مذاکره ترامپ و استراتژی تهران

اگر کسی بخواهد با سکه آقای ترامپ برای کشور تصمیم بگیرد، خوبست براساس داده‌های آشکار پاسخ مثبت به مذاکره را برای خود شبیه‌سازی کند.
۱. فکت‌شیت: ترامپ در حالی یک نامه برای مذاکره فرستاده است که قبل از آن سندی در سایت کاخ سفید رسما تحت عنوان فکت‌شیت «رئیس جمهور دونالد جی‌ترامپ فشار حداکثری را بر ایران بازمی‌گرداند.» منتشر کرده است. از مواردی که فکت‌شیت اعلام می‌کند اینست که ایران باید از سلاح‌های متعارف خود محروم شود، رابطه ایران با متحدین منطقه‌ای خود قطع شود و سوم اینکه وزارت خزانه‌داری فشار حداکثری علیه ایران را اعمال کند. ۲. سر اختاپوس: در کنار این فکت‌شیت نتانیاهو و رژیم بارها اعلام کرده‌اند که باید برای حل مسائل منطقه‌ایشان سراختاپوس یا سر محور مقاومت را بزنند. حالا آن‌ها احساس می‌کنند در غیاب سید حسن، سنوار و محمد ضیف و ماجرای سوریه جولانی این فرصت را پیدا کرده‌اند که از دل خطر و بحران طوفان‌الاقصی که «بازدارندگی» آن‌ها را به خطر انداخته است؛ با حمله به ایران خود را بازیابی کنند و بر انتقادهای درون اسرائیل فائق آیند. جدیدا نتانیاهو بعد از دریافت ۱۸۰۰ بمب ۲۰۰۰ پوندی از امریکا در ملاقات با وزیر خارجه ترامپ گفته بود که ما خواهیم توانست کار ایران را به پایان برسانیم.
با توجه به این شرایط، اگر ایران مذاکره را بپذیرد وارد یک دو راهی می‌شود. اگر شروط فکت‌شیت را بپذیرد وارد پروسه #خلع‌سلاح می‌شود. اگر نپذیرد تجربه نشان داده که #فشار‌رسانه‌ای و فضاسازی بین‌المللی آغاز می‌شود. اینکه «ما خواستیم و نشد»، اینکه «ایران مذاکرات را به بن‌بست کشانید» و... که به دلیل دست برترشان در رسانه موجب غلبه آن‌ها بر افکار عمومی می‌شود. این غلبه بر افکار عمومی هر اقدام نظامی علیه ایران توجیه می‌کند. ایرانی که در فضای رسانه‌ای و دستکاری شده در افکار عمومی «مذاکرات را به بن‌بست کشانیده است.» تجربه تاریخی نه چندان دور نشان می‌دهد الگوی اولی می‌شود عاقبت #اوکراین و #لیبی که با پذیرش خلع سلاح خود مقدمات جنگ علیه خودشان را انجام دادند و کشورشان را وارد جنگ کردند.سرنوشت دومی هم می‌شود جنگ #عراق در سال ۲۰۰۳م که به دروغ اعلام کردند که عراق به تعهدات خود عمل نکرده و سلاح‌های کشتار جمعی را پنهان کرده است و در نهایت امریکا حتی بدون تصویب قطعنامه‌ای جدید از سوی شورای امنیت سازمان ملل، در مارس ۲۰۰۳م به عراق حمله کرد.در واقع نامه ترامپ دام جنگ است. به همین تجربه روی دیگر این سکه ترامپی، جنگ است و نه اجتناب از جنگ.
اما استراتژی تهران در مقابل این دام چیست؟ ایران به تجربه به این باور رسیده است که با این ترامپ باید «راهبرد نه جنگ نه مذاکره» را دنبال کرد. این همان ایران‌ی است که از مذاکره هیچ وقت ابایی نداشته است و حتی این اواخر با دولت بایدن مذاکرات غیرمستقیم عمان را در همین سال 1403ش دنبال می‌کرده است. اما برای ترکیب ترامپ-نتانیاهو راهبرد دیگری لازمست:1. تجربه پیشین: ایران تجربه فشار حداکثری ترامپ را یکبار از سر گذرانده است. ترامپ بعد از پوستری شبیه‌سازی شده از گیم‌آوترونز که از خودش منتشر کرد، به صورت کلی چند کار برای به صفر رساندن فروش نفت انجام داد.
ابتدا نفت‌کش ایران را در تنگه جبل‌الطارق دزدیده و توقیف شد. دوم عربستان به جبران کاهش صادرات نفت ایران در بازار انرژی، آرامکو را مسئول جبران کاهش کرد. سوم از منشا نامعلومی نفت‌کش‌های ایران مورد حملات نظامی قرار گرفت تا حلقه محاصره نفتی ایران تنگ بشود. ایران آن زمان در پاسخ به این اتفاقات، کشتی‌ انگلیسی را توقیف کرد و تا کشتی ایران از جبل‌الطارق خارج نشد؛ کشتی‌ آن‌ها را رها نکرد. در جنگ نفت‌کش‌ها وقتی منشا حملات شناسایی شد در اقدام متقابل 12 کشتی اسرائیلی روی آب زیر آتش قرار گرفتند تا اینکه اسرائیل اعلام کرد دیگر در جنگ نفت‌کش‌ها مشارکت نمی‌کند و در نهایت آرامکو به تیر‌های غیب یمنی و رزمندگان مقاومت به آتش کشیده شد تا اینکه فرصت فروش نفت به ایران برگشت. هر چند در سال‌های آخر منتهی به 1400ش التفات دولت وقت به این فرصت زیاد نبود اما در دولت بعد فروش نفت و درآمدش حتی از توقع بودجه 1402 هم گذشت. حالا امروز طراحان فشار حداکثری دیگر در شرایط پیشین نیستند، بازیگران فشار حداکثری در موقعیت پیشین نیستند و ایران هم با تجربه در این مواجهه قرار دارد.2. اقدامات عملیاتی: ایران به دنبال اینست تا نظام محاسباتی اسرائیل و امریکا را واقع‌گرا کند. صحبت‌های رهبر انقلاب در دیدار دانشجویان مبنی بر اینکه محور مقاومت متکی به افراد نیست و مقاومت بعد از شهادت سید حسن و سنوار اقدامات بزرگی انجام داد یادآوری این موضوع است.
دوم اینکه ایران تلاش می‌کند تا معادلات منطقه را به خود وابسته کند. مثلا اینکه به کشورهای عربی یادآوری کند هر نقطه مهاجم به ایران، خاک دشمن شناسایی می‌شود و آن‌ها هم آسیب جنگ را خواهند دید یا اینکه اگر امنیت انرژی ایران به خطر بیفتد امنیت انرژی کل منطقه به خطر می‌افتد. خلاصه اگر آتشی بلند شود، گریبان همه منطقه و ذینفعان آن را خواهد گرفت و این یعنی درگیر شدن منافع چین، عربستان، قطر، امارات و کل بازار انرژی در این ماجرا. سوم اینکه محور مقاومت به عنوان یک بازیگر فعال در حال اقدام، بعد از آتش‌بس لبنان و فلسطین در حال انجام دادن اقدامات جدید است تا موازنه قدرت را تثبیت کند. اقدامات مجدد یمنی‌ها در بستن تنگه باب‌المندب، فعال‌شدن سوریه غربی و... مواردی است که انسان در رسانه به عنوان خبر مشاهده می‌کند که این اخبار، چند برابرش در لایه‌های سری و امنیتی بین دو جبهه در حال رد و بدل است. اینگونه است که راهبرد نه‌جنگ-نه مذاکره به دنبال تامین منافع ملی است.ایران اگر مذاکره نکند پس برای اقتصاد چه می‌کند؟ایران صحنه را اینگونه می‌بیند. اقتصاد ایران از دو جهت دچار اشکال شده است. جهت بیرونی آن نظام تحریمی و تهدید خارجی است. حالا با گرفتار شدن اسرائیل در میانه طوفان‌الاقصی و شکست طرح‌هایی مثل کوریدور ای‌مک که قرار بود مسیرهای ترانزیتی بین‌المللی را در منطقه، تحت نفوذ اسراییل در بیاورد موجب تضعیف قدرت مانور اسرائیل در منطقه شد. بحران‌های داخلی‌ اسرائیل، رکود پیش روی امریکا و اختلافات داخلی‌ درون آن نتایج جدیدی را در حال رقم زدن است. از جمله این نتایج، ضعیف شدن اراده عوامل فشار تحریمی مثل برخی همسایگان عربی است.
آن‌ها که روزگاری خود جزئی از بازوهای فشار تحریمی بودند، امروز فقدانشان موجب ضعیف‌تر شدن اراده فشار حداکثری فکت‌شیت ترامپ است. به یاد بیاورید که عربستان سعودی در اوج اغتشاشات 1401ش در حالی که امریکا و اسراییل در حال تلاش برای اجماع‌سازی بین‌المللی علیه ایران بودند ناگهان با وساطت چین، عربستان با ایران وارد گفتگوهای تفاهم شدند و سپس از درون آن گفتگوها روابط دیپلماتیک این دو کشور از سر گرفته شد. اما در داخل سه راهبرد از سوی رهبر انقلاب در حال پیگیری است. اول فعال‌سازی بخش خصوصی و دانش بنیان و دوم کنار زدن بوروکراسی دست‌وپا گیر دولتی و چابک‌سازی آن. این مهم را می‌توان در بیانات علنی ایشان و دیدارها و بازدیدهای نمایشگاهی ایشان با این گروه‌ها به وضوح یافت. در واقع رهبری از جنبه داخلی به مولدسازی و فعال‌سازی تولید متمرکز هستند و در خارج بر تضعیف نظام تحریمی. این قانون الهی است که دشمنان حق فَسَینْفِقُونَها ثُمَّ تَکونُ عَلَیهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یغْلَبُونَ از مال خود برای ضربه به اهل حق خرج می‌کنند اما جز ضرر چیزی عایدشان نمی‌شود و سرنوشت اقدامشان شکست است.
06:23 - 25 اسفند 1403

3 بازنشر14 واکنش
171٫9k بازدید



6 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سید حمزه باقری‌
@Sarbaze_velayat25 اسفند 1403
در پاسخ به
انشاالله با عزم ملت ایران و کمک پروردگار پیروزی از جانب جبهه ی حق است

@user17359735764625 اسفند 1403
در پاسخ به
اون خائنینی که برای مذاکره کردن دست وپا میزنن رو به مردم معرفی کنن و بعد محاکمهشون کنن،چون مشخصه که خیانت کار هستند.

تصویر نمایه‌ی ‌بهرام حیدر‌
@user170910131402085893925 اسفند 1403
در پاسخ به
چند توضیح در باب مذاکره: ۱- نیاز به مذاکره جدید نیست. طرفداران ایرانی مذاکره که با ترامپ روابط حسنه دارند به او بگویند بر اساس برجام عمل کند نیازی با مذاکره جدید نیست. ۲- اینها که دم از مذاکره با آمریکا می‌زنند همان سازشکارهایی هستند که زمان جنگ در زمان اشغال خرمشهر عزیز شعار مذاکره با صدام سر می‌دا…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌بهرام حیدر‌
@user170910131402085893926 اسفند 1403
در پاسخ به
ای اهالی مذاکره که در مجلس ششم جام زهر را به رهبری تجویز کردید. برجام همان جام زهری بود که رهبری نوشید ولی نتیجه نداد. حال دنبال جام زهری دیگر هستید.

@user170910060582977266826 اسفند 1403
در پاسخ به
نتیجه اخلاقی این مقاله : وقتی با رفتن همتی ظریف کناره گیری می کند این نشان می دهد اون (همتی) وظیفه اش بالا بردن قیمت دلار بود تا همه متقاعد به مذاکره شوند تا این (ظریف) بتواند ایران را وارد فکت شیت کند !!!

@user17097457449326 اسفند 1403
در پاسخ به
سلام .استراتژی مذاکره تهران با طرف های غربی بویژه آمریکا ، توسط رهبر معظم انقلاب ، در چهارچوب (اصول + ارزش ها و مصلحتِ نظام و کشورمان) مشخص شده است .اگر ما بر سر خواسته های غیر عقلانی دولت آمریکا در زمینه های (حقوق بشر + برنامه دفاعیِ موشکی) کوتاه بیاییم ، طبق فرمایشات معظم له ، دشمنان نیز خواسته …نمایش بیشتر