباران اطلاعات، از ترس فروشی‌های مجازی، از عدم اعتمادی که مدام به مادر داده می‌شود. با همین ترس‌ها و چک‌کردن‌ها رفتار مادر مصنوعی می‌شود و رابطه او با فرزندش هم مصنوعی است. در نهایت این رابطه مخرب است و هیچ‌کس لذتی از آن نمی‌برد.»سلمان پور ادامه می‌دهد حالا با چند گزاره روانشناسی، ترس از آینده را به جان مادرها می اندازند و باعث می‌شوند مادر در طول روز صدها بار با هیولای عذاب وجدان دست به یقه شود!

مادران ناکافی، غمگینند!

سلمان‌پور دست روی زخم عمیقی گذاشته است. اغلب مادرها از ناکافی بودن می‌نالند. حتی آن قدر به دنیای روان‌شناسی مسلطند که به‌راحتی می‌گویند من مادر کافی نیستم! و هر شب یک زن غرغرو درون وجودشان آنها را برای تک‌تک رفتارهایی که با بچه داشته‌اند سرزنش می‌کند.این را بگذارید کنار عذاب وجدان‌هایی که محیط و جامعه به او می‌دهد؛ حال خوب گمشده مادرهاست. مادرهایی که با یک مادری مصنوعی، درگیرند و نه می‌توانند از چک‌کردن مدام همه رفتارهایشان در نظام تربیتی فضای مجازی دست بکشند و نه به خودشان اعتماد دارند.

تو، بهترینی مامان!

سلمان‌پور کلمه «اعتماد» را وسط می‌گذارد و احساس می‌کنم همه مادرها به آن نیاز دارند. به اینکه احساس کنند ذات مادرانه و غریزه خدادادی‌شان بلد است از پس خیلی چیزها بربیاید و نیاز نیست برای از پوشک گرفتن دوره بخرند و برای کوچک‌ترین رفتار کودکشان مضطرب شوند. مادرها، عمیق‌ترین و دقیق‌ترین آدم‌های دنیا هستند. حتی همان مادر بی‌خیالی که به نظر می‌آید خیلی چیزها را فراموش می‌کند بهترین مادر برای فرزندی است که خدا به او داده است.#مادر_کافی#روانشناسی#والدگری_تربیت_#عذاب_وجدان
21:39 - 1 آبان 1404
زندگی
خانواده
زنان

3 بازنشر6 واکنش
68٫8k بازدید



4 پاسخ

@user1708341425111 آبان 1404
در پاسخ به
عالی و دقیق بود...واقعااااا همینطوره.....

تصویر نمایه‌ی ‌مینا فرقانی‌
@MinaForghani2 آبان 1404
در پاسخ به
چه حس خوبی داشت مطلبتون. ممنونم که به این مسئله‌ی مهم پرداختید.

تصویر نمایه‌ی ‌نام بزرگم رضاست‌
@shaeri10012 آبان 1404
در پاسخ به
خداقوت مطلب خوبی بود

@Iranianuser19912 آبان 1404
در پاسخ به
آفرین متن خوبی بود،ولی مخالف سایر گزارش هاتون بود....اگر اونها را بررسی کنید می فهمید